ɴᴏᴛʜɪɴɢ
前往频道在 Telegram
گمشده در هیچ ! From Nothing, to everything.) گپ: https://t.me/+QXVgvgObzeEwMWY0 ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=6472952777
显示更多未指定国家未指定类别
1 277
订阅者
+7924 小时
+557 天
+31630 天
帖子存档
1 263
ساعت ۴ صبح یهو همچین پیامی ناشناس میاد و آیدی پیویشو میذاره
تهش پیگیر موضوعش تو همون ناشناس میشی ،بعد کلی چرت و پرت
داستانش میشه س چت
آخه...
1 263
4 صبح، ساعت جنونه!
همه خوابند، جز من و زخمهایی که نمیذارن پلک بزنم.
نه صدایی هست، نه نوری، فقط منم و ذهنی که رها نمیکنه.
سایهها حرف میزنند، گذشته در گوشم زمزمه میکنه.
زمان کش میاد، دیوارها نگاهم میکنند.
اینجا، حقیقت خودش را نشان میده!
بی رحم،سرد، واقعی...
1 263
باز هم همون ساعتهای لعنتی شب...
همون لحظههایی که همهچیز آرومه، جز ذهن من !
دلم میخواست فقط چشمهام رو ببندم و برای چند ساعت،
از همهچیز فاصله بگیرم.
ولی بعضی فکرها، درست وقتی دنیا خوابیده، بیدار میشن.
میان، کنار آدم میشینن و نمیذارن حتی سکوت هم آروم باشه.
شاید برای همین، بعضی شبها طلوع خورشید بیشتر شبیه نجاته تا شروع یک روز جدید.
1 263
بازم همون ساعتهای لعنتی شب...
همون لحظههایی که همهچیز آرومه، جز ذهن من !
دلم میخواست فقط چشمهام رو ببندم و برای چند ساعت،
از همهچیز فاصله بگیرم.
ولی بعضی فکرها، درست وقتی دنیا خوابیده، بیدار میشن.
میان، کنار آدم میشینن و نمیذارن حتی سکوت هم آروم باشه.
شاید برای همین، بعضی شبها طلوع خورشید بیشتر شبیه نجاته تا شروع یک روز جدید.
1 263
باز هم ساعت از مرز شب گذشته...!
همه خوابیدن، جز من و افکاری که انگار هیچوقت خسته نمیشن.
عجیبه...!!
آدم میتونه از تمام دنیا فرار کنه،
ولی از چیزی که توی سرش زندگی میکنه، نه.
1 263
از ساعت ۱۲ شب به بعد...
دیگه آدما خودشون نیستن؛
یا زیادی دلتنگن،
یا زیادی بیاحساس.
اونایی که بیدارن،
یا منتظر یه پیامن...
یا دارن وانمود میکنن هیچکس براشون مهم نیست.
