𝒑𝒖𝒍𝒔𝒆 𝒐𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈
前往频道在 Telegram
182
订阅者
无数据24 小时
+67 天
-930 天
帖子存档
بیشتر از این گلا شده من نسخت
میشم دور تا نبینی بچه صدمه
هنوزم صداشم ی بند تو سرمه
شده واسه من دیگه اون خاطره
ندارم جایی اصا توی خاطرش به خاطراتتم بگو که وا بده نمیخواستم بشم اونقدر عاشقتـ ...((:
آدما فقط لحظه انفجار تورو میبینن،
نمیبینن چقدر کنار اومدی،
کوتاه اومدی و چقدر سازش کردی.
«اگه نقش یک فرد توی زندگی شما تموم شده باشه حتی تو یک محله هم زندگی کنید همو نخواهید دید.»
مال من بودی کنار من بودی باهات گرم میگرفتم هر چقد سرد بودی هر موقع دعوا شد چشات دریا شد
منو غرق کرد تو اشکای مصنوعیت.
من حالم بد میشه اگه نباشم پیشت چه راحت رفتی حالا هر چی میگردم پیدات نمیکنم
چرا این شکلی شدم
میگوید چرا انقدر به آسمان خیره میشوی؟
مگر نمیداند، در آسمان ها ، در میان این ستاره ها و کیهان بیهمتا ، رها میشوم از زندگی ، موجودی میشوم از جنس نور..
و برای لحظه ای در همین کالبد انسانی، من هم، جزئی از آسمان میشوم..
