694
订阅者
+724 小时
-437 天
+3530 天
帖子存档
دیگه مخم نمیکشه، صبور نیستم، نمیسازم، نمیتونم ببخشم، قبلا میکردم، چون ترس از دست دادن آدمها رو داشتم اما الان نه، منتظر یه جرقهام، خیلی وقتها هم سر این اخلاقم حالم بده، دلم گرفته، احساس تنهایی میکنم، ولی دیگه اصراری واسه نگه داشتن چیزی یا کسی رو ندارم، فقط کافیه حس کنمیک قدم عقب رفتی من صد قدم عقبتر میرم، اونقدری که دیگه نشناسمت، غرور نیست، نمیدونم، اعصابم نمیکشه دیگه .
بله عزیزم ، راستش مدتیه که میزون نیستم ؛میخندم ، شوخی میکنم ، حرف میزنم ، اما خب خوب نیستم . فکرم نمیکنم دیگه خوب بشم .
