پَناهِاَشکها 🍃
前往频道在 Telegram
چون که می سنجم تو رو با آنچه در من بوده است، خانهای آباد در شهر خرابی بودهای…♥️ ناشناس: @HajJahadBot آیدی: @Gomnam549
显示更多未指定国家未指定类别
1 257
订阅者
-124 小时
-337 天
-44630 天
帖子数量
数据加载中...
反应
评论
Telegram 星星
按以下排序的热门帖子
数据加载中...
发布分析
帖子 | 浏览量动态 | |||||
حرفی
سخنی
انتقادی
پیشنهادی...؟ | 105 | 0 | 0 | 14 | 登录以查看统计数据 | |
ویران شده را حوصله منت معمار نباشد
ویرانه ما را بگذارید که ویرانه بماند... | 161 | 1 | 0 | 23 | 登录以查看统计数据 | |
حسِ همون بچهای رو دارم
که از مدرسه برگشته،
مشغولِ مشق نشده خوابش برده
و کسی بیدارش نکرده،
وقتی چشم باز میکنه
هوا تاریکه
و خانه ساکتتر از حدِ تحمل.
یا شاید
حسِ اون لحظهای رو دارم
که آخرِ کلاس،
از ترسِ معلمِ ریاضی
یواشکی نارنگی پوست میگرفتم
و بیفکر به اینکه بویش
تمامِ کلاس را پر میکنه،
فکر میکردم چقدر زرنگم…
اما نه.
فقط یه بچه بودم
که میخواست
به اندازهی یک نارنگی کوچک
امنیت پیدا کنه.
این روزا
هر دو حس در من هست،
کمی ترس،
کمی تنهایی،
و دلتنگیِ سادهای
که نمیدونم
دقیقاً از کدام روزِ کودکی
همراهَم مونده. | 139 | 1 | 0 | 23 | 登录以查看统计数据 | |
حسِ همون بچهای رو دارم
که از مدرسه برگشته،
مشغولِ مشق نشده خوابش برده
و کسی بیدارش نکرده،
وقتی چشم باز میکنه
هوا تاریکه
و خانه ساکتتر از حدِ تحمل.
یا شاید
حسِ اوم لحظهای رو دارم
که آخرِ کلاس،
از ترسِ معلمِ ریاضی
یواشکی نارنگی پوست میگرفتم
و بیفکر به اینکه بویش
تمامِ کلاس را پر میکنه،
فکر میکردم چقدر زرنگم…
اما نه.
فقط یه بچه بودم
که میخواست
به اندازهی یک نارنگی کوچک
امنیت پیدا کنه.
این روزا
هر دو حس در من هست،
کمی ترس،
کمی تنهایی،
و دلتنگیِ سادهای
که نمیدونم
دقیقاً از کدام روزِ کودکی
همراهَم مونده. | 3 | 0 | 0 | 0 | 登录以查看统计数据 | |
نکنه ماماناشون کلاس رقص نرفته باشن ، بلد نباشن برقصن؟! | 105 | 0 | 0 | 16 | 登录以查看统计数据 | |
جدیدترین تصویر از جاویدنامهای فرانسه | 112 | 0 | 0 | 16 | 登录以查看统计数据 | |
هعی.. | 142 | 0 | 0 | 19 | 登录以查看统计数据 | |
آدما عجیبن، حواسشون هست کی اومدی، کی رفتی، چی پوشیدی، چی گفتی، چند دقیقه دیر جواب دادی و چرا دیگر مثل قبل نمیخندی، اما گاهی حواسشون نیست همون کلمهای که بیفکر از دهانشون افتاد، کجای دل تو فرود اومد. بعضیا فکر میکنن زخم حتما باید دیده بشه، خون داشته باشه، جای بخیه بمونه، تا باور کنن درد داره. نمیدونن بعضی زخما فقط یه جملن، یه تو همیشه همینطوری بودی، یه زیادی حساسی، یه مگه چی گفتم؟ که بعد از گفتنش برا گوینده تمام میشه، اما برا شنونده تازه شروع میشه. گاهی آدمی سالها بعد هم یادش میمونه یه نفر
در چه لحظهای چطور با چند کلمه
چیزی رو درونش شکست. کاش حواسمون باشه، آدما رو فقط با دستهامون نمیرنجونیم..
گاهی زبانمون بیآنکه بفهمیم،
چاقوییست که دستهاش دست خودمان است و تیغهاش در دل دیگری... | 142 | 1 | 0 | 23 | 登录以查看统计数据 | |
پَناهِاَشکها 📍 | 134 | 0 | 0 | 17 | 登录以查看统计数据 | |
در کوی تو غم ز شادمانی خوشتر... | 157 | 0 | 0 | 20 | 登录以查看统计数据 | |
حرفی
سخنی
انتقادی
پیشنهادی...؟ | 95 | 0 | 0 | 8 | 登录以查看统计数据 | |
و گفت؛
خدا عاشق میخواهد،
نه مشتری بهشت... | 160 | 4 | 0 | 14 | 登录以查看统计数据 | |
شبت بخیر
غمت نیز
راستی، از غمات چه خبر؟
خوش اند؟ سلامت چطور..؟
همچنان هم تمام تلاششون رو میکنن تا اشکتو جاری کنن؟ یا از موضعشون کوتاه اومدن و کمی به استراحت پرداختن؟
از یاور همیشه مومنت چه خبر که وعده ی همیشگی بودن رو داده بود؟
از رفیق های شفیقت خبری نیس؟
معلومه که نیست
چون کل زندگی و آدمای این کرهی خاکی که دیربازیست روبه نابودی قدم بر میدارن
مانند جمله های من سرشار از ضد و نقیض و پارادوکس هستن
هر کی گفت می مونم، رفت و هر کی هیچ نگفت نیز؛ ماند ور دلمان
از شادی ها و موفقیت هات برام بگو
حالا که تنها تو کنج اتاقت کتاب هاتو باز کردی و غرق در گفته هاشون گاه گاهی با زور مغزت پلک میزنی..
همه چیز خوبه
راستش جوابمو میدونم تو چیزی نگو…
حال من و تو و تمام این آدم ها خوبه
ولی به قول استاد شکیبایی؛
حال همه ی ما خوب است
ولی تو باور مکن…
شبت بخیر
اما این بار شادی هات هم به خیر باشد که مبادا ستم زندگی رو از یاد ببری و غرق بشی در خوشی هات! | 151 | 1 | 0 | 19 | 登录以查看统计数据 | |
کوچه به کوچه حُبِ تو را جار می زنم
حَمالِ دوره گردم و بارم همش تویی...
#عزیز_عراقی | 147 | 0 | 0 | 17 | 登录以查看统计数据 | |
- خیلی خستم
بغلم کن حسین | 150 | 1 | 0 | 24 | 登录以查看统计数据 | |
به درک | 228 | 0 | 0 | 28 | 登录以查看统计数据 | |
جهنم اصلا | 153 | 0 | 0 | 26 | 登录以查看统计数据 | |
کاش شبایی که آدم حس میکرد باید بمیره
واقعا میمرد. | 171 | 0 | 0 | 26 | 登录以查看统计数据 | |
کاش شبایی که آدم حس میکرد باید بمیره واقعا میمرد... | 1 | 0 | 0 | 0 | 登录以查看统计数据 | |
قبل از اینکه آدم مناسبی پیدا کنی، آدم مناسبی شو. | 168 | 0 | 0 | 17 | 登录以查看统计数据 |

