𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
前往频道在 Telegram
هنوز مطمئن نیستم. از زندگی، از خودم، از تو. از ما. اینجا "از من" مینویسم. _هنرجوی تئاتر. اینجام عزیزم: https://t.me/SendHarfBot?start=85e726d474ca
显示更多未指定国家未指定类别
1 244
订阅者
+424 小时
无数据7 天
+1630 天
帖子存档
1 246
Repost from یه ستاره رو زمین!
انقد که با ″او و دوستانش″ ارتباط میگیرم و عاشق کاراشونم که میتونم بگم ″من و دوستانم″.
1 246
من یا کلا از کسی خوشم نمیاد یا اگر دوستت دارم پس درد تو درد منم هست، غم تو غم منم هست، شادی تو من رو هم به وجد میاره، وقتی موفق میشی من بلندتر از همه تشویقت میکنم. وگرنه پس چی مشخص میکنه مرز بین غریبه و آشنا رو؟ چی مشخص میکنه که من تورو از بقیه متمایز کردم؟
1 246
دکترم کافئین رو برام ممنوع کرده و نمیتونید حدس بزنید با این ساعت خواب مزخرفم چجوری روزها بدون قهوه دووم میارم و بیدار میمونم. بابتش مدال میخوام، هرچه زودتر!
1 246
+2
آی توکیو توکیو، انقدر من این کاراکتر رو دوست داشتم که مدیونید اگه فکر نکنید Money heist رو فقط بخاطر وجودش دیدم. توکیو نقاب نداره.
توکیو اگر ناراحته، ناراحته.
اگه عاشقه، عاشقه.
اگه میترسه، ترسش رو نشون میده.
انگار احساساتش اصلا سانسور نمیشن و هیچوقت بین چیزی که حس میکرد و چیزی که نشون میداد فاصلهای نبود. توکیو هیچوقت کامل نبود، پر از نقص بود ولی کافی بود و همین نقصهاش اونو تماشایی میکردن. اون میخنده وقتی باید گریه کنه، میجنگه وقتی یه جنگ تو سرشه. توکیو!
1 246
بهم گفت آدم یه روز میفهمه انتظار کشیدن همیشه برای برگشتن آدمها نیست. من هرروز منتظر میمونم که فقط عشقم رو زنده نگه دارم.
1 246
فهم واقعی زمانی اتفاق میوفته که ناچار بشی با مطلب کلنجار بری. یادگیری عمیق یعنی مغزت کمی تقلا بکنه، نه وقتی همهچیز راحت و روانه. حتی یه مفهوم توی روانشناسی یادگیری هست به اسم desirable difficulties؛ یعنی "سختیهای مفید". وقتی مجبوری توضیح بدی، مثال بزنی، اشتباه کنی و دوباره اصلاح کنی، بنویسی، پاک کنی و دوباره برای خودت بنویسی وقت تلف کردن نیست و پروسهی یادگیریه.
1 246
رفتم به صورت اتفافی Memories اسنپچتم رو چک کردم و اصلا باورم نمیشه این دابسمشها و عکسهایی که دارم میبینم خودمم و حتی باورم نمیشه وقتی دیدمشون دلم میخواست دیگه نباشم. پس اون حس زندگی و برق چشمام و لبخندِ واقعیم کجا رفت؟
1 246
من آدم سختگیریام توی اینکه حرف چه کسی رو جدی بگیرم، ولی اگر پای آیسودا وسط باشه، فضیه فرق میکنه. آیسودا یکی از معدود افرادیه که هم دانش عمیق داره، هم سلیقهی فوقالعاده، هم اونقدر حرفهایه که چیزی رو صرفا برای اسم و رسمش معرفی نمیکنه. واقعا اگر بخوام از بین فعالهای حوزهِ زبان چند نفر رو نام ببرم که چشم بسته به انتخابهاشون اعتماد دارم، آیسودا قطعا و حتما یکی از اولینهاست. از اونطرف هم حضورِ آقای امیر کیا برای من خودش یه مهرِ تاییده. اگه بدونید آقای کیا چقدر انرژی میذاره و نگاهت رو به تدریس و یادگیری عوض میکنه منتظر نمینشستی. تجربه، سواد، انرژی و شیوهی انتقال مطالبش واقعا کمنظیره. خلاصه اگر آیسودا چیزی رو پیشنهاد بده و آقای کیا جزء ارائهدهندههاش باشه چشم بسته انتخابش کنید. اینم بگم که اینها رو فقط برای این نوشتم که توی این روزها توی حوزهِی آموزش زبان، پیدا کردن آدمهایی که واقعا حرفهای کار میکنن و ذوق درونت رو به یادگیری روشن میکنن و فقط دنبال تولید محتوای سطحی و تبلیغاتی نباشن، خیلی راحت نیست. برای همین وقتی اسم آیسودا میاد واقعا ارزش داره بهش توجه کنیم و تومار بنویسم براش. خلاصه که وظیفهی خودم دونستم این رو باهاتون به اشتراک بذارم؛ چون وقتی یه فرصت آموزشی خوب پیدا میشه حیفه آدمهایی که دنبال پیشرفت هستن ازش بیخبر بمونن.🤍
1 246
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
خیلیوقته دیگه وسط چت خوابم نمیبره. چقدر ذوق اون موقعها قشنگ بود.
1 246
محمدرضا شاه پهلوی به خودش میگفت شاهِ شاهان یعنی باور داشت که هر ایرانی خودش یک شاهِ و خودش شاهِ شاهانه. و بعد خمینی اومد و به خودش گفت رهبر مستضعفین جهان. همین رهبر مستضعفین جهان تیکهکلامش مرتیکهست و به دوم و سوم میگفت دویُم و سیوم. همین رهبر مستضعین جهان میگفت افراد ملی و ایرانی به درد ما نمیخورن و افراد مسلم به درد خورند و اسلام با ملیت مخالفت است و وقتی ازش پرسیدن چه حسی داری که برگشتی ایران؟ گفت هیچی، هیچ احساسی ندارم! این عمق فاجعهست! میبینی؟ من و تو و خیلیها غمِ ایران و عشقی که نسبت بهش داریم آخرش میکشتمون و یکی هیچ احساسی بهش نداره. نمیدونم عزیزم من دارم اشک میریزم تو هم مایل بودی همراهیم کن.
1 246
عزیزم من برات از صبر میگم و به زندگی امیدوارت میکنم، اما خودم بدم نمیاد از یهجایی بیوفتم و همونجا بمیرم.
1 246
پریسا یادته دوسال پیش تو سگ سرما اسفندماه بود فکر کنم من و تو نگین رفته بودیم بیرون رفتیم تو زمین فوتبال با دوستای ممد بازی کردیم🤣
