ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

کامبک هپی فیس

کامبک هپی فیس

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
1 555
订阅者
无数据24 小时
-37 天
+7530 天
帖子存档
Repost from N/a
مثلا یه روز بعد از اینکه وسط مهمونی معذبم کردن که آهنگ بزنم و گفتم نه. این کتاب رو ناغافل از بابا هدیه گرفتم، با پیام اینکه ا
+1
مثلا یه روز بعد از اینکه وسط مهمونی معذبم کردن که آهنگ بزنم و گفتم نه. این کتاب رو ناغافل از بابا هدیه گرفتم، با پیام اینکه اگه برای دل خودت ساز میزنی هیچ اشکالی نداره. #قصه‌های-من- و-بابا

Repost from N/a
دوروزه دارم مدام می‌نویسم که این رو نگم. امروز تولد هفتاد و نه سالگی باباست، ولی من وحشت زده‌ام. چند سال دیگه بابا دارم؟ هربا
دوروزه دارم مدام می‌نویسم که این رو نگم. امروز تولد هفتاد و نه سالگی باباست، ولی من وحشت زده‌ام. چند سال دیگه بابا دارم؟ هربار سحر می‌گه بابا مریض بود ولی من باور داشتم که خوب میشه ولی نشد. یاد تمام روزهایی می‌افتم که همه فکر می‌کردن بلایی سر بابا میاد ولی من مطمئن بودم می‌مونه پیشمون . هربار ژاله از باباش می‌گه و نمی‌گه چیزی از گوشه قلبم آروم سر می‌خوره پایین. به این فکر می‌کنم اگه مامان همیشه راهنمای من توی زندگی بوده و نور راهم، بابا پشتیبانم بوده، حتی وقتی بد بودم، خیلی بد بودم، دست از بودن پشت سرم و دوست داشتنم برنداشته. حالا مدام جمع و تفریق می‌کنم چند سال دیگه بابا دارم. بابا رو همین‌طور که هست. سه سال، پنج سال، چهارده سال. خودم رو قانع می‌کنم ما عمر طولانی داریم آدم‌ها تا ۹۵ سالگی سالم و سرحالن معمولا، ولی بعدش گریه‌ام می‌گیره. برای خودم برای ژاله برای سحر برای همه‌مون.

این چیه آخه 🤣🤣🤣🤣🤣

视频消息00:11

وقتی نیما خواست بره دوباره بعد چند ماه سرکار من خیلی ناراحت بودم ،الآنم دوباره ناراحتم که قراره نره.

به به چقد عالی گویا شرکت دوباره قراره تعطیل بشه.

عزیزم دیرت شد برو به سفرت برس دیگه.

اومده به حالت تحقیر آمیز میگه مگه تو رژیم نیستی چرا نوشابه میخوری.

خیلی جالبه همه خانواده نیما دارن زنگ میزنن سال تحصیلی و به بچه ها تبریک میگن ،مگه تبریک داره😐

مامانم عاشقمه ،دارم میگم خیلی بدم میاد پریود نمیشم میگه بدت بیاد سرتو بکوب به دیوار.

از جمعه شکر و نوشابه نمیخوره دهنمون و صاف کرده 😭😭هی از اینکه چقدر شکر و نوشابه بده میگه هی تاکید می‌کنه ماهم نخوریم وای.

قبلا یادمه میگفتن زنا با تلفن زیاد حرف میزنن الان من خیلی دقت کردم مردا واقعا زیاد با تلفن حرف میزنن ریز به ریز چیزا خونه رو به دوستاش میگه😳

یک ساعت گذاشتمشون مهد تنها بهتر شدن انگار در حضور من فقط گریه میکنن زود هم رفتم دنبالشون اومدیم خونه مامانم وای بابام چقد با تلفن حرف میزنم.

تا دوازده یک هم باید بمونم باهاشون تو مهد ،گیری افتادیم بقران.

یک ساعتی گذشته ولی حس میکنم داره از چشمام میزنه بیرون.

به نظرتون انسان با قدرت اختیارش چند ساعت می‌تونه جلوی اسهالش رو بگیره؟

اصلا حوصله خودمو ندارم.