398
订阅者
+124 小时
+97 天
+2730 天
帖子存档
جیمز زانو زده بود و از استف خواهش میکرد یه کم از جلبک خشک شدهای که کلی ازش سفارش داده بود ببره
جیمز با چشمهای باز خوابیده بود برای همین سونگهیون براش دست تکون داد تا ببینه واقعاً خوابه یا نه
مارتین ”یکی همینجوری یهو خوابش برده”
گونهو ”داره کجا رو نگاه میکنه؟”
جوهون ”دوباره با چشمهای باز خوابیده”
گونهو ”آپا بیدار شو..آپااا بیدار شو”
گونهو ”یجورایی بامزه خوابیده”
البته اینا همیشه یک چیزیشون هست اما هیچوقت معلوم نیست واقعاً چشونه تو این کانتنت هم انگار بیشتر از همیشه یک چیزیشون بود
