248
订阅者
-124 小时
-77 天
-3030 天
帖子存档
251
امروز دوباره رفتم چشم پزشکی ، دکتر گفت چشمات آستیگماته
بعد یه تلویزیون اون گوشه بود روش علامت بود گفت واضح می بینیش یا تار؟
من خواستم بگم دکتر من خودتم نمی بــ...
که مامانم با آرنج زد تو پهلوم نشد ادامه بدم😄
251
یکی از دوستای مامانم بهم گفت کمی چاق شدی!
نگفت شاداب تر شدی ، چمیدونم از اون لاغری در اومدی.
الان فکرش مثل خورده افتاده به جونم نمیتونم خوب غذا بخورم...
مراقب حرفامون باشیم!
251
نیم ساعت داییم رو دیدم ، در همین نیم ساعت یکی زد پس کله م ، دو تا نیشگون ازم گرفت دو بارم موهام و کشید.😑
