ch
Feedback
𝐷𝐸𝐿𝐷𝐴𝑅 𝑁𝑂𝑇𝐸𝑆

𝐷𝐸𝐿𝐷𝐴𝑅 𝑁𝑂𝑇𝐸𝑆

前往频道在 Telegram

اینجا شروعِ قلمِ منه؛ جایی برای چیزهایی که هیچ‌وقت بلند گفته نشدن...🥀

显示更多
未指定国家未指定类别
9 331
订阅者
-9624 小时
-7647
-530

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '260
在0个频道中
六月 '26
+14 825
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
09 七月0
08 七月0
07 七月0
06 七月0
05 七月0
04 七月0
03 七月0
02 七月0
01 七月0
频道帖子
ما که دیگه دادیم رفت تورو حالا هی بحث بکن گیج رو الکلو شیکوندیم هر پُلو...

2
هنوزم نمیکشه ازت بِکَنَم هنوزم اسمت که میاد میپرم
78
3
ادمارو زیاد بزرگ نکنین به هر کی اندازه ظرفیتش اهمیت بدین یه زمانی میشه ک میبینین طرف با همون حرفا ک دارین بزرگش میکنین خوردتون میکنه
96
4
بک به رابطه یعنی مُردن دوباره یعنی نابودی یعنی اشکای اتاقت....
99
5
تعداد دفعاتی که من زمین خوردم از تعداد دفعاتی که تو تصمیم گرفتی شروع کنی خیلی بیشتره...🥀
116
6
مهم نیس خوشگلترین پسر دنیا باشی مهم اینه وفادار باشی مهم اینه اخلاقت خوب باشه مهم اینه طرفو واقعا دوست داشته باشی
127
7
من همینم ک میبینی ، ساکتم واسه آدمایی ک نمیخوامشون ، پرحرفم واسه اونایی ک دوسشون دارم ، مغروم واسه آدمای بی لیاقت ، مهربونم واسه اونایی ک با ارزشن!!!
167
8
کی مثه من حس بت داره؟ شده بهت عشقش ثابت؟ اینا واسه خودت نمیان میان واسه استفاده:)
137
9
من می‌گم ناراحت نیستم اما بعدش تکست هام بدون ایموجی می‌شه:)
155
10
چیزی از درداش کم نمیشه حتی اگه بخوابه تو باتلاق مرفین🚶‍♀
175
11
من عمیقا به این اعتقاد دارم که آدما با یه حرکت میتونن برای همیشه از چشمت بیوفتن..
155
12
من خستم...🥀 #Story
من خستم...🥀 #Story
188
13
تو اگه خویش منی پیش منی نیش چرا؟ میکنی قلب مرا عرصه تشویش چرا؟ ای که آزار مرا مشی مداوم کردی من که سرباز توم مات چرا کیش چرا؟
140
14
0:58 هرکی طرف شه باهات که طرف با منه هرچی گفتن،گفتم نه طرف با منه...
141
15
@iMPVi - Sangdel - Khojaste.mp3
143
16
کاش میشد بقیه عمرمو بدم به کسی که واقعا دلش میخاد زندگی کنه...🥀 🌕 DELDAR NOTES
152
17
حال و روزِ آن اعدامی را دارم که در آخرین ملاقات، چشمش به درِ سلول خشک شد؛ اما هیچ‌کس نیامد...
169
18
آدما میشن واسه یه قِرون عوض!!
176
19
میتونستی آدمی باشی که همه چیمو براش میذارم آدمی باشی که کل وجودمو میسازی ولی خب...
198
20
خودشو میشناخت... اهل بروز دادن حال بدش به عزیزانش نبود هرچقدر حالش بدتر بود طولانی تر فرار میکرد فراری ک‌از روی‌ ترس نبود در واقع از روبرو‌شدن با مشکلات یا دردهایش فرار نمیکرد ، از خودش فرار میکرد میخاست حتی خودش هم نفهمد در‌ خودش چه آوار ها اتفاق می افتد. از دور که ایستاده سیگار به دست به خودش نگاه میکرد میدید چه غریبانه آسمان چشم هایش میبارد انگار همه‌ی دنیا دست به یکی شده بودند تا از هر سمتی بهش حمله کنند و میکردند ؛ در خودش میدید کم‌ اوردن را ؛ و برای مرد هرگز چیزی سنگین تراز کم آوردن نبود...🥀
232