خانم میو«نجات دهنده🌱»
前往频道在 Telegram
من و تلاشم برای کنکور🩺 راستی من دانشجوم و برای علاقم می جنگم🌻 t.me/HidenChat_Bot?start=208117541
显示更多未指定国家未指定类别
561
订阅者
-424 小时
-547 天
-8930 天
帖子存档
واقعا گاهی وقتا به خودم میگم
این همه هنر جمع کردی توی خودت که چی بشه…
به هیچ نتیجه ای نخواهم رسید
سرمو میکنم توی کتابام اشک می ریزم.
این روزا یادم میاد بخاطر پزشکی اصفهان از همه زندگیم گذشتم؛
ترس همه وجودمو میگیره
چشمم میفته به تست های باقیمونده
فصل های زیست مونده
حفظیات شیمی مونده
مرور ریاضی و فیزیک
زمین نصف و نیمه
همه بدنم از استرس یخ میزنه.
از موسسه آموزش نقاشی و عکاسی که استعفا می دادم
مسئولش بهم گفت:ولی تو سرشار از هنری ،شاید نباید دکتر بشی!
حیف استعدادت نیست..
از شرکت که استعفا دادم ،مدیر عامل و رئیس بهم گفتن:تو فوق العاده هوش هنری و تبلیغاتی و ایده پردازی بالایی داری،پزشکی شاید قسمت تو نیست!
از باشگاه و هنرجوهای رقصم که خدافظی میکردم مادرم یکیشون بهم گفت:بخدا هنر بهتر از پزشکیه نرو لطفا
از ارایشگاه که بیرون میزدم موقع جمع کردن وسایلم،شنیون کار سالن بهم گفت:روز اولی که اومدی گفتیم بچه هست سالن خرا میکنه ولی با میکاپ هایی که میزدی دهن همه باز میموند
تو هنرمندی نه دکتر
از هرجایی که بخاطر کنکور وپزشکی بیرون میزدم از هنرم بهم میگفتن
شبی که به مامانم گفتم،گفت:
ولی تو عاشق رنگ و هنری ،آنقدر لجاجت نکن با خدا وزندگیت میری تو مسیر اشتباه میسوزیااا
ما پشت تصمیمت هستیم،پشت ضررهایی که به خودت زدی هستیم
اما به چه قیمتی…
به عنوان کسی که تا لحظه آخر نهایی ها جنگیده و همه تلاششو کرده زیادی خودمو دست کم گرفتم
وسط درس
وسط شام
وسط تست
وسط ناهار
یادت میاد
میزنی زیر گریه
از استرس نفست بند میاد
من نگرفتم
«من کارم ادیت های سنگینه با ای پد نمیشه»
ولی به نظرم از لپ تاپ خیلی بهتره
بچه ها خیلی ممنونم از پیام های تسلیتتون ،
اما نه من نه بردارم نتونستیم توی خاکسپاری شرکت کنیم
من بخاطر درس
اون بخاطر مسافت زیاد و کارش:)
درس خوندن و رشد کردن و موفق شدن گاهی یعنی سخت ترین و بهترین شرایط کنار خانوادت نباشی…🖤
کی گفت من استخوانا رو بخونم😭
خیلی سخته اصلا پیش نمیره
داره بهم استرس میده فقط
شد ۱ساعت
بیدار شدم بو عطر اشنا تو هوا بود
حالا یه چشممم اشک
یه چشمم دنبال استخوان نازک نی و ران
