nıæ’ s dolls
前往频道在 Telegram
.?? @niawxbot ‘💣
显示更多未指定国家未指定类别
683
订阅者
-324 小时
+397 天
+4030 天
帖子存档
683
Repost from روحِ ســوختـه؛
این پست + این پیام رو فوروارد کنید،
یه پست مشخص کنید فور کنم بزارم اینجا بمونه ویو بگیره.
683
Repost from روحِ ســوختـه؛
برای او؟ شاید هم برای ما؟ نمیدانم.
میخواهم بنویسم، اما نمیدانم برای او؟ او؟ او اصلاً کیست؟ خودِ من نیز نمیدانم. او را بارها دیدهام، اما... نمیدانم؛ انگار هرگز او را ندیدهام. وقتی دربارهاش با دیگران سخن گفتم، همه پاسخی شبیه به من دادند. چرا اینگونه شد؟ چرا همه با هم گفتند: «او؟ او اصلاً کیست؟ او وجودِ خارجی ندارد!» پس من این همه نامه را برای چه کسی نوشتم؟ چه کسی بود که با آن نامههای آراسته، پاسخم را میداد؟ آیا همهچیز یک رویا بود؟ باز هم میگویم... نمیدانم. راستش را بخواهی، محال است همهچیز رویا بوده باشد. آخر آن نامهها بویِ زندگی میدادند؛ آنچنان زیبا نوشته شده بودند که با خواندنِ هر کلمه، دلم میخواست بروم و او را چنان ببوسم که در من حل شود؛ تا هرکس سراغش را گرفت، بگویم: «او؟ او در زندگیِ من حل شده است!» آخرین نامهاش اینگونه آغاز میشد: «ای محبوبِ من... به زودی به دیدنت میآیم.» نمیدانید چقدر منتظرش بودهام و هستم! اما چرا هر وقت دربارهاش با اطرافیان سخن میگویم، همه میگویند: «او کیست؟ او هرگز وجود نداشته است...» و در آخر، مرا دیوانه خطاب میکنند؟ و من دوباره در خلوتِ خود، با خود میاندیشم که: او... کیست؟ و باز هم نمیتوانم پاسخِ سوالم را بدهم؛ چرا که مغزم، یاریام نمیکند تا او را به خاطر بیاورم. راست است که مرا دیوانه مینامند، اما من... از این که هرچه میکنم، نمیتوانم او را به یاد آورم، خسته شدهام. آخر او، مرا «محبوبِ دلِ خود» میخواند. مگر میشود محبوبِ دلِ کسی باشی، اما خودت او را به خاطر نیاوری؟و باز هم، در پاسخِ خودم، میگویم: نمیدانم.
