ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

خلسه

خلسه

前往频道在 Telegram

برای ثبت سفارش و اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام بدین، صبور باشید جواب میدم. _____________ @Amirma05 _____________ @Amir2005botbot

显示更多
未指定国家未指定类别
1 033
订阅者
-924 小时
-317 天
-14530 天
帖子存档

4_5843702171878561340.mp36.28 MB

4_5771383130296423097.mp34.20 MB

.

نمی‌دانم چه کنم. بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟ یا دوباره خودم را جمع کنم و فردا صبح، مثل آدمی که هیچ اتفاقی نیفتاده، از جا برخیزم و به زندگی ادامه بدهم؟ اما مگر آدم چند بار می‌تواند خودش را از روی زمین جمع کند؟ من مدت‌هاست خودم را جمع می‌کنم. هر بار تکه‌ای از من جایی می‌افتد و من خم می‌شوم، برمی‌دارمش، گرد و خاکش را می‌تکانم و به خودم می‌گویم: «چیزی نیست… می‌گذرد.» چه دروغ عجیبی!‌ همه‌چیز می‌گذرد، اما بعضی چیزها از آدم نمی‌گذرند. بعضی دردها نمی‌روند؛ فقط آن‌قدر ساکت می‌شوند که خیال می‌کنی درمان شده‌ای. بعد یک شب، درست وقتی همه‌چیز آرام است، برمی‌گردند و چنان گلویت را می‌فشارند که می‌فهمی تمامِ این مدت، درد فقط منتظر فرصتی بوده است تا دوباره خودش را به تو ثابت کند.

1677926297125672343Najva-140_-_audio_only_medium.m4a.mp33.43 MB

Shervin-Potk-musicdel.ir.mp36.70 MB

عمر من در میان فکرها و اندیشه‌ های طولانی تلف شد.

eeadd7c2-a96d-4828-93c0-d7282d040e83.mp38.87 MB

شاید تنها اشتباه من در طول این مسیر این بوده که هیچوقت خودمو دوست نداشتم ولی از امروز همه چی فرق داره اولویت خودمم.

شاید وقتش رسیده دیگه دنبال هیچ چراغی توی گذشته نگردم حتی اگر هنوز بعضی شب‌ها نورش از دور دیده بشه. من دیگه نمیخوام چیزی رو جای چیزی بذارم نه میخوام برگردم به جایی که تموم شد نه میخوام دوباره یه مسیر تازه رو فقط برای فرار از قبلی شروع کنم. بعضی راه‌ها رو باید تنها رفت نه از روی تلخی از روی فهمیدن. آدم یه جایی میرسه که دیگه نمیخواد جای خالی هیچکس رو پر کنه فقط میخواد خودش رو دوباره پیدا کنه. شاید این بار مقصد مهم نباشه مهم اینه که برای اولین بار دارم راهی رو میرم که جهتش رو نه گذشته تعیین کرده نه نبودن کسی. و اگر چیزی قرار باشه توی این مسیر باقی بمونه میخوام انتخابش کنم نه اینکه از ترس تنهایی و فرار از گذشته بهش پناه ببرم.

گاهی آدم فکر میکنه برای خاموش کردن یه چراغ باید چراغ‌ های دیگه‌ای روشن کنه. غافل از اینکه بعضی نورها جای همدیگه رو نمیگیرن فقط باعث میشن دیرتر بفهمی هنوز یه گوشه از دلت تاریکه. من چند بار مسیرم رو عوض کردم آدم‌ های تازه دیدم سعی کردم به چیزهای تازه عادت کنم ولی آخرش هر بار فهمیدم بعضی نبودن‌ها با هیچ بودنی جبران نمیشن. شاید عجیب باشه ولی هرچی بیشتر سعی کردم از یه خاطره دور بشم بیشتر زندگی منو از راه‌های مختلف برگردوند همون‌جا انگار بعضی آدم‌ها قرار نیست از زندگی آدم حذف بشن حتی وقتی دیگه توی زندگیت نیستن. حالا فقط موندم با یه سوال ساده شاید اگر از اول به جای دست کشیدن و تسلیم شدن از چیزی که ته دلم میخواستم همون‌جا میموندم خیلی از این اتفاق‌ها هیچوقت رخ نمیداد و کلی اتفاق بد و مسخره رو تجربه نمیکردم درسته ترد شدم اما خب میگیری که چی میگم. بعضی چیزها تموم میشن ولی بعضی‌ ها فقط از جلوی چشم آدم میرن نه از قلب و مغزش...

Repost from N/a
Deli Bastam.mp38.62 MB

احساس غریبی نکنید هممون شبا ناراحتیم.