𝗧𝗵𝗲 𝗕𝗮𝘁𝗰𝗮𝘃𝗲
前往频道在 Telegram
هَرچه مَرهَم میگُذارَم بَند میآیَد مَگر؟! اِی وَطَن خون تو اَز اَروند میآیَد مَگر؟!
显示更多未指定国家未指定类别
596
订阅者
-424 小时
-347 天
-24830 天
帖子存档
595
گریستم
برای هر انچه بر من گذشت
هر انچه من دیدم و تو ندیدی
هر انچه من زندگی کردم و تو (حساسیت)پنداشتی
اری گریستم
اگر میتوانستم جای زخم هایم را نشانت دهم بیشتر مرا در اغوش میکشیدی
شاید آنگاه نیاز نبود توضیح دهم که چرا دلواپسم.
ای چرخه ی بی پایان من
بگذر ز من
از من چیزی نمانده که هرروز به آن چنگ میزنی
من در باتلاق ؛جایی بین درد گذشته ،ترس حال،و استرس اینده هرروز درحال فرو رفتنم
حال تو بگو
با این حال
باز هم مرا به اغوش میکشی؟
595
چجوری ببخشمت؟ تو قلبمو به هر روشی بلد بودی شکستی که هیچ، بعدشم طوری رفتار کردی که انگار مشکل از منه.
595
بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه درودی، نه پیامی، نه نشانی
ره خود گیرم و ره بر تو گشایم
زانکه دیگر تو نه آنی، تو نه آنی.
-فروغ فرخزاد.
