ch
Feedback
کامبک هپی فیس

کامبک هپی فیس

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
1 329
订阅者
+3224 小时
+2627 天
+26230 天
帖子存档
قدرت ریسک ندارم کل سرمایم طلاس که میترسم بفروشم و چیزی نشه

مهسا دوران جنگ و بعدش تو فکر کار کردن و زدن کار بودی اومدی از اون فکر بیرون ؟!!

نه عزیزم

پریا که سالن دار شده قبلا هم تجربه کاری توی این حیطه داشته؟واسه خودم میپرسم ببینم میشه بدون سابقه رفت یا نه

واسه بعضیا بهترین کاره

بنظرم نکن :)

کلا تو مردی دیدی بعد طلاق یا فوت همسرش یک سال صبر کنه ؟ وفاداری از نظر ما زنا یه چیزه از نظر اونا یه چیز

مهسا دیروز فهمیدم طرفم دو سه ماه بعد جدایی با یکی دیگه وارد رابطه شده من ولی الان که یکسال و چند ماه میگذره تازه میتونم بگم مووان کردم. مشکل وارد رابطه شدنش نیست ولی جالبه برام که اسم اینو گذاشته بود کنش و واکنش و اینکه آره قدر همو ندونید آدما که لنگ نمیمونن! این مزخرفاتو تو کانالش نوشته بود الان فقط با خودم میگم یعنی من این همه وقت و احساس رو صرف کسی کردم که اسم این چیزا رو میذاره کنش و واکنش و هیچ احساسات عمیقی نداشته و مطمئنم الانم نداره و انقد آدم آسونیه و آسون میشه به دستش آورد و دردش اینه که لنگ نمونه و این آدم چقد هیچی از عشق نمیدونه

داشتم الان فک میکردم که اگه من باردار بشم صد در صد سقط میکنم ولی دیدم گوه میخورم واقعا تو اون شرایط اصلا دلشو ندارم من آراد و گفتن احتمالا سندرومه یک درصد به سقطش فک نکردم

وای واقعا کسی نمیتونه تو این زمینه نظر بده اونم بدون اینکه از شرایط شما و سبک زندگیتون باخبر باش

به نظرتون سقط کنم ؟ میشه کمکم کنید خودم زیاد آدم معتقدی نیستم ولی از عواقبش میترسم

یعنی موهامو نمیشورم زیاد هر سه روز یک بار

من تند تند نمیرم حموم😁

شما هم تند تند می‌رید حموم موهاتون چرب میشه؟ من جدیدا موهام چرب شده بخاطر حموم رفتن زیاد و استفاده از شامپو

من یکی سیو کردم حال ندارم بخونمش

دلم میخواد بشینم رمان زرد آبکی عاشقانه بخونم 🤣😐

همین دیگه همه تلاششون اینه پول بیشتری بره تو جیبشون واسه همین عموما مربی هارو جوری انتخاب میکنن که حتی تحصیلات خاصی نداشته باشن من یادمه مربی اول بچه ها به زور فارسی حرف میزد انقد لهجه شدیدی داشت اصلا نمی‌فهمیدم من چی میگه حتی خب واقعا لهجه ایرادی نداره قشنگن هست اما نه واسه بچه ای که تازه داره با کلمات آشنا میشه

مهسا یه چیزی راجب مهدکودک خصوصی گرون بگم بهت تو شهرمون پشمات میریزه من خودم بچه بودم تو این مهد بودم واقعا خوب بود دوستم تو همین مهد کار میکرد یکسال خونشو کرده بودن تو شیشه میگفت باورت میشه ظرف های یکبار مصرف که شیفت صبح استفاده میکردیم مجبورمون میکرد برای شیفت عصر بشوریمشون اصلا دور نمینداختن و برای روزهای دیگه هم استفاده میکردن یا حتی مثلا اول سال لیست تهیه میکردیم برای کاغذ رنگی و مقوا ، گفت وقتی میخواستیم کاردستی درست کنیم میرفت خرده کاغذهای سال های قبلو میورد میگفت با اینا درست کنید گفت مثلا سالاد برای بچه ها درست میکردیم میرفت بدترینو میورد😳😳بعد پولشونو نمیداد حقوقش خیلییی کم بود در ۸تومن فک کنم یا کمتر دوستم فرار کرد از اونجا بعد یکسال چون قرار داد داشت زودتر نمیتونست بره

یکی از دلایل اینکه مهتاب رفت این چیزا بود که دوست نداره درمورد مسائل خصوصیش حرف بزنه بس کنید دیگه .

واقعا عجیبید
واقعا عجیبید