322
订阅者
无数据24 小时
-217 天
+1630 天
帖子存档
343
تولدت مبارک نازترین که مثل اسمت شیرینی قشنگترینم✨
تولدتتتت کلیییی مبارک باشه قند عسل امیدوارم که موفقیت هاتو ببینم و باهم ذوق کنیم
و اینکه میخوام بهت بگم:
زندگی خیلی خیلی سخته اما من بهت ایمان دارم که تو از پس همه سختی های زندگیت بر میای و مطمئنم خیلی زود زود به چیزایی که میخوام میرسی دختر قوی و خوشگلم
بغل و ماچ بهت
تولدت هزاران بار مبارک💋💗🌸✨🎉
343
بچههااا...🥹🤍
مرسی از همتون بابت تبریکهای قشنگتون.واقعاً حال دلم رو خوب کردین عاشقتونم از ته قلبم خیلی خوشحالم که باشما ها اشنا شدم خیلییییییییی دوستتتون دارمم💕
343
تولدت مبارک ناز ترینم امیدوارم کلی اتفاق قشنگ پیش و روت باشه و سن جدیدی ک اغاز کردی رو به قشنگ ترین شکل ممکن پشت سر بزاری
خیلی خوشحالم ک باهات اشنا شدم و دوست خوبی مثل تو دارم بمونی برم همیشه نانا🤍🦋
343
تولدت مبارک... 🦋🖤💜
بعضی آدمها انگار به دنیا نمیان که فقط زندگی کنن؛ میان تا یه گوشه از قلب یه نفر رو برای همیشه مال خودشون کنن. تو دقیقاً از همون آدمایی. هنوزم برام عجیبه که چطور فقط توی یه سال و نیم، انقدر به دلم نزدیک شدی که الان وقتی اسم «عسلی» میاد، قبل از هر معنی دیگهای، صورت تو میاد جلوی چشمام. انگار این اسم از اول برای تو ساخته شده بوده. اگه یه روز ازم بپرسن قشنگترین رنگ دنیا چیه، نمیگم صورتی، نمیگم بنفش، حتی نمیگم مشکی... میگم ترکیب همهشون وقتی روی روح تو نشستن. تو شبیه غروب آسمونی هستی که خورشید، آخرین نورهای صورتیش رو جا گذاشته، بنفش آرومآروم آسمون رو بغل کرده و شبِ مشکی، با همهی ابهتش رسیده تا زیبایی اون لحظه رو کامل کنه. بعضی منظرهها رو فقط باید تماشا کرد، نه توصیف؛ و تو برای من همون منظرهای. عسلی... تو یه پروانهی معمولی نیستی. پروانهها عمر کوتاهی دارن، ولی اثری که از خودشون میذارن توی ذهن آدم میمونه. تو هم هر جا باشی، یه رد از خودت جا میذاری؛ یه لبخند، یه خاطره، یه حس خوب... انگار هر بار که بالهات رو تکون میدی، یه ذره از غم آدمای اطرافت کم میشه. شاید خودت ندونی، ولی بودنت خیلی وقتها آرومکنندهتر از هزار تا حرفه. و یه وقتهایی هم شبیه یه گربهی کوچولوی مشکیای؛ همون گربهای که شبها کنار پنجره میشینه و به ماه نگاه میکنه. شاید همه فقط رنگ مشکیش رو ببینن، ولی اونایی که دلشون رو بهش میدن، میفهمن پشت اون ظاهر آروم، یه قلب کوچیک و گرم و پر از عشق خوابیده. تو هم برای من همینطوری؛ یه قلبی که ارزشش رو فقط آدمایی میفهمن که شانس داشتن توی زندگیشون باشی. دلم میخواد همهی آرزوهایی که هیچوقت با صدای بلند نگفتی، یواشکی دست همدیگه رو بگیرن و یکییکی بیان سمتت. دلم میخواد دنیا اینبار باهات لج نکنه، خستهت نکنه، اشکت رو درنیاره. دلم میخواد هر دری که جلوت بسته شده، یه روز با یه لبخند باز بشه و خودت برگردی به امروز و بگی «صبر کردن ارزشش رو داشت.» میدونی...؟ بعضی آدما مثل شکلاتن؛ شیرینن ولی بعد از یه مدت طعمشون فراموش میشه. بعضیا مثل عطرن؛ یه لحظه میان و میرن. ولی تو شبیه لواشکی؛ اون مزهی ترش و شیرینی که هر بار آدم میچشه، دلش میخواد دوباره برگرده سراغش. خاطرههات هم همینن؛ از اون خاطرههایی که هیچوقت کهنه نمیشن. امیدوارم هر وقت شیرکاکائوی موردعلاقهت رو دستت میگیری، دلت هم به همون اندازه گرم باشه. امیدوارم هیچوقت مجبور نشی برای خندیدن به خودت زور بگی. امیدوارم همیشه یکی باشه که با همون ذوقی که من الان دارم، تولدت رو جشن بگیره، مواظب دلت باشه و بهت یادآوری کنه که چقدر دوستداشتنیای. عسلیِ من... شاید خواهر خونی من نباشی، ولی قلب آدم هیچوقت نسبتها رو با شناسنامه نمیسنجه. قلب، آدمها رو با حسش انتخاب میکنه؛ و قلب من، خیلی وقت پیش تو رو به عنوان خواهر کوچیکهی خودش انتخاب کرده. برای همین هر موفقیتت خوشحالم میکنه، هر ناراحتیت دلم رو میگیره و هر خندهت یه دلیل میشه که منم لبخند بزنم. اگه میشد برای تولدت یه هدیه از جنس آسمون بخرم، یه تیکه از شب رو برات میآوردم؛ همون شبی که سیاهه اما پر از ستارهست، چون تو هم مثل رنگ موردعلاقهت ثابت کردی مشکی هیچوقت نشونهی غم نیست؛ گاهی قشنگترین رنگ دنیاست، وقتی کنار قلب یه آدم قشنگ قرار بگیره. و اگه میشد یه گل مخصوص تو بسازم، گلبرگهاش صورتی بودن، رگههاش بنفش و مرکز گل، مشکی مخملی؛ گلی که فقط سالی یه بار شکوفه میده، چون بعضی زیباییها اونقدر کمیابن که نباید هر روز تکرار بشن... درست مثل تو. از ته دلم آرزو میکنم هیچوقت خودت رو کمتر از چیزی که هستی نبینی. تو ارزش دوست داشته شدن، ارزش آرامش، ارزش موفقیت و ارزش خوشبختی رو داری. حتی اگه یه روز همهی دنیا یادت بردن اینو بهت بگن، من هیچوقت یادم نمیره. و آخرش فقط یه اعتراف... ممنونم که اومدی توی زندگیم. ممنونم که باعث شدی معنی خواهر داشتن رو بدون اینکه همخون باشیم، بفهمم. ممنونم که توی این یک سال و نیم، یه عالمه خاطره ساختی که هر کدومشون برای من یه تیکه از زندگیان. تولدت مبارک، پروانهی بنفشِ قلبم... تولدت مبارک، گربهی کوچولوی مشکیِ دوستداشتنی... تولدت مبارک، دختری که از لواشک و شیرکاکائو و رنگهای خاص، یه دنیای قشنگ برای خودش ساخته... و از همه مهمتر، تولدت مبارک خواهر کوچولویی که شاید هیچوقت همخونم نباشه، ولی همیشه همقلبم میمونه. دوستت دارم... نه فقط به اندازهی امروز، نه فقط به اندازهی این یک سال و نیم... دوستت دارم به اندازهی تمام پروانههایی که هنوز فرصت پرواز پیدا نکردن، به اندازهی تمام ستارههایی که هر شب روی آسمون مشکی روشن میشن، و به اندازهی تمام روزهایی که هنوز قراره کنار هم خاطره بسازیم. تولدت مبارک، عسلیِ من... تا همیشه. 🤍🦋
