Saba's jingilis
前往频道在 Telegram
دارای مدرک دکتری جنشناسی از دانشگاه تهران https://t.me/BChatcBot?start=0103151f0405ed167d4901
显示更多未指定国家未指定类别
500
订阅者
+124 小时
+97 天
+8130 天
帖子存档
اجی برای ۵۰۰ تایی شدنت یه داستان جنی بگم چند روز پیش اتفاق افتاده
ما رفتیم خانوادگی یه خونه باغ خیلییییی قدیمی داریم تو یه روستا که کلا جن زدس هردفعه میایم یه اتفاق برامون میفته ولی خب آدم نمیشیم و باز میریم یه خونه بزرگ که و یه حیاط هم یکم از هم فاصله دارن کلا خیلی جای بزرگیه من و خالم و دختر خالم و فامیلمون تو یه ماشین بودیم از جلوی گاوداری که توی حیاط هست رد شدیم با ماشینم بودیم تا بریم سمت خونه یهو یه مردو دیدیم داره راه میره سمتگاوداری ما رد شدیم و رفتیم خلاصه رسیدیم خونه اونیکی ماشین هم اومدن رسیدن پسر یکی از فامیلامون تو خونه بود مامانش فکر کرده بوده که پسرش بوده جلوی گاوداری و دقیقا اون ماشین هم دیده بودن اونو گفت واا سهیل تو اینجایی پس اون مرده کی بود تو حیاط اینا خلاصه ترسیدن گفتن دزده رفتن چراغارو روشن کردن درارو بستن اینم بگم تازه بارون اومده بود و همه جا گل بود یعنی کوچیکترین حرکت کلا مشخص میشد همه جارو گشتن ولی دریغ از یه رد پا به جز جای لاستیک ماشینا و پشمامون فر خورد همونجا برگشتیم :)))))
تازه این خونه خیلیی داستان داره دوست داشتین میگم براتون
وای صبا گفتی دعا نویس
من دو هفته پیش موهامو تو دستمال داخل کیفم پیدا کردم نمیدونم چجوری
https://t.me/sabajingili/4665
اره اجی الان ی شیرین عقل میاد میگه بهم بی احترامی کردی
آجی بچه ها از چنل ما زدن رفتن چنل عارفه
نوشتن دعانویس خوب داره یا نه
ری اکشن اون خداست
همه بشتابید بخونید و بشنوید
وای صبا تو چنلت میام خبلی جدی حس میکنم شیرین عقل میشم
البته با احترام به همه شیرین عقلا🙏🏼
دو سال تو رابطع بودم
کل دوسال هیچ وقت برا اکسم گریه نکردم و از دستش گریه نکردم
یعنی هیچ وقت نزاشتم گریمو ببینه ولی موقعی که رفت خیلییی گریه کردم
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
