483
订阅者
-1424 小时
-757 天
-3030 天
帖子存档
482
بعد از رفتنِ بعضیها،
اتاق هم عوض میشه...
همون دیوارها،
همون پنجره...
ولی دیگه هیچچیز اون حسِ قبل رو نداره.
482
همیشه من بودم اون آدم صبوری من بودم اونی که حرف نمیزد وهمه چیو رو میرخت تو خودش من بودم من بودم که بعد از هر بار دلشکستن کنارتون موندم من بودم که هر وقت دلتون خواست رفتید و هر وقت عشقتون کشید بر گشتید اونی که انتظار کشید من بودم اونی که زخم زبونا تونو شنیدمن بودم اونی که نامردیا تو نو دید من بودم اونی که تو جوونی از کار هاتون پیر شد اما چیزی نگفت ناراحت نشید من بودم.️
