ch
Feedback
لحظه هایِ آبی

لحظه هایِ آبی

前往频道在 Telegram

https://t.me/HarfChatBot?start=191de9867127

显示更多
未指定国家未指定类别
399
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+1230 天
帖子存档
شادلین🐣
+3
شادلین🐣

💙
+9
💙

حتما باید بخونمش:)

«مضطرب» زنده باد مضطرب. او موجودی است که می‌تواند از چیزی رنج بکشد که هنوز اتفاق نیفتاده. و این، همان تعریفِ دیگرِ آینده‌نگری است. ترسو از چیزی که می‌بیند می‌ترسد. مضطرب از چیزی می‌ترسد که تصور می‌کند. یکی مکث می‌کند، دیگری شبیه‌سازی می‌کند. هر برنامه‌ریزی، اضطرابی است که به جدول تبدیل شده. هر بیمه‌نامه، هر تمرین اطفای حریق، هر مانورِ زلزله، محصول ذهنی است که نتوانسته آرام بگیرد. اولین انسانی که نیمه‌شب از خواب پرید و به فکر زمستان افتاد، مضطرب بود. اولین کسی که چند بار در را چک کرد، مضطرب بود؛ و شبی، همان عادت خانه‌ای را نجات داد. جهان از مضطرب‌ها می‌خواهد آرام باشند، اما بخش زیادی از امنیتش را مدیون بی‌قراری آن‌هاست. بی‌خیال، شب راحت می‌خوابد. مضطرب، برای صبح آماده می‌شود. از کتاب «زنده‌باد بازنده‌ها» به قلم نولان

برد با دبل رافینیا و فرمین:))))))))) وای خدایا اینقدر ذوق زده و خوشحالم که نمیدونم چطور احساساتم رو نشون بدمممممم😭

😭😭😭😭😭 ✨️✨️✨️✨️✨️ 🖤🖤🖤🖤🖤 💜💜💜💜💜 🫀🫀🫀🫀🫀
+3
😭😭😭😭😭 ✨️✨️✨️✨️✨️ 🖤🖤🖤🖤🖤 💜💜💜💜💜 🫀🫀🫀🫀🫀

عاشقتونم عاشقتونممممممم وای💘💘💘💘💘💘
عاشقتونم عاشقتونممممممم وای💘💘💘💘💘💘

😌😌😌😌
😌😌😌😌

بهشت چیست؟ بهشت یعنی : ناهار خورشت سبزی داشتین و اینقدر زیاد بوده که برای شام مونده و با خستگی از کلاس زبان برگشتی و همینطور که فوتبال می‌بینی از غذای موردعلاقت لذت می‌بری💆🏻‍♀️

🧘🏻‍♀️
🧘🏻‍♀️

پریچهر خواب رها رو دیده و رها بهش یچیزی درباره من گفته انگار گفته مراقب شیوا باش وای رها جونم دلم برات تنگ شده وای خدایا😭😭😭😭😭😭

توی چنل شیوا از خودِ شیوا فعال ترم.

📚 - خلاصه کتاب سمفونی مردگان :
کتاب سمفونی مردگان در مورد خانواده ای 6 نفره است که در اردبیل سکونت دارند و تمام داستان در این شهر اتفاق می افتد. جابر اورخانی یک بازاری متمول و بسیار سخت گیر و متعصب است که صاحب سه پسر و یک دختر است. پسر ارشد او که یوسف نام دارد در خلال جنگ جهانی دوم فکر پرواز به سرش می زند و خود را از پشت بام به پایین می اندازد و فلج می شود. پس از یوسف چشم امید پدر به آیدین دومین فرزند خانواده است، اما آیدین فردی روشنفکر است. شب ها کتاب می خواند و گاهی شعر می نویسد و علاقه مند به ادامه تحصیل است و نمی خواهد شغل پدر را ادامه دهد، اما پدر همواره سد راه او قرار می گیرد و به او فشار وارد می کند تا جایی که آیدین مجبور به ترک خانه می شود. آیدا قل دیگر آیدین است که مانند تمام زنان آن دوران در حاشیه قرار دارد و دیده نمی شود. در هفده سالگی ازدواج می کند و به آبادان می رود اما چند سال بعد خبر خودسوزی او در روزنامه ها پخش می شود. اورهان فرزند آخر خانواده با سیاهی و سردی دوران کنار آمده و شیوه پدر را در پیش گرفته است و به دلیل حرص و طمع بیش از حد می خواهد تنها وارث پدر باشد، پس بعد از فوت پدر و مادرش تصمیم به کشتن یوسف و دیوانه کردن آیدین می گیرد.

کتابِ سمفونی مردگان اثر #عباس_معروفی

https://t.me/Bllusiide/1064 اهواز هم بیستم از ۱۸ و ۱۹ خیلی اعتراضات شدیدتری داشت. من یادمه پنجره خونمون باز بود و صدای بلند تیراندازی و جیغ مردم می‌اومد. یک لحظه بوی گاز شدید کردم و فکر کردم لوله گازمون بازه ولی درواقع بوی تیر و تفنگ‌ها بود. یکهو تیراندازی می‌شد صدای مردم کمی آروم می‌شد و بعد با صدای خیلی بلندتر از قبل شعار بی شرف سر می‌دادن

چقدر خوشگلنننننن🥲🥲🥲🥲🥲🥲