397
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+2030 天
帖子存档
وقتی رفت سروقت کیف جوهون دفترچه یادداشتش رو بیرون آورد و میخواست اون رو بخونه که گونهو فکر کرد اون دفترچه خاطراته و گفت ”نمیتونی همینطوری دفترچه خاطرات کسی رو بخونی 😾”
پول نقد سونگهیون رو هم گرفت و اینطوری بود که این که مال منه تو کیف پول تو چیکار میکنه؟
مارتین داشت درمورد این صحبت میکرد که اصلاً کسی تا حالا ماموریتش رو انجام داده؟ جوهون هم اینطوری بود که من نمیتونم انجامش بدم و خیلی جدی برگشت سمت جیمز و گفت ”میخوای باهم چلنج ضبط کنیم؟” جیمز هم خیلی جدیتر گفت نخیر نمیخوام.
مأموریت سونگهیون این بود که گونهو رو مجبور کنه لباسهای اون رو بپوشه، مال جیمز هم این بود که باید از جوهون میخواست تا سه بار ازش تشکر کنه
