841
订阅者
-124 小时
+817 天
+21030 天
帖子存档
844
ای کاش می دانستی
چقدر این موضع برایم درد آور است
اما وقتی به آن فکر میکنم
نه نمی خواهم آگاه باشی
شرم آور است که بدانی
شب ها چقدر اشک می ریزم
و چطور آرزو میکنم که در کنارم باشی
وانمود می کنم دستت را در دست دارم
و تمام آهنگ های غمگین برایم یاد آور
تو هستند.
844
به دوست داشتنت ادامه می دهم
در زیر خاک
آنجا که دیگر
نفسی نیست
نوری نیست
و حتی خاطره ای زنده نمی ماند.
844
اگه دیداری هم نباشه حتی اگه لمسی هم نباشه برای بعضیا همیشه تو دلمون جا هست تو هم یکی از این بعضیایی🙃.
