نوراَختر
前往频道在 Telegram
504
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
504
طنین نور، پژواک خاطرات
⊹آسمان، نه فقط یک بوم که آینهای است از گذشته. وقتی خورشید از پشت پردهی غبار، انگشتان طلاییاش را به زمین میرساند، انگار که دریچهای به سوی خاطرات دور گشوده میشود. هر پرتوی نور که از لابهلای شاخههای درختان میگذرد داستانی است که از سفری طولانی بازگشته. این خطوط نورانی، نه فقط مسیر امروزبلکه رد پای زماناند؛ یادآور آن روزهای روشن، آن لحظات شیرین، آن صداهای گمشده.
شاید همین پرتوها، زمانی بر چهرهی عزیزانمان تابیده بودند، در همان بیشه، کنار همان رودخانه. انگار که نور، پیام رسان کسانی است که دیگر نیستند، اما یادشان در جان ما زنده است. ذرات معلق در هوا، نه فقط رنگدهندهی نور، که غبار فراموشی زماناند. نوری که از میان این غبار میگذرد، انگار که از صافی خاطرات عبور کرده باشد؛ تلخ و شیرین، شفاف و مبهم. هر شعاع، آینهای است کوچک که بازتابی از لبخندی گمشده، یا اشکی که بر گونه چکیده، را به ما نشان میدهد.این پرتوهای مشائیل، برای منِ هنرست، نه فقط یک منظرهی زیبا، که سمفونی خاطراتاند. نوری که روح را لمس میکند، گذشته را زنده میسازد، و به ما یادآوری میکند که هر آنچه بوده، بخشی از نور ابدی وجود ماست. و این نور، حتی وقتی که آسمان تاریک میشود، در درون ما همچنان خواهد درخشید.
504
نور لطیفی بر شکوفهای سپید نشست؛ در خلوت باغ، بیتماشا و بیصدا.
باد آمد و زیبایی را برد و نور، بر جای خالی آن شکوفه، همچنان میتابید.
