ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

اِغْتِرٰاب؛

اِغْتِرٰاب؛

前往频道在 Telegram

طلوعِ اغتراب : 1405/03/12 https://t.me/eghterabb ناشناسمون: @eghterabnashenastoorybot @eghterabibot

显示更多
未指定国家未指定类别
503
订阅者
+124 小时
-87 天
-2030 天
帖子存档
تصادفی آشنا شدیم،ولی به ناموسم قسم تصادف میکردیم دردش کمتر بود

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست با نامی زیسته‌ام که از آنِ من نیست از دردی گریسته‌ام که از آنِ من نیست از لذتی جان گرفته‌ام که از آنِ من نیست به مرگی جان می‌سپارم که از آنِ من نیست. _ احمد شاملو

photo content
+1

امروز خوب نیست…:) من دلم هوای قدیما رو کرده. که از خواب بلند میشدم صبح روز جمعه فیتیله هارو میدیدم و عصرش ساعت 7عموپورنگو نگاه میکردم بعد بابام از سرکار میومد میرفتیم بیرون دور میزدیم:)) یعنی چی بزرگ شدیم،من یکی که اصلا تو کتم نمیره دیگه قرار نیست اون روزا تکرار شه،من دنیای قبل از گوشیمو میخوام🫠

انسان از نگاه دریا: من ژرفایام را از تو پنهان کردهام و تو هم ژرفای وجودت را از دیگران. هر موج من، یک حسرت بههمراه دارد؛ هر جذر و مد تو، یک نوسانِ حال. در من غرق میشوی تا خودت را پیدا کنی. انسان آیینه ناپیدا Chapter2/part11

‏تخمک‌گذاری که شروع می‌شه قشنگ آدم دوس داره همه کدورتا رو بذاره کنار! ‏عنتر و منتر هرمونامونیم فقط.

انگار گیرپاژ کردم🙄 وسط تابستون گلو درد دارم وسط تابستون دست و پام یخه وسط تابستون لرزم میگیره این سوسول بازیا چیهه قرار بود زمستون بشه بعددد😭

00:00🫥 گویا آن شب همه چیز برایش تضاد داشت🫥، نور بود و نور در اوج تاریکی ها؛ آن چنان که اگر توانش را داشت، شبِ شهررا هم به خاموشی می کشید.
شبتون نیلوفری مهربونا🫥

- با آنان که نا امیدت نموده بودند چگونه تا کردی؟ + هیچ ، گذشتم .. انگار که هرگز نبودند .

منو بغل کن. ازم نپرس چیشده چه اتفاقی افتاده. بغلم کن. سعی نکن حرفای تو مغزمو بخونی چون خیلی پراکندن. اونقدر که خودمم نمیفهمم چی‌ان. فقط بغلم کن. قطعا بغلت راه حل خوبی واسه دردایِ منِ.🫂

بابا اینا بلدنااااا😂😭😂😂

من نگفتم اینجا کجاست ولی تو فهمیدی🙂‍↔️

آيا بهتر نيست پيش از توليد مثل، بيافرينيم و برازنده شويم؟ وظيفه‌ی ما در قبال زندگی، آفريدن موجودی برتر است نه توليد موجودی پست‌تر . ‹ #وقتی‌نیچه‌گریست / #تیکه‌کتاب

photo content
+1

🫥او تلاش می‌کرد که حالش خوب شود و انسان شادی باشد، قدم می‌زد، گریه می‌کرد، با دوستانش وقت می‌گذراند، کتاب می‌خواند، سفر می‌رفت، اما هرچقدر که تقلا می‌کرد؛ چیزی از سنگینی قلبش کم نمی‌شد🫥.

photo content
+1