1 821
订阅者
-624 小时
-477 天
-26330 天
帖子存档
1 817
https://t.me/ellahouse3/5822
بوکسوره عادت داشتم..
فقط سر من اینجوری بود آسیبی نداشت برای خودم
همیشه بعد از عصبانیت با بغل و بوس تو بغلم عین یه پسر بچه ی 3 ساله میشد آروم با چشای مظلوم میگفت تو چیزیت بشه من میمیرم گریه کنی انگار جونمو میگیری
آخرش ماهم به کات رسیدیم
سه روز از خواستگاری کردنش ازم گذشته بود تو تلگرام چتشو با دختر دیدم.
