1 765
订阅者
-624 小时
+5597 天
+59530 天
帖子存档
1 762
https://t.me/c/3858737709/1830
اصلا کوکو اصلا انقد درسا بهم فشار اورده که نگو فردا سه تا امتحان دارم😭
1 762
داستانش راجع به تهیونگی بود که تاجر بود، بعد نمیدونم تاجر بود کارخونه داشت یادم نیست اینو یکم خیلی وقت پیش خوندم، جونگکوک هم یه امگای یه که با مامانش زندگی میکرد مامان جونگکوک مریض بود، وای جونگکوک خیلی امگای خفنی بود اینقدر مهربون و باشخصیت بود خیلی هم خوشگل بود. بعد جونگکوک یک کاری پیدا میکنه اونم توی خونه تهیونگ که به زن تهیونگ زبان کرهای یاد بده. بعد تهیونگ اصلاً اینجوری نبود که مثلاً زنش رو خیلی دوست داشته باشه، یه ازدواجی بودی که اصلاً انگار به زور خانوادش بوده نمیدونم دلیل ازدواجشون چی بوده دقیق، ولی اینو میدونم که تهیونگ اصلاً علاقهی به زنش نداشته
بعد تهیونگ خیلی باکمالات، آقا و جنتملن بود
بعد تهیونگ یک گذشتهی با بابای جونگکوک داره. تهیونگ قبلاً توی ارتش کار میکرده و بابای جونگکوک فرماندش بود، ولی جونگکوک نمیدونه که مثلاً تهیونگ همون سربازی بود که زیر دست باباش کار میکرد. جونگکوک وقتی بچه تر بود باباش مرده و تهیونگ خودش رو مقصر مرگ بابای جونگکوک میدونه و اینم تو داستان متوجه میشی و داستان متوجه میشی
حالا زن تهیونگ با یکی دیگه به تهیونگ خیانت میکنه، ولی برای تهیونگ مهم نیست چون هیچ علاقهی به زنش نداشته. و این وسط کلی دسیسه میچینن تا جونگکوک رو بکشن چون تهیونگ بهش توجه و علاقه خیلی زیاد نشون میداد
اقا تهیونگش واقعاً جذابه😭 واقعاً واقعاً واقعاً جذابه، عاشق جونگکوکه، میمیره براش.
1 762
سلام عزیزم محکوم هست
کلی جونگکوک بدبخت خوندم میخوام معرفی کنم یادم میره یادم اومد میگم
