ch
Feedback
𝖲𝗆𝖺𝗋𝗍𝖡𝗈𝗈𝗆 ノ 𝖠𝗎𝗋𝖺𝗅𝗂𝗌

𝖲𝗆𝖺𝗋𝗍𝖡𝗈𝗈𝗆 ノ 𝖠𝗎𝗋𝖺𝗅𝗂𝗌

前往频道在 Telegram

✦ 𝘞𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘈𝘶𝘳𝘢𝘭𝘪𝘴’ 𝘏𝘰𝘮𝘦 ✦ پناهگاهے امن براے خانواده‌ے اورالیس؛ جایے کـہ همیشـہ با چراغ عشقشون روشن می‌مونـہ𔓕 𝖲𝖬𝖠𝖱𝖳𝖡𝖮𝖮𝖬 𝖥𝖮𝖱𝖤𝖵𝖤𝖱 ꩝ ⎯ ᯯ𝖠𝗇𝗈𝗇𝗒𝗆𝗈𝗎𝗌 ↝ @Auralisfamily_bot

显示更多
未指定国家未指定类别
455
订阅者
-124 小时
+167 天
+6230 天
帖子存档
+1
꒱⋆‌جشن بزرگ آرزوها برای اورالیس⋆‌꒰
💬: بابایی و مامانی همیشه سالم، خوشحال و خوشبخت بمونن. اسمارت بوم تا ابد 🤍✨ (بابایی که مهرشو زده دیگه، پس حتماً باید دوباره با هم آشتی کنن و برگردن سر خونه و زندگیشون!)
📝: 𝑨𝑼𝑹𝑨𝑳𝑰𝑺 𝑳𝑶𝑽𝑬 𝑺𝑴𝑨𝑹𝑻𝑩𝑶𝑶𝑴

+1
–کپشن پست فن↶
💬: بالاخره فرصت کردم اولین ویدیوی ملاقات رو ادیت کنم. چون دفعه قبل که پیش مامان رفته بودم، هنوز نامه رو کامل نخونده بود که خودم عجله کردم و رفتم. برای همین این بار صبر کردم تا بابای عزیزم نامه رو تا آخر بخونه~ اون هم بعد از خوندنش بهش واکنش نشون داد، ولی همون موقع اصلا متوجهش نشدم؛ تازه وقتی داشتم ویدیو رو ادیت می‌کردم، فهمیدم و با خودم گفتم: هاها هرچند آخرش یه سوال دیگه هم داشتم که دیگه وقت نشد بپرسم، ولی اشکالی نداره؛ ما دفعه بعد هم دوباره همدیگه رو می‌بینیم. وقتی به دخترش قول داده، یعنی دیگه مُهرش رو زده و قولش قطعی شده🖇
–نامه فن‌، با قلبی دلتنگ نوشته↶ ‍ ៸៸ ترجمه ویدیو ៸៸

+1
یه دیدار با طعم شکلات فندقی ⚞
💬: پس می‌خوام بدونم الان بیشتر از همه دوست داری به اون (بوم) چی بگی؟ 🦮: فقط می‌خوام امیدوار باشم که تو (منظورش بوم) خوشحال و خوشبخت باشی~
–کپشن پست فن↶
راستش قبل از اینکه این سوال رو بپرسم، همیشه کنجکاو بودم بدونم جواب تو چی میشه. حتی فکر می‌کردم شاید اصلا نخواهی به این سوال جواب بدی، اما جوابی که دادی هم غیرمنتظره بود و هم انگار تا حدی قابل انتظار. گفتنش آسونه، ولی واقعا عملی کردنش خیلی سخته. شاید همون موقع که این جمله رو شنیدم، خیلی تحت تاثیر قرار نگرفتم، اما حالا فکر می‌کنم معنیش رو فهمیدم؛ اینکه "خوشبختی و شادی" واقعا چیز خیلی ارزشمند و کمیابیه. در آخر فقط می‌خوام بگم، فرقی نمی‌کنه کی و کجا باشیم یا توی چه شرایطی قرار بگیریم، من همیشه آرزو می‌کنم که شما و همین‌طور اورالیس‌ها همیشه خوشحال و خوشبخت باشین.
عشق؛ یعنی حتی اگه خیلی دور باشی، باز هم کنار طرفی، با نگاهی که از سر دلسوزی و فهمیدن حالشه〻

خسته که نشدین؟ بریم با همدیگه چند تا پست اکلیلی ببینیم؟ انرژیتونو با 🍓 بهمون نشون بدین. (っ◔◡◔)っ
+1
خسته که نشدین؟ بریم با همدیگه چند تا پست اکلیلی ببینیم؟ انرژیتونو با 🍓 بهمون نشون بدین. (っ◔◡◔)っ

+1
قبل از باز کردن ویدئو آب قند کنار دستتون باشه. با ژست‌هاش قند تو دلمون آب میکنه🥹🦋

+1
خیلی با دقت تو انتخاب کرده دستبند به حرفای دخترش گوش میده و سرشو هرجا لازم باشه تکون میده؛
💬: ددی، میشه برام انتخاب کنی کدومو بپوشم؟ 🦮: همشون قشنگن، انتخاب کردن خیلی سخته 💬: دوستت دارم، ددی 💬: (از اول حدس می‌زدم همین رنگ رو برام انتخاب می‌کنی)

+1
💬: ددی خیلی شیرین از دختراش استقبال میکنه. ددی چرا انقدر خوشحال شدی؟ بیاین یه بار دیگه نگاه کنیم: نکنه بخاطر من بود چون بهش گفتم اسمارت‌بوم برای همیشه.
چهره اسمارت تو تمام ویدئو دیدنی بود 😂

+1
💬: اینجا به بابا گفتم: خسته نباشی ددی بخاطر سروصدا، صدام شنیده نمیشه ولی می‌تونین از روی حرکت لبم متوجه بشین.
⚟ این صحنه زیبا از یه زاویه دیگه ⚞
بابا اول داشت به صفحه نگاه می‌کرد، اما به محض اینکه شنید من چیزی گفتم، فوراً برگشت و به من نگاه کرد بعد با چهره و لحنی که کاملاً معلوم بود خیلی خوشحال و غافلگیر شده، 🦮: ممنون 💬: (محیط خیلی شلوغ بود؛ من صدا رو تا حد زیادی بلند کردم و فکر می‌کنم میشه شنید که بابا ممنون رو میگه)
حتی تو شلوغ‌ترین وضعیت هم حواسش به دختراش هست𖦆

+1
💬: ددی اورالیس دوست داره (هی چشمش به اون عروسکای جفتی بود و چشم برنمی‌داشت)
چه خاطراتی با همون دوتا عروسک تو ذهنش مرور شده𔔁

+1
💬: داشتم جوری بابا رو با دو تا کف دست هل می‌دادم که انگار می‌خواستم با دو تا ضربه بفرستمش برگرده بانکوک.
یه ذره قدرتت رو بالا میبردی می‌فرستادیش پیش مامی😔😂

+1
–کپشن پست فن↶
💬: یعنی واقعاً ممکنه یه نفر توی یک روز این‌همه سوتی بده و خودش رو این‌قدر ضایع کنه!؟ ۱- توی "Hi Touch"، معلوم نبود این‌همه عجله‌ام برای چی بود🙄؟ ۲- موقع عکس گرفتن، دست‌هام مدام می‌لرزید ۳- وقتی دست ددی رو گرفتم، قیافه‌مون دقیقاً مثل دیدار رسمی دو مقام شده بود🫤🫱🏻‍🫲🏻 ۴- وقتی رفتم روی صحنه سلفی بگیرم، نزدیک بود زمین بخورم😶‍🌫👩🏼‍🦯 ۵- روی صحنه هم من و ددی ایستاده بودیم، ولی هیچ‌کدوم از کارکنان به دادمون نرسیدن و چند لحظه همون‌طور بلاتکلیف موندیم🗿
⚟ یه دیدار با هیجان بالا
🦮: دخترم، این همه عجله برای چیه؟ به بابایی بگو، باشه؟ 💬: این دست گرفتنه یا جلسه سران و مقامات؟ چرا دستم میلرزه ، گذاشته روی حالت ویبره😐🤦🏻‍♀️ 🦮: بابایی دیگه طاقت نیاورد.

نرمی موهاش از پشت دوربین هم معلومه،فقط باید بهم ریختش🤏🏻
+2
نرمی موهاش از پشت دوربین هم معلومه،فقط باید بهم ریختش🤏🏻

+1
💬: اورالیس دوستت داره، اسمارت بوم فوراور♾

+1
ویدئو سمت چپ⇍کپشن پست فن↶
💬: راستش بابا واقعا خیلی بامزه‌ست. با چشم‌های براقش بهم نگاه می‌کرد و وقتی شنید که من گفتم برگ‌های یوزو می‌تونن خوش‌شانسی بیارن، اونا رو برام تکون داد تا بادش به اون بخوره. واقعا خیلی نازه، خیلی خیلی نازه
ویدئو سمت راست⇍کپشن پست فن↶
💬: خانم عزیز، چرا حتی یه لحظه هم سرت رو بالا نگرفتی تا حالت چهره ددی رو ببینی؟ هر وقت اون قیافه مظلوم و دل‌شکسته‌اش یادم میوفته، دلم می‌خواد محکم یه سیلی به خودم بزنم. راستش چند روزه مدام دارم بهش فکر می‌کنم و هر روز از دست خودم حرص می‌خورم😮‍💨 بچه دلش برگ یوزو می‌خواست؛ خب بذار باهاش بازی کنه دیگه! این دست خرابکارم آخر برای چی انقدر اصرار داشت ازش بگیره؟ از همه خنده‌دارتر این بود که خودش حتی سعی کرد قایمش کنه، ولی من اصلا متوجه نشدم و باز هم دست دراز کردم که ازش بگیرمش😂🤦🏻‍♀️

+1
💬: یه چیز باحال بهت میدم، اون "چیز باحال" کله اسکلته💀 💬: (یادش رفته جاکلیدی بوم تو دستشه) 🦮: مطمئنی می‌تونی؟ 💬: (اینجا یه نقشه شیطانی تو سر اسمارت شکل گرفت) 💬: اولش نفهمیدم منظورش از "می‌تونی؟" چیه بعد که فهمیدم، این‌جوری بودم که، آهاا، فهمیدم!
معلوم نیست چه نقشه شیطانی تو سرش شکل گرفته😂😭

+1
𖥔هدیه از طرف اورالیس‌های شیرین𖥔
یه هدیه دست ساز از حرف‌هاشون برای اسمارت درست کردن و موقع نشون دادن اگه محتوا کاپلی باشه، اسمارت نمی‌تونه قبول کنه برای همین تو یه بسته بندی گوگولی بهش دادن~
💬: این از طرف اورالیسه 🦮: اوه، ممنونم 💬: (وقتی شروع کرد به ورق زدن و نگاه کردن داخلش رو، من واقعا می‌ترسیدم نکنه یه دفعه صفحات مربوط به خودشون رو پیدا کنه، برای همین سریع حرفش رو قطع کردم؛ وگرنه حس می‌کنم میتونست خیلی بیشتر نگاه کنه و ورق بزنه)
به لبخند ریز ددی دقت کنیم، معلومه خیلی سافت رو قلبش نشسته🪄

💬: این اولین باری بود که توی یه ایونت حضوری شرکت می‌کردم و همین‌طور اولین باری بود که با این‌همه صداقت و جدیت، طرفدار یه کاپ
+7
💬: این اولین باری بود که توی یه ایونت حضوری شرکت می‌کردم و همین‌طور اولین باری بود که با این‌همه صداقت و جدیت، طرفدار یه کاپل می‌شدم. قبل از رفتن به برنامه، وارد گروه شدم و همون موقع که آنلاین با هم حرف می‌زدیم، حس کردم اورالیس‌ها همه خیلی مهربون و خوبن. وقتی حضوری همه رو دیدم، احساس کردم همه خیلی خوشگل و دوست‌داشتنی‌ان و واقعا هم آدم‌های خیلی خوبی هستن. و وقتی ددی رو دیدم؛ واقعا فوق‌العاده هیجان‌زده شده بودم. ولی چون اولین بارم بود که توی برنامه حضوری شرکت می‌کردم و تجربه‌ای نداشتم، کلی حسرت و تاسف هم داشتم. همون‌جا یه بار زدم زیر گریه و کلی از بچه‌ها اومدن دلداریم دادن❤️‍🩹🩹 ددی واقعا خیلی مهربونه و خیلی حواسش به حال و احساسات من بود. چون موقع ملاقات حضوری یه‌سری اتفاقات پیش اومد که باعث شد یه حسرت‌هایی باقی بمونه. بعدا که فیلم‌ها و عکس‌ها رو از زاویه دید سوم نگاه کردم، فهمیدم ددی تمام مدت حواسش به حال من بوده. اما واقعا، خوشحالم. اینکه تونستم ددی رو ببینم، خیلی خوشحالم کرده؛ اینکه تونستم با همه شما آشنا بشم و همدیگه رو پیدا کنیم، واقعا خوشبختم کرده و جمله همیشگی𔔀 ^^𝑺𝑴𝑨𝑹𝑻𝑩𝑶𝑶𝑴 𝑭𝑶𝑹𝑬𝑽𝑬𝑹^^
ᯓ★ #OurAuralis ᭡

+1
💬: بابا تا فن‌آرت‌شون دید نیشش تا بنا گوشش باز شد سرشو تکون داد و گفت: 🦮: اوه چه بامزه‌ان🥹~

انگاری از بین پنهان‌ترین ستاره‌ها، پیداش کردن✮⋆˙
+1
انگاری از بین پنهان‌ترین ستاره‌ها، پیداش کردن✮⋆˙

+1
–کپشن پست فن↶
داستان از اینجا شروع شد که منو برای بازی "۱، ۲، ۳، مجسمه شو" روی صحنه انتخاب کردن، اولین بار بود اسمم دراومد؛ اسمارت اومد باهامون شوخی کنه و گیرمون بندازه.
⚟ لحظات شادی با اسمارت ⚞
🦮:(این‌ور و اون‌ور رو نگاه می‌کنه تا یه هدف پیدا کنه.) 💬:(منم همون‌جا وایساده بودم و از استرس داشتم منفجر می‌شدم و همین‌جوری یهویی چشم تو چشم شدیم.) 🦮:( در حال طراحی یه نقشه شیطنت‌آمیز👻) 🦮:سلام،اسمت چیه؟ 💬:از استرس حتی نمی‌تونم صدامو دربیارم 🦮:واا! خیلی خوبه! 💬:اینجا دیگه واقعا داشتم زور می‌زدم که خودمو کنترل کنم 🦮:می‌تونی یه آهنگ بخونی؟ 💬:وسط این همه آشفتگی، مغزم اینو فهمید که،دیگه واقعا دارم کم میارم؛ یکی مامانم رو صدا کنه برام) 🐈‍⬛:یکی نجاتم بده! بچه‌ها! 🦮:(و مقصر اصلی هم با یه لبخند خیلی خوشحال داشت نگام می‌کرد!) 💬:بعد از کلی خودداری و تحمل، بالاخره بازی رو بردم.
⚟ ناز کردنش برای فنا ⚞
🦮: منم دوست دارم×۳ 💬: خیلی نازی~ 🦮:مرسی~ همه‌تون عالی بودین~ 💬 فکر کردین تموم شد؟ نه، هنوز ادامه داره! 🦮: منم خیلی خوشحال شدم،ممنون~ 💬 از اینجا دیگه شروع می‌کنه ناز کردن! و خسته نباشید به همه که تا اینجا دیدین🫶🏻