Søhrãbïsm
前往频道在 Telegram
از طبیعت به هنر، و از هنر به زندگی.🌱✨
显示更多未指定国家未指定类别
326
订阅者
+124 小时
无数据7 天
-730 天
帖子存档
322
دوستان، میخوام امشب براتون دربارهی صورت فلکی پگاسوس یا اسب بالدار بگم؛ یکی از معروفترین صورتهای فلکی آسمون پاییزی.
✨🪽
افسانهش از داستان پرسئوس و مدوسا آغاز میشه...
مدوسا موجودی بود با موهایی از مار که نگاهش میتونست آدمها رو به سنگ تبدیل کنه. پرسئوس با کمک سپر براقش، بدون اینکه مستقیم به چشمهای مدوسا نگاه کنه، سرش رو از تن جدا کرد.
ولی درست در همون لحظه، از خون مدوسا، پگاسوس یا اسب بالدار، متولد شد؛ موجودی شگفتانگیز که از دل یک اتفاق ترسناک، پا به جهان گذاشت.🪽✨
322
دوستانم، به سمت چپِ ماه نگاه کنید و حدود سه مشت به سمت چپ برید؛ اگه آسمان صاف باشه، میتونید سیارهی زحل یا همون کیوان رو ببینید؛ همونی که حلقه داره. 🌙🪐
322
و ناگاه
از آتش لبهایش جرقهی لبخندی پرید.
در ته چشمانش، تپهی شب فرو ریخت.
و من،
در شکوه تماشا، فراموشی صدا بودم.
✨🔥🍂
هشت کتاب | سهراب سپهری
322
این آهنگ تقدیم به شما، دوستان عزیز. ❤️
خیلی خوشحالم که توی این مسیر کنارم هستید و با هم این راه رو ادامه میدیم. 🌱✨
322
الان من کارتهای صورتهای فلکی، نقشهی آسمان شب و چند تا کتاب نجومی و اسطورهای رو ریختم جلوم و دارم خودمو برای شبهای رصدی پاییز و زمستون آماده میکنم. 🤭🔥
قراره با هم بریم سراغ صورتهای فلکی، رصد آسمان شب و داستانها و اسطورههایی که پشت این شکلهای آسمونی هستن.
خلاصه اینکه پروژهی رصد آسمان شب کلید خورد!
پس بزنید قدش!
✨🔭🖐️
322
+1
اگه بخوام به خودم یه عنوان هنری بدم، فقط میتونم بگم که من خاطرهنویس هستم.
امروز خاطرههای خودم و گفتگوهای درونیام رو مرور میکردم؛ چندتا از مهمترینهاشون رو براتون مینویسم؛ خاطرههایی که برای من فقط گذشته نیستند، بلکه به مرور تبدیل به تجربه و حتا قانونهایی برای زندگی شدند.
بیاید با هم مرورشون کنیم؛ شاید بعضی از این تجربهها برای شما هم آشنا باشند:
🌱✨
زندگی کوتاه است؛ ازش لذت ببر!
در راه رسیدن به آرزوها و رویاهایت تلاش کن...
نقاط قوت و ضعف خودت را شناسایی کن، اشتباهاتت را بپذیر و بهطور مداوم خودت را بروزرسانی کن.
فقط مسیرت را آغاز کن، آنگاه ناشناختهها برایت شناخته میشوند.
خیلی بهش فکر نکن، فقط انجامش بده یا رهایش کن.
اولویتبندی داشته باش و مهمترینها را زودتر انجام بده.
خوشبختی یک مسیر است، نه یک مقصد؛ از مسیر خوشبختی لذت ببر...
🌱✨
گاهی به پشت سرت نگاه کن و ببین چه کار کردی؟
🌱✨
سُهراب عزیز، کسیکه امروز هستی نتیجهی تصمیمهای گذشتهات هست؛ و کسی که در آینده میشی، بستگی به تصمیمهای امروزت و روزهای در پیش رویت دارد؛ پس درست تصمیم بگیر.
😊🙏
#سهرابیسم
322
دوستانم، من که برای پاییز خیلی ذوقزدهام!
🙂💛
رفتم کلی هیزم بریدم؛ چوب پسته، چوب گردو، چوب سنجد و چوب اَنار. با کلی دقت هم این کارو کردم، چوبها رو هم بو کردم و با اندازههای درست آمادهشون کردم تا ببینم کدوم برای قهوهی آتیشی، کدوم برای چای آتیشی و کدوم برای نیمرو و اُملت خوبه.
تلسکوپم رو هم بیرون آوردم و برای شبهای سرد و طولانی، شبمانی زیر ستارهها و تماشای آسمان شب، با یه آتیش توی روستا کنار طبیعت آمادهام. 🔭🔥
شماها چی؟ ذوقزدهاید؟ آماده شدید؟ احساس پاییزی رو به عمل پاییزی تبدیل کردید؟ 🍂🍁
322
من او را فرشتهای میبینم در کالبدِ انسان؛
گویی از بهشت آمده است، با نورِ آسمان،
تا روشناییاش را بر همهی ما بتاباند.
✨✨✨
#سهرابیسم
322
او به طبیعت عشق میورزید و بعد از طبیعت،
به هنر.
🍂🍁🍂
هم نوایی در پاییز | باربارا پیم
پاییز آمد... 📸 عکس از ماه برای پاییز پارسال 🌕
322
امروز این افتخار رو هم داشتم که در نشست کتابخوانی، با یکی از هنرمندان خوب شهرمون دیدار کنم.
تمام حرفهاش برام ارزشمند بود، ولی وقتی ازش خواستم برای من که تازه اول این مسیرم، یک تجربه یا توصیه بگه، گفت:
فقط زیاد کار کن؛ زیاد بکش، زیاد خلق کن.
بین تمام حرفهای خوبش،
این یکی برای من از همه ماندگارتر شد. 🌱✨
322
امروز، بیرون از آموزشگاه هنری،
درختی دیدم که انگار سالهاست دارد نگاه میکند.
چند چشم روی تنِ چوبیاش؛
چشمهایی بیپلک، بیحرف، ولی بیدار.
بعضی درختها فقط درخت نیستند؛
سالها ایستادهاند تا چیزهایی را ببینند
که ما، در شتابِ رفتن، از کنارشان رد میشویم.
🌳👁️
#سهرابیسم
322
همین را دربارهی گردو میتوان گفت. شاید هیچ درختی به اندازهی گردو درخت نیست! با چه نیرو و اطمینانی درخت بودن خودش را به رخ میکشد!
با چه پشتکاری قد برمیافرازد و سخت و سنگین میشود؛ پشتکاری که در برگبرگش پیداست...
🙂↔️✨
بارون درختنشین | ایتالو کالوینو
322
+2
بالای انجیر، بالای توت، خوشجاییست؛ افسوس که درختانی کمیاباند.
🤤🍯
بارون درختنشین | ایتالو کالوینو
322
انجیر درختی است که باید همواره مواظب شاخههایش باشی که مبادا بشکند، ولی تا بخواهی جا برای گشتوگذار دارد.
کوزیمو زیر طاقی برگهای انجیر مینشست، گذر خورشید را از لای مویرگهای برگ تماشا میکرد، میوههای سبز و گرد را میدید که اندکاندک درشت میشد، بوی شیرهای را که از دُم میوه به درونش سرازیر بود حس میکرد.
انجیر درختی است که با آدم یکی میشود، شیرهاش و وزوز زنبورهایش با جان آدم میآمیزد.
چیزی نمیگذشت که کوزیمو خود را نیز انجیر حس میکرد:
دستپاچه میشد و میرفت.
🤤🍯🐝
بارون درختنشین | ایتالو کالوینو
