475
订阅者
-1124 小时
-137 天
-1330 天
帖子存档
476
خداوکیلی کل پستات یه وایبی میده که تو بقیه چنلا نیست ولیی https://t.me/animo_o/5584?single و https://t.me/animo_o/1505?single موردد علاقه های منن
476
سوال مورد علاقم از طرف ادمینای مورد علاقم خب بریم شروع کنیم راستش امروز زیاد روز اکتیوی نبود ولی دوستش داشتم ، در ابتدا چشم هامو باز کردم مادر گرامی اومد بالا سرم گفت بریم میدون تره بار خرید (مادرم کارمنده ) چون چیزی در خانه نمونده بود قبل رفتن با دولینگو زبان های مختلف کار کردم ، رفتیم مدت زیادی اونجا بودیم چون خریدامون زیاد بود (سعی کردم چیز های رژیمی بگیرم چون حس میکنم یکم چاق شدم ) صبحانه رو خوردم(آنچنان رژیمی نبود ایشالا از شنبه هیهی 😭😂) بعدش رفتیم سراغ تمیزکاری اتاقم ( چون اتاقم نو هست تم اتاق رو عوض کردم هنوز کلی حس میکنم جایی رنگ پاشیده و چسب اضافه اینا هست که من ندیدم ) به جارو و تی نرسید که از پا افتادم(ایشالا این دو تا فردا انجام میشه) افتادم رو تخت یذره از سریالمو دیدم و با دوستم چت کردم ، کلا همینطوری لش بودم البته وسایلی که گرفتیم رو گذاشتم سر جاهاشون و میوه هارو شستم بعدش وقت ناهار رسید اون قسمت سریالی که میخواستیم با خانواده ببینیم طلسم شده بود آخرم نتونستیم ببینیم دانلود نمیشد 😵🤧 یسری کپشن واسه پستم که تو ذهنم بود نوشتم بعد خوابیدم بیدار شدم رفتم سالن چایی خوردم و یه فیلم رندوم داشت تلویزیون داشت پخش می کرد به نام <رها> اونو دیدیم بعد زدیم بیرون که پسر داییمم که از زنجان اومده بهمون اد شد یسری کارهایی مثل خشکشویی ، داروخانه و گرفتن گارانتی تشک داشتیم بعد رفتیم کافه همیشگیمون تو محل نشستیم و پستمو گذاشتم (سعی کردم چیز های سالم بگیرم تقریبا از قبلا ها ) و بعد برگشتیم رفتیم خونه مامانیم خیلی یهویی از مکتب خونه یه دوره ی نویسندگی گرفتم ، نقاشی کشیدم با پاستل روغنی و در کل دور هم بودیم دیگه به این شکل 🍓✨
