𑣲𝐒tar𝐁erry ⋆
前往频道在 Telegram
໒꒰ྀི๑• ༝ •๑꒱ྀི১ Commissions Open <3 📌 u can call me star .ᐟ.ᐟ @fallenstargirl ⟡ talk ? @starwbrybot 💌
显示更多未指定国家未指定类别
1 299
订阅者
+324 小时
+687 天
-430 天
帖子存档
1 296
Repost from 𐙚𝖲𝖾𝗅𝗅𝖺
دوست داشتم درباره چندتا موضوع صحبت کنم که اخیرا واقعا اذیتم میکردن و خب تو کامیونیتی زیاد دیدم از این مسائل پیش بیاد .
1_ اگر یه ارتیست هیچ اسپید پینتی نمیذاره به این معنی نیست که کارش ای آیه .
گاهی میبینم به یه کسایی تهمت ای آی یوزر و تریسور میزنن که ارتشون اصلا ای آی طور نیست ولی خب چون هیچ اسپید پینتی نمیذارن بهشون میگن ای آی یوزر/تریسور . واقعا این کلمات توهینی بزرگ به شخصیت ، هنر و حرفه یک ارتیست هستش و بعضیا اینو خیلی راحت و بدون اینکه مطمئن شن طرف تریسور یا ای آی یوزره به یکی میگن . اخرشم که طرف اسپید پینت میده نهایتا میخوان عذرخواهی و تشکر کنن در حالی که عذرخواهی حتی یک درصد هم اون گوهی که زدنو پاک نمیکنه .2_ تعداد ممبرای یک ارتیست هیچ ربطی به سطح ارتش نداره .
کلی ارتیست با ممبرای زیاد و سطح ارت متوسط یا پایین داریم ، این که یکی ممبراش زیاده دلیل نمیشه که ارتاش مسترپیس و بی نقص باشن ، پس لطفاً همچین انتظاراتی نداشته باشید ؛ همچنین اگر ممبرای یه ارتیست کمه و حمایت نمیشه به این دلیل نیست که ارتاش خوب نیستن ، کلی ارتیست خوب با ممبرای کم هست .3_ سطح توقعتون رو از ارتیستای خوب پایین بیارید
اگر یه ارتیست کارش خوبه دلیل نمیشه که ازش انتظار داشته باشید مثل یه استاد حرفه ای صفر تا صد ارت کشیدن رو بهتون یاد بده و یا حتما توتوریال بذاره . توتوریال گذاشتن کاملا یه چیز اختیاریه. شاید اصلا یکی نخواد استایلشو به بقیه یاد بده .4_ اگر میخواید کامیشن بذارید خواهشا زیر قیمت نذارید .
همین الانشم مردم برای ارت واقعا ارزش کمی قائلن و نرخ کامیشنا واقعا پایین هستش و شما با این کارتون باعث میشید که حتی پایین تر هم بیاد . این یعنی شما دارید غیرمستقیم ارزش هنر رو پایین میارید . Ty for ur attention :>
1 296
If I were a character, who would I be?
(It can be from game/movie/anime/cartoon and whatever)
😍
1 296
Repost from 𝖈𝖗𝖎𝖒𝖘𝖔𝖓 ⍥
╭── ⋆⋅☆⋅⋆ ──╮
𝑾𝑰𝑷 𝑨𝒓𝒕
╰── ⋆⋅☆⋅⋆ ──╯
my Butterfly OCWorkers are working🚧⚠️ ⍢: 𝕽𝖔𝖙 #Art #OC #ButterflyOC #WIP #Rot
1 296
Repost from N/a
+1
یه شب یه خواب عجیبی دیدم خواب این دوتا. صبح به محض اینکه بیدار شدم کشیدمشون چون عاشقشون شده بودم.
اسم های خودشون رو یادم نمیاد ولی الان اگه بخوام بهشون اسم بدم
اوسی چشم آبی:چشمه
اوسی چشم قرمز: برکه
اونا از یه خاندان هستن و با هم نسبت دارن
چشمه از وقتی که کوچیک بود توی یه قصر دور افتاده و ویران شده تنها مونده بود. همیشه همه بهش میگفتن اون خطرناک هست و حق نداره پاش رو از اون قصر بیرون بزاره. اتاقش توی یکی از برج های بلند قصر بود و از تنها پنجره کوچیکش میتونست برکه ای پر از گل های نیلوفر آبی رو ببینه. چشمه با هیچ کس صحبت نمیکرد، خودش رو موجودی میدید که لایق اونجا بودن هست.
در مقابل برکه تنها دختر و فرزند خوانواده هست، گرم و صمیمی همیشه لبخند میزنه و مهربونه. یروز برکه از روی کنجکاوی درباره چشمه به قصر دور افتاده میره و سعی میکنه چشمه رو ببینه.
اما سر راهش مدام به در های قفل و دیوار های ویران و بن بست میرسه. وقتی بالاخره به چشمه نزدیک تر میشه، چشمه ازش فرار میکنه. نه به حرفاش گوش میده نه باهاش حرف میزنه.
کاری که توی تمام عمرش انجام داده رو تکرار میکنه: فرار میکنه فرار میکنه و فرار میکنه
