759
订阅者
-624 小时
-27 天
+12030 天
帖子存档
761
اینقد عاشقت بودم که هر موقع اسمت میومد همه بهم نگاه میکردن میگفتن اینو ببین چشاش دوباره داره برق میزنه
این بود عزیزم جوابش نابود کردنم بود؟
761
عاشقش بودم گرچه او عاشقم نبود در دلش همواره مهر قبلی ای بود.
نمیدانم چرا من سادهوعاشق،
ای کاش نبود این احساسات بیجا؛
گفته بودن این از آنان نیست.دوباره قلبم را گرفت خورد کرد ،
مگر تا چه حد ظلم؟
چرا ای خداوند هرکه به سویم می آید.دلش برای دیگری می تپد؟
شاید از این جهان چیزی از اینا برایمان نیست.
جز از اینکه عاشق شومو به او و دلدارش نگاه کنم.
و تا ابد چشم هایم همچون دریا برای او بگریند.
