𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
前往频道在 Telegram
"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود." صندوقِ دریافتیِ نظراتِشما: @teexiobot
显示更多未指定国家未指定类别
219
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+330 天
帖子存档
219
Repost from 「 Fanfic Tweet 」| فیکشن توییت
﹙#fun﹚
نویسنده: یه پارت کوتاه و آروم براتون گذاشتم.
پارت کوتاه و آروم نویسنده که شاملِ: یه جدایی، دوتا سوءتفاهم، سهتا حمله عصبی، چهارتا راز خانوادگی
و در خط آخر هنوز هم چیزای سنگینتری هست که قراره تو چپترای بعد مشاهده بشه. 👀
╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ
219
https://t.me/teexioxo/7038
بیا گریه کنیم
من هنوز مثل روز اول قلبم میگیره
من هنوز مثل روز اول باورم نمیشه
من هنوز مثل روز اول شوکه ام
من هنوز مثل روز اول نگرانم
من هنوز مثل روز اول غم و ترس توی مغز و قلبمه
من هنوز مثل روز اول کنار نیومدم
من هنوز نمیتونم از خوب بودن حال هیسونگ مطمعن باشم
من هنوز نمیتونم نترسم که هیسونگ چیزیش بشه
من هنوز نمیتونم باور کنم هیسونگ قرص نمیخوره
من هنوز نمیتونم باور کنم چجوری پسری که تو بچگی دوستاش جلوی چشمش میمردن و ترس از دادن و رهاشدگی داره و حتی اینکه الانم چندبار از فنا پرسیده قول میدید همیشه دوستم داشته باشید؟ همیشه پیشم باشید؟
چجوری این ادم که از تک تک حرفاش بوی ترس از رها شدن میاد حالش الان خوبه؟ چطور کنار اومده تک و تنها ؟
