خورشیدِ نارنگی.
前往频道在 Telegram
For the things I get lost in.
显示更多未指定国家未指定类别
607
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
29شهریور به یاد نیکا؛
دختری که هربار این اهنگ به گوش هر کدوم از ما خورد یادش افتادیم...
انگار یه دنیا غم داره توی دلم بازی میکنه.
انگار این بازی تمام شدنی نیست دیگه نمیتونم به بازی های زندگی بخندم.
انگار خنده و خوشحالی برام عذاب شده!
عذابی که پایان نداره..
زندگی، قلبهایمان را آنقدر رنجور کرده که حالا سردیِ خاک، دیگر غریبه به نظر نمیرسد...
و قلب ما انگار به خودش میفهماند که بزودی به سردی خاک ملحق میشود.
و اما ؛
زندگی !
زندگی، بیصدا ما را تا کنار این خاک می برد..
و به سینه سیاهی خاک سرد و همدم غم ها و زندگی ها هست .زندگی های هزاران بار امیدوارم میشوند با یک دنیا غم و سردی خاک ..
چه چشمهای زیبایی زیر
این خاکِ سرد، برای همیشه
بسته ماندهاند....
برای نحس ترین زمستون! و برای گلهای لاله این سَرزمین.
و حرف ها ناگفته!
بیا برم شکوه کن ز حال بد
لالای لالای
بشین و هی ناله کن ز عاقبت
لالای لالای
سرت به شانه ام گذار
و هم گذار آن دو چشمِ تر
که گشته ام در به در
به در به در، به در به در
بعد میریم پپرونی
دل خون، شاد و خندون
بعد میریم تاب میخوریم
تو شهر آب میخوریم
زیر بارون
بعد میریم نوک کوه قاف
اون بالای بالا با تله کابین
بعد میریم سُر میخوریم
تو شهر دور میخوریم
توی ماشین
بیا برم لم بده
دل به غم بده
لالای لالای
مثل آفتابِ خاموش
مثل زندگیِ بینور
شبیه قاصدک بعدِ فوت
شبیه مردن در سکوت
مثل خراب شدنِ این خونه
مثل نابود شدنِ نورِ خونه
مثل از یاد رفتنِ این خونه
مثل خاموش شدنِ این خونه
مثل آفتابِ خاموش
مثل زندگیِ بینور...
