ch
Feedback
SISI

SISI

前往频道在 Telegram

t.me/HidenChat_Bot?start=7164893918

显示更多
未指定国家未指定类别
599
订阅者
+224 小时
+107 天
+3230 天
帖子存档
SISI
599
تا قبل اینکه هم رشته ای بشیم ازت تنفر شدید داشتم

SISI
599
خیخیخی🫠😭

SISI
599
عاشقتم دعوایی من

SISI
599
ریکت بدید تیریخیدا

SISI
599
با هرکی یه خاطره ی خاص دارم؛ مثلا اون روزی که با هستی رفتیم یکیو زدیم. یا اون روزی که با حنا بعد یسال آشتی کردم. یا اون روزی که با فاطی خیلی یهویی صمیمی شدم. یا وقتی که با ستایش حریف تمرینی شدم. یا اون روزی که رفاقتم با امیر با یه دعوا شروع شد. یا اون‌ روزی که با نیلا خیلی رندوم رفیق شدم. یا اون روزی که با آنا یه دعوای بد کردیم. یا اون روزی که بعد دعوا با روژی رفیق شدم. یا وقتی که با سنا فقط چون رشته هامون یکی بود رفیق شدم. یا وقتی که با نیکی تا صبح درد و دل کردم. یا وقتی که تا صبح با سینا از بدبختیامون گفتیم. یا وقتی که با آیناز از کلی بگایی در رفتیم. یا وقتی که با ثنا تو باغ گم شدیم. و اون شبی که تا تونستم براش گریه کردم و نموند؛

SISI
599
Repost from N/a
من با هر فردی یه خاطره خاص دارم مثل اون روزی که تولد آناهیتا مست بودیم و قبول نمیکردیم یا اون روزیی که با ملیکا رفتم تو پانسیون و کلی پیشش گریه کردم یا اون روزی که قبل مدرسه موهای سارینا رو فر کردم یا اون روزی که به رونیکا استانبولی ندادم گریه کرد یا اون روزی که با افروز داشت بارون میومد و تو بالکن یه پاکت سیگارو تموم کردیم یا اون روزی که ترک عرشیا نشستم کل رشتو تو سرما دور زدیم یا اون روزی که با صبا تا صبح درد و دل کردم یا اون روزی که وسط شهران با نیلا دعوا گرفتم یا اون روزی که گربه رو آیسان شاشید یا اون روزی که آنیتا بعد مدرسه خفتم میکرد یا اون روزی که با شمیلا تو سالن والیبال رقصیدیم یا اون روزی که با روژان تا صبح اسماعیلو فوش دادیم یا اون روزی که نیکیو کلی دلداری دادم سر امین یا اون روزی که وسط حیاط مدرسه با نبات دعوا گرفتم یا اون روزی که به شهرزاد از درامای باکری گفتم یا اون روزی که با بنیتا رفتیم امیر شکلات یا اون روزی که سلنا بهم یاد داد احساساتم مهم تر پسراس یا اون روزی که با نیوشا تا هفت بیدار موندیم مست کردیم یا اون روزی که با باران آشنا شدم و همون لحظه رفیق شدیم یا اون روزی که با هلنا تا صبح دعوا کردم یا اون روزی که با هدیه تانگو رقصیدم یا اون روزی که با آرتین رفتیم معلم برف بازی کردیم یا اون روزی که با نفس زل زدیم به چشمای هم یا اون روزی که با امیر سگ افتاده بود دنبالمون یا اون روزی که با روشا سکانس تایتانیک و بازی کردیم یا اون روزی که فرزین مچ ناخونای پانیذو گرفت یا اون روزی که برادر زاده سارا رو دیدم و براش مردم یا اون روزی که با الینا برف خوردیم یا اون روزی که با شهرزاد تو اردو ایران مال آشنا شدم یا اون روزی که تو تولد رونیکا کلی با نفس رقصیدم یا اون روزی که به ستایش فهموندم از اون پسره خیلی بهتره یا اون روزی که با دانیال زنگ خونه رو میزدیم فرار میکردیم یا اون روزی که آوا رو نمیشناختم ولی تو چنلم ادمین کردمش یا اون روزی که غزل داشت اجتماعی درس میداد من نگاش میکردم می‌خندید یا اون روزی که با متین سر آهنگای کسشرش بحثم شد یا اون روزی که چون از مهیار ممبر نخریدم قهر کرد یا اون روزی که با ایلیا رفتیم والیبال:)

SISI
599
نفهمیدم ولی موافقم

SISI
599
A B C D E F G H I G K L M N O P Q R S T U V W X Y Z کسننه همتون

SISI
599
به خودم ترسیده ام

SISI
599
من ترسیده ام و مادرم را میخواهم

SISI
599
نه توروخدا مفتمونو نبرید

SISI
599
میریزن سرمان

SISI
599
میبرن

SISI
599
الان مفتمونو

SISI
599
🤣🤣🤣

SISI
599
نوچن

SISI
599
خودشونم

SISI
599
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

SISI
599
نکن بابا نوچه هاشون اینجان

SISI
599
مردم چقدر جنده شدن