ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

نجوای قلم|احمدی

نجوای قلم|احمدی

前往频道在 Telegram

🦋•به نام دادار دادآفرین نجوای‌ قلم بهانه‌ی صدای خاموش من است🌬 می‌نگارم اما همه وهم است. نجوا رسانِ شما☕️ https://t.me/SendHarfBot?start=0c5d47477869

显示更多
未指定国家未指定类别
203
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
Repost from ℓιcσтιc
کوشش کوتاه؛ با سلام و عرض ادب خدمت شما سیارک‌های عزیز؛ ‌جهت اینکه بنده در نوشتن نامه‌های برخی شما عزیزان تاخیر داشته و هنوز ن
کوشش کوتاه؛
با سلام و عرض ادب خدمت شما سیارک‌های عزیز؛ ‌جهت اینکه بنده در نوشتن نامه‌های برخی شما عزیزان تاخیر داشته و هنوز نامه‌هاتون رو به دستتون نرسوندم، و به جهت اینکه جمع ما صدتایی شده ولی هنوز مقدر به عرضه‌ی چالش "شیرینی" نشدم، لطفا این کوشش کوتاه بنده رو به عنوان عذرخواهی هرچند کوچکی پذیرا باشید. ‌خدمتتون باید عرض کنم که این پیام رو در مکان های امنتون باز‌فرست کنید تا بنده یک شیرینی یا کیکي که فکر می‌کنم مناسب شما و حال و هواتون باشه رو بهتون تقدیم کنم.
کرانه؛ تا پاسی از شب
نامعلومان؛ @Apandicsishere_bot
#challenge

نتم ضعیفه فردا ظهر حتما میذارم ممنونم بابت صبوریتون

#شاهنامه حَکیما چو کَس نیست گُفتن چه سود از این پَس بگو کآفرینش چه بود تویی کردهٔ کِردگارِ جهان ببینی هَمی آشکار وُ نَهان به گفتارِ دانندگان راه جُوی به گیتی بِپوی وُ به هَر کَس بِگوی زِ هَر دانشی چون سخن بِشنَوی از آموختن یِک زَمان نَغنَوی چو دیدار یابی به شاخِ سَخُن بدانی که دانش نیاید به من از آغاز باید که دانی دُرُست سِرِ مایه یی گوهَران از نُخُست که یَزدان زِ ناچیز چیز آفرید بِدان تا توانایی آرَد پَدید سِرِ مایه یی گوهران این چهار بَرآوَرده بی‌رَنج و بی‌روزگار یکی آتشی بَر شُده تابناک میانْ آب و باد از بَرِ تیره خاک نخُستین که آتش به جُنبش دَمید زِ گرمیش پَس، خُشکی آمد پَدید و زان پَس زِ آرام سَردی نُمود زِ سَردی هَمان باز، تَری فُزود چو این چار گوهَر، به جای آمدند زِ بَهرِ سِپَنجی سَرای، آمدند گُهرها، یِک اَندر دِگَر ساخته زِ هَر گونه، گَردن بَراَفراخته پَدید آمد این گُنبدِ تیز رَو شگفتی نماینده یی نَو به‌ نَو اَبَر دَه و دو هَفت شُد کَدخُدای گرفتند هَر یِک، سزاوار، جای دَرِ بَخشش و دادن، آمد پَدید ببخشید دانا چُنان، چون سَزید فلک‌ها، یِک اَندر دِگَر ، بَسته شُد بِجُنبید چون کار پیوسته شُد چو دریا و، چون کوه و، چون دَشت و راغ زَمین شُد به کِردارِ روشَن چراغ بِبالید کوه ، آب‌ها بَر دَمید سَرِ رُستَنی، سویی بالا کشید زمین را بُلندی نَبُد جایگاه یکی مَرکزی تیره بود و سیاه ستاره بَر او، بَرشِگِفتی نُمود به خاک اَندرون، روشنایی فُزود هَمی بَر شُد آتش، فُرود آمد آب هَمی گَشت گِردِ زمین، آفتاب گیاه رُست با چَند گونه درخت به زیر اَندر آمد، سَران‌شان زِ بَخت بِبالَد نَدارد جُز این، نیرویی نپویَد چو پویَندگان، ، هَر سویی

امشب میخوام شعر جدید بذارما

یکم دیگه ریکت بخوره؟🫠

این پیامو فور کن تا بهت یه نیک نِیم پیشنهاد بدم🙂‍↔️🫶
جوین شدن اینجا اجباری نیست💓
ظرفیت ۳۰ چنلِ اول.

@mymindpinterest عزیزان نجوای قلم اگر تمایل داشتید نگاهی به چنل بزرگوار بندازید✨

من از اتفاقهای غیر منتظرم شروع کردم به کتاب فروختن😐😂

https://t.me/SendHarfBot?start=0c5d47477869 خواستید یکم حرف بزنید

از پاییزتون

از مدرسه بگید

بیاید یکم خودتونو معرفی کنید

بیدارید

بچه‌ها

😂😂😂

Repost from N/a
خرسم خجالت کشید 🤣😑

بریم قطب جنوب فکر کنم خرستم خوشش بیاد😂

Repost from N/a
چمدونتو ببند عزیزم وقت رفتنه🌚🙂🧚‍♀

وا خب منم ببرین😂

Repost from N/a
و روزی من و خرسم تنهایی میریم سفر از یک شهر تا یک شهر دور تر ☀️