ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝆹𝅥݊ 𝆭ܝ̇ߺیܭو

𝆹𝅥݊ 𝆭ܝ̇ߺیܭو

前往频道在 Telegram

⋆خارج از قاب؛ شاید موزه‌ای متروکه از افکارِ بی‌مقصد؟! توضیحاتِ بیشتر، داخلِ مجموعه. برای صحبت، ناشناسِ اینجا: @echo_of_silence1bot

显示更多
未指定国家未指定类别
257
订阅者
无数据24 小时
+267 天
+2630 天
帖子存档
بوی نمِ خاک، صدای بارون، هوای ابری، یه لیوان چای‌ِداغ، خنکیِ هوا. هیچ تلاشی برای بد کردنِ حالِ امروزم دیگه جواب نیست. :)

من به یه چیزی خیلی باور پیدا کردم، اونم اینه‌که آدما دقیقا دست میذارن رو همون نقطه ضعفی که خودتون به اونا نشون دادین؛ تا وقتی ضعفت رو برای خودت نگه داری، نقطه‌ی امنت رو داری. پس حتی موقعِ دردودل کردن هم بدون آلبومِ زخماتو جلوی کی به نمایش میذاری!

به بخشیدنِ آدما ادامه میدم تا زمانی که دیگه راهی برای وصله زدنِ امیدم بهشون نذارن.

Mani - Male Man Nemishi (320) (1).mp39.93 MB

من پیرمردی هستم که غصه‌های بسیار زیادی را در زندگی‌ام شناخته‌ام،اما بیشترِ آن‌ها هرگز اتفاق نیفتادند.
مارک تواین

قابی از امروز؛ چون وایبشو دوست داشتم.
+1
قابی از امروز؛ چون وایبشو دوست داشتم.

فکر کن سالِ ۱۴۹۵ شده ولی نه تو دیگه تو این دنیایی، نه اثری از اون نگرانی و استرسی که تهِ دلت داری وجود داره. یه کوچولو رها کن!

457_88267310249680.mp38.16 MB

میخوای با من حرف بزنی؟ با من از صدای نمِ ریزِ بارون وقتی می‌خوره روی شیشه بگو، با من از اون تک درختی که اون طرفِ جاده همیشه نگاهش می‌کنم بگو، با من از ظرافتِ قاصدکی که از کنارِ پنجره میاد تو خونه بگو، با من از قدم زدنای بی مقصد بگو. من حرف زدن با تورو دوست دارم.

photo content
+1

دانلودِ کسی که ساعت خوابش‌رو با من عوض کنه.

هی روزا رو می‌گذرونم، می‌گذرونم، یهو به جایی می‌رسم که فقط می‌خوام‌ مطلق چند ماه بدونِ مزاحمت بخوابم.

نمی‌دونم اون وقتایی که تو ذوقم می‌خورد بهتر بود، یا الان که هیچ ذوقی نمونده که بخواد به‌هم بخوره.

قبلا از اینکه صدای موزیکِ بلند از خونه‌ای می‌شنیدم شاید اذیت می‌شدم، ولی الان اینکه می‌بینم تو خونه‌‌ای عروسی و شادی به‌راه شده براشون خوشحالم. خیلی وقته حسرتِ حالِ خوب به دلمونه...

Masalan.mp33.80 MB

نمی‌دونم برای شمام پیش اومده یا نه، ولی شده تاحالا به یه کلمه اونقدر خیره بشید که یهو به‌کل به چشم‌تون ناآشنا بیاد؟! مثلا‌‌ الان اومدم کلمه‌ی "اِمروز" رو تایپ کنم ولی انگار اولین باره همچین کلمه‌ای تو دایره لغاتم‌ کشف شده. :/

فکر کنم تا ابد در حسرتِ زندگی نکردن توی شمال و دسترسی نداشتن به جنگل‌هاش می‌مونم.

من آن بودم كه مى‌گفتم به هر پرسش دو صد پاسخ، كنون گر نامِ من پرسی جوابش را نمی‌دانم
نظامى گنجوی

شاید پروانه‌ی قرمز نباید تنها می‌موند؛ پس پروانه‌آبی رو کشیدم.
+1
شاید پروانه‌ی قرمز نباید تنها می‌موند؛ پس پروانه‌آبی رو کشیدم.