کانون همخوانی شریف📖✨
前往频道在 Telegram
«یه روزی یه کتابی میاد که مسیر زندگیت رو تغییر میده!✨📖» اینجا پناهگاهی برای جانهاییست که در هیاهوی روزگار، به دنبال سکوتی برای خویشتناند. به امید گسترش فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی..🌱 گپ: @sutreading_gap
显示更多未指定国家未指定类别
891
订阅者
-224 小时
+67 天
+10730 天
帖子存档
نرگسِ مردمفریبی داشت شبنم میفروخت
با همان چشمی که میزد زخم مرهم میفروخت
زندگی چون بردهداری پیر در بازار عمر
داشت یوسف را به مشتی خاک عالم میفروخت
زندگی! این تاجرِ طماعِ ناخنخشکِ پیر
«مرگ را همچون شراب ناب کمکم میفروخت»
در تمام سالهای رفته بر ما روزگار
شادمانی میخرید از ما و ماتم میفروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچهها
گلفروش ایکاش با آنها مرا هم میفروخت
#فاضلنظری
#شبصدوچهلم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شیرینِ دلفریب
گویی که پستهٔ تو سخن در شکر گرفت
بار غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود
عیسیدمی خدا بفرستاد و برگرفت
هر سروقد که بر مَه و خور حسن میفروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت
زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست
کوتهنظر ببین که سخن مختصر گرفت
حافظ تو این سخن ز که آموختی؟ که بخت
تعویذ کرد شعرِ تو را و به زر گرفت
#حافظ
#شبصدوسیونهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
Detachment 2011
در آن روز تاريک و خاموش فصل خزان، وقتی ابرها آسمون رو فرا گرفتن
سوار بر اسبی تنها، تنهاترين مسير این سرزمين رو میپيمودم
وقتی به خودم اومدم، خورشيد داشت غروب میکرد
در حالی که خونه اميدم در کوهستان بود
میدونم چيزی که قرار بود بشه، نشد
وجودم رو غمی طاقتفرسا فرا گرفته بود
ولی در اولين نگاه
شعری رو میديدم، که فرار واهی من از این ورطه رو به تصوير میکشيد
شعر ديوارهای متروک و بیکس
شعر وجدانهای افسرده
همه جا سرد و خشک بود
غوطهور، برای پيدا کردن ذات زندگی...
به سختی میتونم ذهنم رو منسجم کنم تا ازش بنویسم. در چنین فیلم پرجزئیاتی، وقتی انبارِ ذهنم پر شده بود، خیلی به سختی تونستم مصاحبههای اولِ فیلم رو یادم بیارم. نمیشه یک نتیجهٔ مطلق گرفت ولی خب وقتی روند جذب معلم اینطوری باشه معلومه که مدرسهها اون شکلی خواهند شد.
زوجها باید قبل از بچهدار شدن، یک سری آموزش پایهای ببینند. این واقعاً یک الزامه. نمیدونم چرا خودم رو با دیدنِ این فیلمها اذیت میکنم. واقعاً ناراحتکننده بود.
هنری بارتز، پیامبری افسرده در جهنم. پسر خیلی صبر میخواد که نسبت به آزار حیوانات اونم در اون ابعاد بگی که "الان چه احساسی داری؟"
خیلی راحته که بیخیال دور و برت باشی واسه اینکه، اهمیت دادن به دنیات شجاعت و جربزه میخواد.
دربارهٔ اینکه عموماً با انجمن شاعران مرده مقایسه میشه یا کنارش قرار میگیره خواستم بگم ارادت من به کاپیتان کم نمیشه ولی خب این فیلم رو بیشتر دوست داشتم.
مهمترین صحبت فیلم، از اونجا که تمام قربانیها زن بودند؛
امروزه یکی از اتفاقاتی که در زندگی ما رخ میده اینه که زنان ما میگن اوه من باید زیبا باشم. باید لاغر باشم. نیاز به عمل جراحی دارم. باید معروف و مشهور باشم. باید مطابق مد روز باشم و از طرفی به مردان ما گفته میشه که تمام زنان وسیله هستن، وسیلهای هستن برای عیاشی. باید کتکشون زد، تحقیرشون کرد. اما ما برای مقابله با این تفکرات احمقانه باید مطالعه کردن رو یاد بگیریم، باید بتونیم اعتقاداتمون رو خودمون بسازیم.
#معرفی_فیلم
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
✍️@TheSinnias
مصيبت هارا باور نداشتند. چون مصيبت به قوارهى انسان نمى خورد، پس لابد واقعيت ندارد، خواب بدى است كه مى گذرد. اما اشکال اينجاست كه هميشه نمى گذرد، خواب بد ازپى خواب بد مى آيد، ودر نهايت اين انسانها هستند كه در مىگذرند، وآنان كه انسانيت را اصل مىپنداشتند زودتر از سايرين، زيرا از احتياط ها و پيشگيرى هاى لازم غافل شده اند.
#تکه_کتاب
#طاعون
🔅همخوانی کتاب طاعون
✍🏻@AmirAlikhaksar8
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شَهرت،
تو خیالت راحت!!
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی!
و به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی...
برنمیگردم، نه!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد...
#سهرابسپهری
#شبصدوسیوهشتم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
+1
