ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

🏳️‍🌈𓆩𓆩پسر بزرگه‌ٔ بتمن𓆪𓆪🏳️‍⚧️

🏳️‍🌈𓆩𓆩پسر بزرگه‌ٔ بتمن𓆪𓆪🏳️‍⚧️

前往频道在 Telegram

فقط یه پسرِ غرق شده تو شیدایی خفیف!🍻 لطفا اگه زیر ۱۸ سال هستید اینجا نمونید. 🏳‍⚧🏳‍🌈 He/They(IDC) To the unknown: @DrownedBoy_bot

显示更多
未指定国家未指定类别
221
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-4130 天
帖子存档
دوستام رو خیلی دوست دارم🙏🏻 من دارم واسش از سایه چشمی که امروز کشیدم می‌فرستم، اون داره از خط لب کشیدنش می‌فرسته.

Cause I'm tired of being the responsible one? Like- Idk man... I just need someone that I can turn my brain off when I'm with him!

آدمایی که تو فصل ۴ زندگیم بودن و نمی‌شناختمشون الان وارد فصل ۹ زندگیم شدن. (نپرسید چطوری فصل‌بندی کردم. نمی‌دونم!)

بیرون رفتنم اینطوری شده که کارت نمی‌برم که خوراکی نخرم چون هم چاق می‌شم هم پول ندارم-

با تشکر از دوستایی که باعث شدن HOTD ببینم. این فکر کنم طولانی ترین استریکمه. به بهونه های‌والرین دوباره برگشتم رو اسپانیایی.�
+1
با تشکر از دوستایی که باعث شدن HOTD ببینم. این فکر کنم طولانی ترین استریکمه. به بهونه های‌والرین دوباره برگشتم رو اسپانیایی.🙏🏻

خیلی احساس دیوا بودن می‌کنم امروز. کلی عکس گرفتم از خودم و کلی ویس و ویدیو مسیج دادم🙏🏻

چون تو خالق من هستی، نسبت به تو تنفری تسکین‌ناپذیر خواهم داشت.
+1
چون تو خالق من هستی، نسبت به تو تنفری تسکین‌ناپذیر خواهم داشت.

شبیه پیرمردا عکس گرفتم امروز🙏🏻

And these are a few of my favorite things Fashion, walking, coffee and notebooks.🥂
+4
And these are a few of my favorite things
Fashion, walking, coffee and notebooks.🥂

And these are a few of my favorite things Fashion, walking, coffee and notebooks.🥂
+4
And these are a few of my favorite things
Fashion, walking, coffee and notebooks.🥂

همه فکر می‌کنن ذوق و استعداد ادبی-نداشته‌ام- رو از خانواده مادریم به ارث بردم که همه ادبیات خوندن و به همین دلیل می‌نویسم. درصورتی که اون بابامه که با ۶۵ سال سن نشسته یه داستان فانتزی-علمی-تخیلی رو نوشته و تموم کرده!

بین این همه آدم کسی نبود که دلش برایم بسوزد یا به من کمک کند. پس آیا من باید به دشمنانم محبت می‌کردم؟ نه، از همان موقع بود که
+1
بین این همه آدم کسی نبود که دلش برایم بسوزد یا به من کمک کند. پس آیا من باید به دشمنانم محبت می‌کردم؟ نه، از همان موقع بود که من با بشریت و در رأس آنها با کسی که مرا ساخته بود و به سوی این بدبختی تحمل ناپذیر فرستاده بود، اعلام جنگ ابدی کردم.

"حوایی" نداشتم که غم‌هایم را سبک کند و در افکارم شریک شود. Said the monster.
+1
"حوایی" نداشتم که غم‌هایم را سبک کند و در افکارم شریک شود.
Said the monster.