ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Hiraeth

Hiraeth

前往频道在 Telegram

مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ... صدام کن فربد https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee

显示更多
未指定国家未指定类别
549
订阅者
-424 小时
+197 天
-2530 天
帖子存档
واقعیت این هست وقتی روزهای خوبی رو آرزو می‌کنیم، ایده آل ترین حالت ممکن از زندگی رو تو ذهن خودمون تصور کرده‌ایم و اون رو برای یکدیگر خواسته ایم. حقیقت شاید این هست که تو هیچ نقطه ای از کره زمین زندگی ایده آل نبوده و نمی‌تونه باشه چرا که رنج و سختی و چالش با انسان عجین شده و تفکیک این دو از هم غیر ممکن هست‌. اما خبر خوب این هست که میتونیم بجای روزهای خوب، خواستار صبر زیاد برای همدیگر باشیم؛ آدمی صبرش که زیاد باشه، روزهای سخت رو با تحمل و حفظ آرامش پشت سر خواهد گذاشت و روزهای معمولی رو با دل خوش زندگی خواهد کرد . ✍🏻 یادداشت ۱۹ خرداد ۱۴۰۵

📸
📸

کتاب خوبی هست و در ادامه بازهم متن ازش میزارم اینجا یکم از فضای فلسفه دور بشم واسه تنوع و تو فضای روانشناسی تنفس کنم =)))))

عوامل بسیاری در پرورش فضیلت‌ها مؤثرند، اما یکی از اصلی‌ترین آنها، بی‌تردید خودشناسی است. فضیلت‌ها جز در سایه‌ی فهم و درک خود پرورش نمی‌یابد. هرچه درکی که از خود داریم عمیق‌تر و دقیق‌تر و آنی‌تر شود، تجلی اصلی ارزش‌هایی چون خرد، شجاعت، آزادی، نوع‌دوستی، و پایداری بیشتر می‌شود. تصور فردی خردمند، شجاع، پایدار، و مهربان که در غفلت است و درک عمیقی از خود ندارد مشکل است. چگونه تصور سلامت و سعادت فردی که غافل از دل خویش است، معرفتی به خود ندارد، و جایگاه و نقش خود را در پستی و بلندی‌های زندگی درنیافته امکان دارد ؟ خودشناسی به‌ عنوان یکی از ارکان سعادت، دست‌مایه‌ی روانشناسی مثبت است. «روانشناسی‌ای که کارش ارتقا درک استعدادها و رشد توانایی‌های انسانی است، بی‌شک بر ظرفیت خودتأمل‌گری استوار است». اینجاست که سخن خودت را بشناس سقراط قابل درک می‌شود: حیات وارسی‌نشده ارزش‌زیستن ندارد. زندگی بدون خودآگاهی ارزش زیستن ندارد. 📚 من به روایت من - دکتر نیما قربانی

بعضی وقتا احساس می‌کنم دو نفر هستم؛ یکی که بی‌تابه و صبرش داره تموم میشه و اون یکی هم کسیه که دست نفر اول رو میگیره و میگه که قدم‌هات رو شمرده شمرده بذار زمین نفس عمیق بکش بیا اصلا کاری که دوست داریم رو بکنیم تا دوباره آستانه تحملت بره بالا؛ شروع میکنه آرامش دادن بهش... بیا بشینیم سر پله های دم در یه خونه ای و بجای دیدن، ″ نگاه ″ کنیم وقتی که عمیق میشیم سر و صدای خیابون رو نمی‌شنویم سکوت همه جا رو میگیره نور با ما حرف میزنه چراغای خیابون و ساختمونا تو شب برات گذشته رو تداعی میکنن آدما با داستان های خودشون میان و میرن . به رابطه خودت با فضای بیرون فکر میکنی، خودت رو شبیه به کدوم قابی از محیط که بهش خیره شدی میبینی ؟ حرف میزنیم باهم دوباره از همون چیزای تکراری میگیم هنوز سر پله ها نشستیم و مشغول صحبتیم؛ آدمایی که از خیابون عبور میکنن کمتر و کمتر میشن ماشینا به ندرت از اینجا رد میشن نیمه شبه وقتشه که ماهم بریم راستی الان آروم تری ؟ ... این متن رو پارسال تو اینستا نوشته بودم ولی مدتی هست دوباره یادش افتادم و به حال و هوای اینجا هم میادش

photo content

هذیانی ها شاید مرا از سَیَلان رویای بزرگی کنده اند، شاید هم از یک تنهایی عظیم، نمی‌دانم...و نمی‌دانم اگر به عنوان انسان واقعیت دارم پس چرا با تصاویر رویاها، احساس انس میکنم و از عطر آشنای آنها مست می‌شوم ؟ و اگر رویا هستم، چرا هیچگاه در رویاهایی که گاه بشدت واضح می‌شوند و در آنها احساس دیدن میکنم، خودم را پیدا نمی‌کنم ؟ نمی‌دانم در کجای دیگرم که دیده نمی‌شوم ... نمی‌دانم پشت کدام شمشاد و درخت پنهانم کرده‌اند که پیدا نیستم، اما نه،  گاهی پشت شمشادها و درختان را هم گشته ام و آنجا نبوده ام. زیر بارش آفتاب، خودم را گشته ام در شب، زیر بوته ها، پشت عطرها، در کناره غریب بیشه‌ها، در میان آدمیان، در باد، در باران، در...اوووه! دیگر نمی‌دانم کجاها را گشته‌ام، اما هیچگاه نتوانستم خودم را ببینم، نمی‌دانم در کجای دیگرم که دیده نمی‌شوم ... در فضای بیکرانی شنا میکنم، در طیفی از نور سبز، نارنجی، آبی، بنفش اما با درد اما با رنج ... احساس میکنم در معبد دور افتاده‌ای، در میان صخره های کبود کوهستانی، در آنسوی لحظه ها نیایشی مرا صدا می‌زند و نرگسی به انتظار آمدنم دشت را سراپا ایستاده است، تا آخرین نگاه های مردی را بنگرد که زندگی را پشت سر می‌گذارد و در افق ذوب می‌شود و آنگاه، با پر کشیدن فاخته ای از شاخه های درخت، فراموش می‌شود ... ادبیات دلنوشته هذیانی ها #میم_بختیاری ✍

اگه فرصت کنم یکم دیگه از این هم ببرم جلو فردا، عالی میشه

نمیدونم چرا ولی این کارم رو خودم بردمش تو حاشیه و لابلای بقیه کارها فراموش شد

✍🏻 #هنر_من
✍🏻 #هنر_من

📷🌒
📷🌒

تو دل شب اسراری هست سکوتش تاریکی، آرامشش، هدایا و موهبتی رو با خودش به همراه داره فقط برای برای اون کسانی که ″نگاه میکنن″ و تخیل میکنن . تصور کن تو دل شب داری تو یه بیابون خنک و ساکت با آسمون سیاه قدم میزنی. سکوت محض، ساکته ساکت ... به یه استراحتگاه سنگی و متروکه میرسی؛ داخل اون خرابه ها، روی پاره سنگی بشینی شاید بهترین فرصت هست تا نگاهی به گوهره وجودت بیندازی. این ستاره ها این زینت آسمان‌ها، این نسیم خنک ستایش می‌کنن کسی رو که با روشنایی دلش، پرده از راز شب برمیداره ... از یادداشت‌های خیلی وقت پیش ✍🏻

پیاده‌روی و عکاسی تو شب = تراپی

🌒 📷
🌒 📷

🌒 📷
🌒 📷

یه روزایی هم فقط کار با مداد کیف میده

photo content

photo content

یه چیزایی ارزش معنوی و علمیش به اینه از تو کتابا پیداش کنی. لذتش به اینه تلاش کنی براش و یاد بگیری. از اینکه همه چیز رو تو قالب reel یه دقیقه ای اونم به صورت پراکنده و گسسته دارن یاد میدن حالم بهم میخوره واقعا

Nordic Folklore
Nordic Folklore