سرزمین بی نقشه
前往频道在 Telegram
intj دوستدارِ نوشتن. دیالوگ، شعر و آهنگ میذارم. آرشیو: https://t.me/Mahdiary_7 کپی نکنید | فرهنگ فوروارد🍀
显示更多未指定国家未指定类别
323
订阅者
无数据24 小时
+407 天
+4030 天
帖子存档
اون عین خیالشم نیست
چرا باید باشه؟
اون که شکست من بودم
اون که بهش خیانت شد من بودم
اون که تو سرش زده شد من بودم
با هر بار فکر کردن بهش چیزای بیشتری متوجه میشم
بیشتر متوجه عمق موضوع میشم
و حالم بدتر میشه
قبلا فکر میکردم اگه یه نفر رو بینهایت دوست داشته باشم و بهش عشق بورزم، دیگه دلیلی نداره که بخواد آزارم بده
اما دلایل مختلفی وجود داره برای اینکه یه نفر اذیتت کنه
و الزاما همهی اونا به تو مربوط نمیشن.
این همون دوستی بود که پیشش احساس امنیت میکردی؟
اون دیگه امن نیست
هیچوقت نبود
فقط تو تازه فهمیدی
اره شنونده خوبیه
واسه اینکه اطلاعات جمع کنه و یه جا خوب بکوبه تو سرت.
نمیدونم من شکننده شدم یا واقعا همه چیز اونقدر بد بود
اما به هر حال همه چی داره آزارم میده.
وقتی که داشتم باهاش راجب چیزی که ناراحتم کرده صحبت میکردم، یه رفتاری داشت که منو ناراحت تر کرد.
اینو کجای دلم بذارم؟
چقدر بگذرم؟
2:14
You couldn't save me, but you can't let me go, oh, no
I can crave you, but you don't need to know
Did I take it too far?
Now I know what you are
You hit me so hard
I saw stars
Think I took it too far
When I sold you my heart
How'd it get so dark?
I saw stars
Stars
میتونم بگم گوربابای هرچیزی که تا الان اتفاق افتاده و خیلی راحت ادامه بدم
اما این کار برام منطقی نیست
هرچی بیشتر میگذره جای اینکه کنار بیام بیشتر به عمقش پی میبرم و عصبانیتر از قبل میشم
ذهنم نمیتونه یه چیزایی رو بپذیره
شاید زمان نمیتونه یه چیزایی رو کمرنگ کنه
چون هرچی عمیقتر فکر میکنم، بیشتر برام غیرقابل بخشش به نظر میاد.
تمام اتفاقای خوبی که تو این دنیا افتاده کارِ آدمای کله شقه که تا دم مرگ روی تحقق اهدافشون اصرار داشتن...
