451
订阅者
+1324 小时
无数据7 天
-6930 天
帖子存档
447
میگفت یه اکیپ بزرگ بودین که اول میگفت مثل اینکه تو و اوا و ستاره بودین بعد ونوس و رومینا اومدن بعد مثل اینکه موقعی که داشتین مدرستون رو عوض میکردین یه اتفاقی افتاده نه؟
447
https://t.me/panizle/44371
ما رفته بودیمگوهردشت بعد نشسته بودیم یه پسره با دوستاش کنارمون بود به کوردی گفت به دوستاش ازچشای دوست من تعریف کرد
من منم جوابشو دادم چوم فهمیدم کورده
گفت کوردییی
گفتم نه کورد نیستملکم
گفت لککجا
گفتملکفلانجا
سه ساعت داشت ازممعذرت خواهیمیکرد که به دوستاش گفته چشمایدوست من خوشگله:)
