خانم میو«نجات دهنده🌱»
前往频道在 Telegram
من و تلاشم برای کنکور🩺 راستی من دانشجوم و برای علاقم می جنگم🌻 t.me/HidenChat_Bot?start=208117541
显示更多未指定国家未指定类别
561
订阅者
-424 小时
-547 天
-8930 天
帖子存档
یادمه اتمی رو از رو پاسخنامه سوالای کنکور یادگرفته بود؛
ژنتیک از پاسخنامه خونده بودم از روی الا یه نگاهی کرده بود
ریاضی فقط سوالای کنکور سال های قبل بلد بود حل کنه
زمینم که ماشالله فقططططط پاسخنامه خونده بود
اصلا هم شانسی زنی تستی بالایی نداشت؛
خیلی خیلی آدم بیخیالی بود🌝
اون قبول شد
یه دوست داشتم زیست کنکور ۴۰۱شو
۷۰ زد ؛این آدم یه کلمه زیست بلد نبود
سوالای کنکور دانلود کرد شانسی میزد می رفت پاسخنامه رو میخوند خلاصه انقدر زد و پاسخنامه رو خوند
زیستشو ۷۰ زد!
فقط شیمی رو یکم خوند اونم دوازدهمشو
برا بقیه درسام همین کار کرد
الانم ترم ۸ پزشکیش تموم شده🥸🤲🏻
ایشون پزشکی تهران قبول شدن🌝
حتی اگر امسال قبول نشم؛
تا ابد افتخار میکنم همچین آدمی استادم بوده🫶🏻🤍🌱
مرد همیشه سالم و سلامت باشی:)
Repost from فیزیک قضاتی | کانال رسمی
بچه ها
در یک مکان ساکت ۱۵ دقیقه خلوت کن و به حرف هام گوش کن
سرعت پخش را زیاد نکنید و با آرامش کامل به حرفام گوش بدید
این روزها همه نیاز دارند چند دقیقه با آرامش یکسری حرف ها را بشنوند
برای تمامی همکلاسی ها یا کنکوری هایی که میشناسی ارسال کن تا اونها هم گوش بدند
۱ ساعت دیگر یعنی ساعت ۱۱ نظرات را باز میکنم تو هم دوست داشتی برای من ویس ضبط کن و در آنجا ارسال کنیدتا من هم حرف های شما روبشنوم(فقط یک پیغام میتونی بفرستی پس از قبل ضبط کن باز کردم فقط همون رو بفرست)
@ghozzati
میفهمتت واقا من خودم که ریاصیم امسال واقا جونم بالا اومد با اینکه اونقدری درس برام مهم نبود اما باااااز ادامه دادم باز بلند شدم الان که دارم حرف میزنم ته نا امیدم انگار هیچی یادم نیست چیزی بلد نیستم ترسیدم اما رها نکردم اکه توی کنکور شکست هم بخورم یاد گرفتم چقد میتونم تلاش کنم چقد ادامه میدم خوشحالم آدمای تلاشگری مثل شما میبینم🤍
عاشق شدن،
غمگین ترین و اشتباه ترین قسمت زندگیم بود…
ولی راه نشونم داد
بهم نشون داد میخوام پزشک باشم ،
بهم نور راهی نشون داد که خیلی تاریک بود
و از زندگیم رفت..
تنهایی مسیر تاریک رفتم،
با دلتنگی رفتم…
با غم رفتم، با اشک رفتم…
اون رفته بود من ادامه میدادم،
یهو یه شب قبل نهایی برام نوشت:
دختر من نمی بازه!
تا ساعت ها همین جمله رو میخوندم و ادامه میدادم پوزخند میزدم…
صداش میزنم آقای نور چون نور تاریک ترین راه بهم نشون داد.
من همه چیزی رو فدا کردم
پزشک بشم!
کارم،درسم،مدتی که میتونستم کنار خانوادم ودوستام باشم،میتونستم رشد کنم توی کارم..
هرچیزی داشتم و نداشتم…
من با شکستگی فراوان شروع کردم،
کند ولی ادامه دادم
جنگ شد و همه چیز ریخت به هم!
اجی من رشتم با شما یکی نیست ریاصیم و هیچ وقت درس برام الویت نبوده همش دلم به هنر و کار کردن میخوره ولی رها نکردم ول نکردم دارم ادامه میدم ببینم چی میشه واقا.
اما وقتی از خودت گفتی تعریف کردی واقا با خودم گفتم این دختر واقعا حقش پزشکیه🤍
