ch
Feedback
𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

前往频道在 Telegram

شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v

显示更多
未指定国家未指定类别
1 110
订阅者
-824 小时
-487
-10230
帖子存档
𝖣𝗈𝗆𝗎𝗇𝖽𝗂 𝟤𝟢𝟤𝟨 𝖯𝗂𝗅𝗈𝗍 #𝖯𝖺𝖼𝗄

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ 🌧️『 VE or WE? 』🌧️ 🦋Couple: 𝖯𝗈𝗇𝖽𝖯𝗁𝗎𝗐𝗂𝗇 🦋𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Comedy, Slice of life. 🦋Ch
‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ 🌧️『 VE or WE? 』🌧️
🦋Couple: 𝖯𝗈𝗇𝖽𝖯𝗁𝗎𝗐𝗂𝗇 🦋𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Comedy, Slice of life. 🦋Chapter: 14 🦋Up Time: Fridays
Tap here to read🎧 #VEorWE "Again you"

+1
𝑓𝑜𝑟 𝑡ℎ𝑒 𝑟𝑒𝑠𝑡 𝑜𝑓 𝑚𝑦 𝑙𝑖𝑓𝑒, 𝐼’𝑙𝑙 𝑐𝑎𝑟𝑟𝑦 𝑦𝑜𝑢𝑟 𝑛𝑎𝑚𝑒 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑎 𝑠𝑜𝑛𝑔 𝑡ℎ𝑎𝑡 𝑛𝑒𝑣𝑒𝑟 𝑓𝑎𝑑𝑒𝑠.
#GeminiFourth
𝚋𝚕𝚞𝚎

*من از خدا نمی‌ترسم. از آدمای اطرافم می‌ترسم. از اینکه ناامیدشون کنم یا بهشون صدمه بزنم! از اینکه فکر کنن جا زدم یا لیاقتش و
*من از خدا نمی‌ترسم. از آدمای اطرافم می‌ترسم. از اینکه ناامیدشون کنم یا بهشون صدمه بزنم! از اینکه فکر کنن جا زدم یا لیاقتش و ندارم.
#TicketToHeaven ep.4
𝚋𝚕𝚞𝚎

🗣: جاس چیکار می‌کنه که گاوین بخنده؟(اینجا باید جاس یه حرکتی بزنه تا گاوین بخنده) 🐻: من فقط می‌خوام تو اون شب رو یادت بیاری. همون شب… 🐧: لبخند* 🐻: لبخند* دیدی؟ تموم شد خندید. 🗣: اون شب چی شده مگه؟ 🐧: منتظره ببینه جاس چی می‌گه* 🐻: ای بابا پی! وقت تمومه. 🐧: هر چیزی ممکنه. هِ‌هِ‌هِ 🐻: دیگه تمومه. 🗣: پی، من مجری‌ام. باید بپرسم چی شده چون فن‌ها کنجکاون بدونن. 🐻: پس بذارید همین‌طوری بمونه تا خودشون فکر کنن. واقعا نمی‌تونم بگم. باخنده*(هرزمان کم میاره می‌سپره به ما) 🐧: اره نمی‌تونیم لو بدیم.
#JossGawin

¸„.✧دنبـال فیکـشن و فیکـچت از بـازیـگرای بـی الــے؟؟ این چنل از هر کاپلی بخوای فیکشن گذاشته:!: ⫷[𝙈𝙚𝙩𝙖𝙣𝙤𝙮𝙖 𝙛𝙞𝙘𝙠𝙩�
+1
¸„.✧دنبـال فیکـشن و فیکـچت از بـازیـگرای بـی الــے؟؟
این چنل از هر کاپلی بخوای فیکشن گذاشته:!: ⫷[𝙈𝙚𝙩𝙖𝙣𝙤𝙮𝙖 𝙛𝙞𝙘𝙠𝙩𝙞𝙤𝙣]⫸

Repost from N/a
- 🐶🦖๛ این فن پیج تو تاریخ ۲ ژوئن این عکسارو با این کپشن توییت میزنه : منیجر زیبا و سختگیر با آرتیست هات و برتر اگه ته کیم ن
+1
- 🐶🦖๛ این فن پیج تو تاریخ ۲ ژوئن این عکسارو با این کپشن توییت میزنه :
منیجر زیبا و سختگیر با آرتیست هات و برتر اگه ته کیم ناوله پون‌ال رو بگیرن من مارمولک میخورم.
موهای لاته ادیته ولی بشدت بهش میاد😭🙏 #Teory   #TheObsessedOne   #LatteKim - You'r Place

لطفا تکست هارو از اینجا ببینید و دوسش داشته باشید) فردا هم پک استیکر از این اپیزود داریم.

کسی که همیشه در سخت‌ترین لحظه‌ها آرام می‌ماند، مقابل چشم‌های تو حتی نمی‌داند دست‌هایش را کجا پنهان کند.
کسی که همیشه در سخت‌ترین لحظه‌ها آرام می‌ماند، مقابل چشم‌های تو حتی نمی‌داند دست‌هایش را کجا پنهان کند.

۲۴ مارس ۱۹۸۶ — چوسان، ساختمان متروکه، ساعت ۱۲:۴۷ ظهر.
همه فکر می‌کنند سکوت یعنی آرامش؛ اما بعضی سکوت‌ها فقط صدای شکستن آدم را آهسته‌تر می‌کنند. از وقتی تو را دیدم، مدام از خودم می‌پرسم چرا هر بار که زخمی می‌شوی، انگار بخشی از نفس من هم کم می‌شود. من هیچ‌وقت بلد نبودم کسی را نجات بدهم؛ تمام عمرم فقط یاد گرفته‌ام دیر برسم. اونشب برای اولین بار فهمیدم ترس چه شکلی است. نه از گلوله، نه از خون.. از این‌که شاید یک روز برگردم و دیگر تو بیدار نشوی.
شاید بعضی آدم‌ها قرار نیست دنیا را تغییر بدهند؛ فقط می‌آیند تا به یک نفر ثابت کنند هنوز امید، زیر این همه ویرانی، زنده است.

باندها فقط خون را نگه می‌دارند، نه خاطره‌ی زخمی را که زیرشان نفس می‌کشد. این دست‌ها سال‌هاست بیشتر از آن‌که چیزی را نگه‌دارند
باندها فقط خون را نگه می‌دارند، نه خاطره‌ی زخمی را که زیرشان نفس می‌کشد. این دست‌ها سال‌هاست بیشتر از آن‌که چیزی را نگه‌دارند، یاد گرفته‌اند چگونه از دست بدهند. شیا لیویی، مارس ۸۶ کاولون.

۲۱ مارس ۱۹۸۶ — پشت‌بام یک ساختمان متروکه، شهر محصور کاولون — ساعت ۲:۱۸ بامداد.
می‌دانی.. آدم‌هایی مثل من هیچ‌وقت از روز اول آدم بدی نبودند. فقط یک روز، آن‌قدر تنها ماندند که دیگر یادشان رفت مهربانی چه شکلی است. من از بچگی یاد گرفتم اگر مشتت را گره نکنی، دنیا گلویت را فشار می‌دهد. برای همین، هر بار که زخمی شدم، به جای گریه کردن، محکم‌تر مشت زدم. هر بار که یکی را از دست دادم، وانمود کردم اهمیتی ندارد. آن‌قدر این نقش را بازی کردم که خودم هم باورم شد قلبی برای از دست دادن ندارم. اما بعد.. تو آمدی. عجیب است، نه؟ میان این همه خون، دود، خیانت و بوی باروت، یک نفر پیدا شد که وقتی نگاهم می‌کند، انگار هنوز می‌شود آدم بود. از گذشته‌ام متنفر نیستم؛ چون همان گذشته مرا تا اینجا کشاند. فقط.. گاهی فکر می‌کنم اگر آن بچه‌ای که سال‌ها پیش بودم، می‌توانست امروز مرا ببیند، احتمالاً از ترس فرار می‌کرد. من از مرگ نمی‌ترسم. سال‌هاست با مرگ سر یک میز غذا می‌خورم. چیزی که می‌ترساندم این است که یک روز تو هم مثل بقیه، پشت را به من کنی و بروی.
اگر آن روز برسد.. دیگر مهم نیست چند نفر اسمم را با ترس صدا بزنند. چون تنها کسی که دلم می‌خواست مرا بدون ترس صدا بزند.. تو بودی.

ژاژائو نه تنها خودش نمیخوره حتی نمیزاره شی‌شی بخوره😭🤣 بمیرم برا دلت شی‌شی چی میکشی از دست این زلزله؟

نگاه موردعلاقم)

شی‌شی میخواد بهش خوراکی بده ولی ژاژائو نمیخوره😭😂 چی گفت در گوشش))) چرا نمیزارین ماهم بدونیم چخبرهههه

+1
بس کنین بوی‌فرندا بس کنین)))

از سری قشنگیای لایو امروز)