ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

کافه تراس در شب

کافه تراس در شب

前往频道在 Telegram

t.me/HidenChat_Bot?start=6620146822

显示更多
未指定国家未指定类别
678
订阅者
+324 小时
+107 天
+7430 天
帖子存档
درسته کتاب جدید نگرفتم ولی کتابای قبلی که نصفه موندن برا شروع پاییز هم می‌تونه خوب باشه دیگه...(:✨🍒
+2
درسته کتاب جدید نگرفتم ولی کتابای قبلی که نصفه موندن برا شروع پاییز هم می‌تونه خوب باشه دیگه...(:✨🍒

کتاب هایی برای پاییز؛ و لذت های غیر قابل توصیف.
+1
کتاب هایی برای پاییز؛ و لذت های غیر قابل توصیف.

آخرین روزی که برای فیزیوپات درس میخونم.
+1
آخرین روزی که برای فیزیوپات درس میخونم.

کشیک nام طب با گوشی اورژانس که صدای زنگ گوشی مریض کناری رو باهاش میشنوی ولی دریغ از صدای ریه مریض روبروت
+1
کشیک nام طب با گوشی اورژانس که صدای زنگ گوشی مریض کناری رو باهاش میشنوی ولی دریغ از صدای ریه مریض روبروت

Repost from مَحـثا؛
بفرمایین آش 🍵
+1
بفرمایین آش 🍵

من باید خوشگل باشم ،اون کاری زحمتکش وفادار و با جذبه(:

من خودم بورم دیگه چه دلیلی داره همسر آیندم چش رنگی بور باشه !؟

پسر بور فقط برا خوشگلیه به نظرم مرد زندگی ازش در نمیاد ولی مشکیا بله تایید میکنممم

بورا هم خوبن ولی مشکیا یچیز دیگه ان😞

حتما بزار سری بعد بریم اونجا ببینم اتفاق خیری نمیوفته😂

پس هر سری برامون تعریف کن ببینیم کی بخت دوستت باز مبشه

نه بابا به پاتوق همیشگیمون اضافه شد به لطف دوستمون😂

دیگه هیچ وقت نمیرید اونجا

حیف به عنوان دزد مارو گرفت دیگه

ولی واقعا رتیک روشن بود چشا آبی بود استیال شیک و کاملا بور و مورد پسندش بود

دوستم ؟داشت بال در میآورد گفت خدا چ زود جواب دعامو داده😂

😂😂😂😂😂 چقدر خوشحال شده دوستت اولش

خلاصه روی کسی کراش نزنید اگه میدونید شانس ندارید یه تقلب کوچیک..(:

رفته بودیم توی سوپرمارکت پیتزا بگیریم و سلف داشت اونجا و جلوی فروشگاه چندتا نگهبان بود که فیشارو چک کنه چون بینهایت شلوغ بود من و دوستم واقعی وارد شدیم یکی از نگهبانا به چشم برداری واقعا خوشتیپ و خوش هیکل بود اما من چهرشو ندیده بودم موقع حساب کردن دوستم گفت دریا من رو این یارو کراش زدم ولی اینقد شلوغه نگاه نمیکنه به نظرت نگاش کنم تا سنگینی نکاهمو حس کنه!؟😂 و من واقعا خندم گرفته بود چون اصولاً پسرای بور برام جذاب نیستن و بهش گفتم فقط خوشتیپه بابا قیافه نداره که خلاصه گذشتیم از اونجا و دوباره رفتیم خوراکی و بستنی گرفتیم موقعه رفتن اینبار خلوت تر شده بود، و آقا نکهبانه متوجه ما شده بود البته به لطف نگاهای زوم شده خانووم حساب کردیم و از هایپر میخاستم بریم بیرون یهو جلمون سبز شد گفت ببخشید میتونم وققتونو بگیرم چند لحظه!!؟ و منو دوستم که هنگ شده بودیم گفتیم (تورو خدا چه باکلاس تو محل کار آخه ریتیک روشن!!) گفتم بله بفرمایید ،به فاکتور اشاره کرد گفت میتونم فاکتورتونو ببینم ،و منو دوستم که همزمان نگاه کردیم بهم گفتیم شانسوو طرف فکر کرده ما دزدی کردیم😂😂 وتا خود خونه به نگهبان و اکتای خودمون میخندیدیم