- Amir and His Misfortunes
前往频道在 Telegram
•I'm so tired, I'm so lonely, someone save me• "나는 무엇보다 고독을 선호한다∆"
显示更多未指定国家未指定类别
196
订阅者
-924 小时
-337 天
-3330 天
帖子存档
خستهام از اینکه فقط دارم زندگی بقیه رو تماشا میکنم و خودم هیچجای زندگی نیستم.
از اینکه انقدر توی خودمم که حتی بلد نیستم آدمها رو به خودم نزدیک کنم.
هر بار فکر میکنم شاید این بار چیزی عوض بشه، باز همونم؛
همون آدمی که تلاش میکنه، میدوه، منتظر میمونه و آخرش دستش خالی میمونه.
نه چیزی که میخوام به دست میارم ،
نه آدمی که دلم میخواد کنارم باشه پیدا میکنم ،
نه حتی دیگه میدونم برای چی دارم اینهمه تلاش میکنم.
فقط میدوم...
و یه جایی وسط این دویدن،
زندگی از چشمم افتاده.
نمیدونم چجوری حوصله دارید تو زندگی بقیه دخالت کنید. من تو زندگی خودمم یه جوری رفتار میکنم انگار زندگی من نیست.
Relations were good even 2 years ago, now it seems like a new culture has entered the country.
ماجرا از این قرار یه پسر جوون که اسمشو دقیق نمیدونم
بخاطر فشار مالی میزنه تو مواد فروشیو یه گروه گنگستری برای اینکه اجازه عضویت بهش بده یه شب اینو با خودشون میبرن بیرون یه خانوم تنهایی میبینن تا یه کوچه خلوت دنبالش میکنن رو سرش کیسه میکشنو مث چی میزننشو نوبتی بهش.... اره آخرش پسره میگن باید بکُشیش که وفاداریت ثابت بشه پسره هم کیسه رو برمیداره که کار طرفو تموم کنه میبینه مامانشه... همون شب خودشو از بالای ساختمون میندازه پایین و میمیره ماجرا متاسفانه واقعیه و خواننده این آهنگ اون شب اونجا بوده و مث بقیه با اون زن اون کارو کرده و گفته همه جا شیطانو کنارم حس میکنم سر همین اسم آهنگو این گذاشته
