لاله زآر
前往频道在 Telegram
به باغبان بگویید دیگر لاله نکارد؛گوشه گوشهیِ این سرزمین لالـهزار است. تبادلات @laleh_ahooz
显示更多未指定国家未指定类别
423
订阅者
无数据24 小时
+157 天
+230 天
帖子存档
423
Repost from N/a
#حکایت #خیام #سلطان_سنجر #سلجوقیان
حکایت خیام و سلطان سنجر
از مشهورترین حکایتهایی که درباره عمر خیام نقل شده، ماجرای او با سلطان سنجر است.
گویند زمانی سلطان سنجر هنوز جوان بود و به بیماری آبله دچار شد. اطرافیان نگران بودند که بیماری جان او را بگیرد. در آن روزگار، خیام به دانش ستارهشناسی و ریاضیات شهرت فراوان داشت. از او درباره سرنوشت شاهزاده پرسیدند.
خیام پس از بررسی اوضاع گفت که سنجر از این بیماری جان سالم به در خواهد برد، اما نشانههایی از آن تا پایان عمر بر چهرهاش باقی میماند.
چندی بعد، شاهزاده بهبود یافت و همانگونه که خیام گفته بود، جای آبله بر صورتش ماند. سالها گذشت و سنجر به سلطنت رسید. روزی در مجلسی از خیام یاد شد. برخی از درباریان که از نفوذ و دانش او خوششان نمیآمد، گفتند: «این مرد خود را دانای اسرار آسمان میداند.»
سلطان نیز که از بعضی سخنان خیام دلگیر بود، او را فراخواند و درباره پیشگویی گذشته پرسید. خیام پاسخ داد:
برای خواندن ادامه حکایت روی این متن کلیک کنید
