389
订阅者
+724 小时
+477 天
+5130 天
帖子存档
389
به همهی کنکوریا که این روزا با استرس و خستگی دارن ادامه میدن؛
میدونم سخته، میدونم بعضی وقتا حس میکنین دیگه نمیکشین، ولی فقط یه کم دیگه…
به خودتون افتخار کنین که تا اینجا دوام آوردین. 🤍
امیدوارم نتیجهی تمام شببیداریها، اشکها و تلاشهاتون دقیقاً همون چیزی بشه که آرزوش رو داشتین.
خسته نباشین قهرمانا، این چند روزم میگذره. 🫂
389
سلام قشنگم خیلییییی ازت معذرت میخوام حواسم پرت بود توی نظرسنجی که گفتی از فعالیت راضی بودین زدم نه😭 خیلی محو بکهیونی بودم ببخشیددد
389
امروز خیلی قشنگ داشتم ذوق میکردم خوشحال بودم با گریه ای که بکهیون اخره لایو کرد حس میکنم کل روزم خراب شد
389
امروز بکهیون شاد نبود. نه مثل همیشه میخندید، نه اون انرژی همیشگی رو داشت. با بعضی حرفها چشمهاش پر از اشک میشد و هرچقدر هم خودش تأکید کرد که گریه نکرده، من نمیتونم حال بدی که توی صورتش بود رو نادیده بگیرم.
و واقعاً عصبانیام از اینکه چرا کارمون به جایی رسیده که بکهیون باید بابت هفتهای یک بار بابل اومدن عذرخواهی کنه؟ چرا باید احساس کنه کم گذاشته؟ چرا باید برای اینکه هر روز نمیاد باهامون حرف بزنه توضیح بده و خودش رو بدهکار بدونه؟
بچهها، بکهیون به ما خیلی بیشتر از چیزی که از یه آرتیست انتظار میره محبت کرده. انقدر به حضورش عادت کردیم که فکر کردیم این محبت وظیفهشه. فکر کردیم اگر یه روز نیاد، اگر یه مناسبت رو تبریک نگه، اگر لایو نذاره، حق داریم ازش ناراحت بشیم و ازش توضیح بخوایم.
واقعاً چرا؟
بکهیون آدمه. خسته میشه، ناراحت میشه، حالش خوب نیست، گاهی دلش نمیخواد حرف بزنه. قرار نیست هر روز خودش رو جمع کنه و بیاد جلوی ما طوری رفتار کنه که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.
شاید گریه نکرده باشه، خودش گفت گریه نکرده؛ اما لازم نیست حتماً اشک از چشمش بیاد تا بفهمیم حال دلش خوب نیست.
پس لطفاً اینهمه انتظار رو ازش برداریم. بهش اعتماد کنیم. بذاریم گاهی فقط خودش باشه، بدون اینکه مجبور باشه برای خوشحال کردن ما خودش رو تحت فشار بذاره.
بکهیون قویه، بالغه و از پس خیلی چیزها برمیاد، اما این دلیل نمیشه ما فشار بیشتری روش بذاریم. اگه واقعاً دوستش داریم، الان وقتشه کمتر ازش بخوایم و بیشتر حواسمون بهش باشه.
این روزها میگذرن… ولی امیدوارم وقتی گذشتن، بکهیون یادش بمونه که ما فقط وقتی شاد و پرانرژی بود دوستش نداشتیم؛ توی روزهای سختش هم کنارش بودیم.
389
من نمیتونم حال بدی که توی صورتش بود رو نادیده بگیرم.
و واقعاً عصبانیام از اینکه چرا کارمون به جایی رسیده که بکهیون باید بابت هفتهای یک بار بابل اومدن عذرخواهی کنه؟ چرا باید احساس کنه کم گذاشته؟ چرا باید برای اینکه هر روز نمیاد باهامون حرف بزنه توضیح بده و خودش رو بدهکار بدونه؟
بچهها، بکهیون به ما خیلی بیشتر از چیزی که از یه آرتیست انتظار میره محبت کرده. انقدر به حضورش عادت کردیم که فکر کردیم این محبت وظیفهشه. فکر کردیم اگر یه روز نیاد، اگر یه مناسبت رو تبریک نگه، اگر لایو نذاره، حق داریم ازش ناراحت بشیم و ازش توضیح بخوایم.
واقعاً چرا؟
بکهیون آدمه. خسته میشه، ناراحت میشه، حالش خوب نیست، گاهی دلش نمیخواد حرف بزنه. قرار نیست هر روز خودش رو جمع کنه و بیاد جلوی ما طوری رفتار کنه که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.
شاید گریه نکرده باشه، خودش گفت گریه نکرده؛ اما لازم نیست حتماً اشک از چشمش بیاد تا بفهمیم حال دلش خوب نیست.
پس لطفاً اینهمه انتظار رو ازش برداریم. بهش اعتماد کنیم. بذاریم گاهی فقط خودش باشه، بدون اینکه مجبور باشه برای خوشحال کردن ما خودش رو تحت فشار بذاره.
بکهیون قویه، بالغه و از پس خیلی چیزها برمیاد، اما این دلیل نمیشه ما فشار بیشتری روش بذاریم. اگه واقعاً دوستش داریم، الان وقتشه کمتر ازش بخوایم و بیشتر حواسمون بهش باشه.
این روزها میگذرن… ولی امیدوارم وقتی گذشتن، بکهیون یادش بمونه که ما فقط وقتی شاد و پرانرژی بود دوستش نداشتیم؛ توی روزهای سختش هم کنارش بودیم. 🤍
