289
订阅者
无数据24 小时
-137 天
+1330 天
帖子存档
289
واقعیتش قلمش برام خیلی سنگیه،متنا و کتاباشم برام خیلی تکراریه،یه افسردگی و غمگینی حوصله سر بر،بعضی از متناش البته قشنگه،حس میکنم کسایی که از صادق هدایت خوششون میاد فقط از اینستا یه سری متناشو دیدن و خوششون اومده(البته خیلی سلیقه ای این سلیقه و نظر من بود)
289
یه بار عاشق شدم و تا ابد عاشقش میمونم،تو رابطه نمیدونم هستم یا نه(بیشتر نیستم)وای سوال سختی بود جوابش رو نمیدونم💔
289
تازگیا دوتا کتاب خوندم،به استقبال ناخوانده هاو مرگ به وقت بهار،از نشر بیدگل بودن و خیلی دوسشون داشتم،کتاب مورد علاقه زیاد دارم،آلبرکامو رو خیلی دوس دارم.از صادق هدایتم متنفرم💐
289
من صبح هایی که از خواب پا میشم دیدم به زندگی همینه،حس میکنم که قراره یه روز تکراری رو شروع کنم،کارای تکراری رو انجام بدم،بدون اینکه خوش بگذره و متفاوت باشه،صرفا اون روز رو زندگی کنم تا اون روز تموم بشه،زندگی انگار خیلی وقته تموم شده و این ماییم که ادامه میدیم(لاقل دید من بهش اینطوریه)
کتاب میخونم،راجب آینده نامعلومم فکر میکنم،سیگار میکشم، کانورسامو میپوشم ایرپادمو میزارم گوشم و با دوستام میرم کافه و قهوه میخورم، تو راهم به گربه ها سلام میکنم این چرخه هر روز ادامه داره.
289
روزی میرسد که نسبت به همه چیز بیتفاوت میشوی. نه از بدگوییهای دیگران میرنجی و نه دلخوش میکنی به حرفهای عاشقانهی اطرافت. به آن روز میگویند: پیری. آن روز ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشتهاند فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد. این دیگر به چگونه تا کردن زندگی با انسانها بستگی دارد.
