سپیدار
前往频道在 Telegram
بیهوده سرک میکشی سپیدارِ بلند بسا پرندهها که باز نمیآیند. #سیروس_نوذری
显示更多未指定国家未指定类别
228
订阅者
+624 小时
+147 天
+1430 天
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+81
在3个频道中
九月 '260
在0个频道中
Get PRO
八月 '26
+91
在0个频道中
Get PRO
七月 '260
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+56
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 29 十月 | +6 | |||
| 28 十月 | +3 | |||
| 27 十月 | 0 | |||
| 26 十月 | +1 | |||
| 25 十月 | +1 | |||
| 24 十月 | +3 |
频道帖子
🪴
آدم اگر پر باشد، دلیلی برای پیچیده نشان دادن خود ندارد؛
دلیلی برای عوض کردن خود و نقاب گرفتن ندارد.
پیچیدگیهای ساختگی همه از ضعف است.
نیچه گفته بود: آب را گلآلود میکنند تا عمیق به نظر برسد.
#معین_دهاز@Sepidar_Me
| 2 | 🦋
پنج شنبه که میشود
مشتی عشق در جیب هایت بریز
کتانی های قرمزت را بپوش
وبه خیابان برو
پنج شنبه
پر از آدمهایی ست
که منتظر یک لبخند هستند !!!
#سپیدار"حنیف عرب"
@Sepidar_Me | 126 |
| 3 | 没有文字... | 115 |
| 4 | @Sepidar_Me
کمی از حالت بگو؟
دلی ویران، سَری حیران، غمی پنهان، تنی بیجان...🌱
و دلتنگ ... دلتنگ ...
🥂♥️ | 607 |
| 5 | 🌾
پوکه های احساس
غروبِ مرطوب از گلوی آسمان پایین نمی رود و راهش را بهخانه باز کرده و عطر چند گل وحشی توانسته است از خاطره ی جامانده روی پیرهنی یقه باز بیرون بزند.
شیر آب را محکم می بندم، تا چشمانم چکه نکند. باید روی زهم ماهی ادویه بریزم . باید که خاطره های رنگ پریده دریا را از ذهنش بشویم و برای ترس سینک ظرفشویی فکری بکنم .
راستش ،این خانه بهانه گیر شده از بوی غذا بدش می آید از خلسه ی فنجان قهوه ، از صدای خنده هایت که روی گلهای پیرهنم اغوش میشدند . خودش را به در می زند، به دیوار میزند، هی شعر می نویسد ، شبهارا تا صبح توی سر گیجه هایش راه میرودو باز فردا با اشک ،باغیظ می گوید دوستش دارم ...
چای تو قوری به سرخی نشسته و باز میان بوی ریحان ونمک به تو می اندیشم به تار تار موهایم که در برگریزان مهتاب خوابشان راگم کرده اند و غمت آنقدر زیباست آنقدر گل داده که پایش از هیچ فصلی قطع نمیشود
می دانم موهایم تورا به یاد آن زن ارمنی می انداخت که آیه آیه تو را از دین خارج کرده بود .اما هیچوقت شک نکردم به عاشقانه ی دستهایت .
به حرف بیا و یک صندلی کنار بی حوصلگی ام بگذار با دسته ای نرگس تا فراموش کنیم فردای پنج شنبه ای را که هیچ عکسی از آن نداریم
#نسرین_احمدی
@Sepidar_Me | 182 |
| 6 | 没有文字... | 180 |
| 7 | 没有文字... | 163 |
| 8 | شعر و خوانش _امیر درافشان
شعری که در شنونده، غرور یا امید یا خشم یا اندوه ایجاد نکند، شعر نیست
کارگاه شعر امروز
ویژهی دوستداران شعر و داستان
هر سهشنبه: ساعت ۱۷ تا ۱۹
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی
با حضور جمعی از شاعران ونویسندگانِ برجسته
فاطمه مولوی.منصوره بختیاری.رها افرور. محبوبه تیموری.صدیقه غفوری.فرزانه نصرت حنانه جهانگیر.بتول منصوری.
محمد عبدی.احمد میرزاجامی.محمد رزم آرا. محمد بهشتی.علی علیجانی.هادی گیصوری آرش یوسفی. علی جهانگیر امیرشایان عرب شاهی
مهمان هفته _ سارا فقهی برای کتاب
"تلالو تنهایی"
دبیر و مجری جلسات _ مهدی جهانگیر
مدیر _ مهرزاد یزدی
حضور برای همه علاقهمندان رایگان است
✅ تربت جام آنلاین
تلگرام:
🆔 https://t.me/Torbatjam_Online
روبیکا:
🆔 https://rubika.ir/TorbatjaamOnline | 11 |
| 9 | «دلتنگی بیش تر از قهوه آدم رو بیدار نگه میداره...»🌱
طُ
را دوست دارم
ساده مثل هوای تازه
روشن مثل یک صبح تابستانی
و ماندگار مثل حسی
که هر بار صدایت را میشنود
دوباره شکوفه میدهد...
#حنیف_عرب🌱
صبح، شد... خیر، است ...✨
@Sepidar_Me | 153 |
| 10 | 🪴
این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم؟!
یعنی تو باور میکنی؟!
شمردهای؟!
کی شمرده است؟!
جز سیاستمدارها دیدی کسی آدم بشمرد؟!
باور نکن نارنجی..
باور نکن سبزآبیِ کبودِ من...
باور کن همهی دنیا فقط تویی
"بقیه تکراریاند
#عباس_معروفی
@Sepidar_Me | 183 |
| 11 | 🦢
خیلی دلم میخواست برایش نامهای بنویسم و خطابش کنم :
پرندهیِ کوچکِ من !
اما خوب میدانی که نمیشود .
از نامههایِ عزالدین به دریابند...✨
@Sepidar_Me | 187 |
| 12 | @Sepidar_Me
از من و تو جنگِ فرداها گذشت
انفرادی برده ای این لشکر ایام را
#امیــردرافشــان
🥂♥️ | 347 |
| 13 | 🕊
ﺷﺎﯾﺪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ،
ﺁﻥ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺟﻮﺍﻥ
ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺵ ﯾﮑﺮﯾﺰ ﺑﺮﻑ ﻣﺪﻓﻮﻥ ﺷﺪ
ﻭ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺎﺭ
ﺑﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ
ﻭ ﺩﺭ ﺗﻨﺶ ﻓﻮﺭﺍﻥ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﻓﻮﺍﺭﻩﻫﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﺳﺎﻗﻪﻫﺎﯼ ﺳﺒﮏ ﺑﺎﺭ
ﺷﮑﻮﻓﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪﺩﺍﺩ
ﺍﯼ ﯾﺎﺭ، ﺍﯼ ﯾﮕﺎﻧﻪﺗﺮﯾﻦ ﯾﺎﺭ
ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﻓﺼﻞ ﺳﺮﺩ...
بخشی از شعر بلند
« ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»
#فروغ_فرخزاد
@Sepidar_Me | 227 |
| 14 | 🍃
او
بیش
از
یک
#زن
بود،
یک
داستان
بود.
@Sepidar_Me | 1 |
| 15 | 没有文字... | 206 |
| 16 | 🥂
فروغ چه خوب میگه:
"من اتفاقی بودم
كه انگار تنها درچشمانِ تو رخ ميداد…"
@Sepidar_Me | 329 |
| 17 | 🌱
جمعه بود و تو نبودی؛
خیابانها به غربت رسیده بودند
و من برای دو نفر چای ریختم
یکی را باد برد
دیگری سرد شد...
#داریوش_آریا
@Sepidar_Me | 248 |
| 18 | 🍃
من همواره از تو سرشارم،
در خلوت قرنهای پیاپی…
غادهالسمان
@Sepidar_Me | 215 |
| 19 | 没有文字... | 221 |
| 20 | 🥂♥️
تنهاییام بدون تنت درد میکشد
بر لحظههای خلوت سردم بغل بریز...
#حبیب_حاجی_پور
@Sepidar_Me | 289 |
