Woman's . #feminism closed
前往频道在 Telegram
Know your worth . . . - زن بودن، قدرته نه محدودیت. Speak up, shout out. — Little Me . @Rfkreibot( July 29, 2026 : A تقدیم شده )
显示更多未指定国家未指定类别
2 466
订阅者
无数据24 小时
-557 天
-11130 天
帖子存档
Repost from N/a
جࢪیانها و ࢪویکࢪدهاے فمینیستے؛ پارت اول.
فمینیسم یک جریان واحد نیست؛ در طول تاریخ، رویکردهای مختلفی شکل گرفتن که هرکدوم از زاویهای متفاوت به نابرابری جنسیتی و راههای مقابله با اون نگاه میکنن. بعضی بر قانون و حقوق تمرکز دارن، بعضی بر طبقه و اقتصاد و بعضی بر قدرت، هویت و تجربههای متفاوت زنان.
1. فمینیسم لیبرال. فمینیسم لیبرال بیشتر بر برابری حقوقی و فرصتهای برابر تمرکز داره. این جریان معتقده زنان باید از حقوق و آزادیهای برابر برخوردار باشن؛ از حق تحصیل و اشتغال گرفته تا مشارکت سیاسی و استقلال فردی. 2. فمینیسم رادیکال. فمینیسم رادیکال تلاش میکنه نابرابری جنسیتی رو در ساختارهای عمیق قدرت بررسی کنه. از نگاه این رویکرد، مسئله فقط چند قانون نابرابر نیست؛ بلکه روابط و هنجارهایی وجود دارن که میتونن سلطه بر زنان رو در جامعه بازتولید کنن. 3. فمینیسم مارکسیستی. فمینیسم مارکسیستی رابطهی میان جنسیت و طبقهی اجتماعی رو بررسی میکنه. این جریان بر نقش شرایط اقتصادی، کار، دستمزد و وابستگی اقتصادی در شکلگیری و تداوم نابرابری زنان تمرکز داره. 4. فمینیسم سوسیالیستی. فمینیسم سوسیالیستی تلاش میکنه نابرابری جنسیتی و طبقاتی رو در ارتباط با یکدیگر بررسی کنه. این رویکرد معتقده برای فهم موقعیت زنان، هم ساختارهای اقتصادی و هم روابط قدرت جنسیتی باید مورد توجه قرار بگیرن. 5. فمینیسم تقاطعی. فمینیسم تقاطعی به این مسئله توجه میکنه که تجربهی همهی زنان یکسان نیست. جنسیت میتونه در کنار عواملی مثل نژاد، طبقه، معلولیت و دیگر موقعیتهای اجتماعی قرار بگیره و تجربههای متفاوتی از تبعیض ایجاد کنه. 6. فمینیسم سیاه. فمینیسم سیاه از تجربهی زنان سیاهپوست شکل گرفت و نشون داد که نمیشه تجربهی اونها رو فقط با مسئلهی جنسیت توضیح داد. این جریان به ارتباط میان نژاد، جنسیت و طبقه توجه ویژهای داره. 7. فمینیسم پسااستعماری. فمینیسم پسااستعماری به تأثیر استعمار و روابط قدرت جهانی بر زندگی زنان میپردازه. این رویکرد با یکسان فرض کردن تجربهی زنان در سراسر جهان مخالفت میکنه و بر تفاوتهای تاریخی و اجتماعی جوامع تأکید داره. 8. اکوفمینیسم. اکوفمینیسم رابطهی میان نابرابری جنسیتی و مسائل زیستمحیطی رو بررسی میکنه. این رویکرد به ارتباط میان ساختارهای سلطه بر زنان، طبیعت و منابع طبیعی توجه داره. 9. فمینیسم ماتریالیستی. فمینیسم ماتریالیستی بر شرایط مادی زندگی زنان تمرکز داره؛ از کار و دستمزد گرفته تا کار خانگی و مراقبتی. این رویکرد بررسی میکنه که نابرابری چگونه در زندگی روزمره و تقسیم کار و منابع بازتولید میشه. 10. فمینیسم اگزیستانسیالیستی. فمینیسم اگزیستانسیالیستی بیشتر به آزادی، انتخاب و شکلگیری هویت زنان میپردازه. این رویکرد بررسی میکنه که جامعه چگونه میتونه زنان رو در نقشها و تعریفهای از پیش تعیینشده قرار بده و بر آزادی انتخاب اونها تأثیر بذاره.فمینیسم یک صدا و یک مسیر واحد نیست؛ مجموعهای از صداهاست که هرکدوم از نقطهای متفاوت به نابرابری نگاه کردن. شناخت این تفاوتها کمک میکنه فمینیسم رو گستردهتر و عمیقتر ببینیم.
Repost from N/a
آدمای خوب یه ویژگی بد دارن :
اگه بد بشن دیگه هیچوقت خوب نمیشن💥•
Repost from N/a
من همون دختریم کہ متاسفانہ هیچوقت گوشیش شارژ نداره. 🎧🌊
+1
مهسا موگویی : 💔
قهرمان تکواندو و آمادگی جسمانی بود که در جریان خیزش ۱۴۰۱ ایران در تاریخ ۳۱ شهریور به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد. حکومت مدعی است او در جریان تجمع حضور نداشته است و تیراندازی توسط افراد ناشناس با سلاح جنگی انجام شده است. وی مدالهای متعددی در تکواندو داشت و صاحب کمربند مشکی این رشته ورزشی بود. woman's ; with queen
+1
مهسا موگویی :
قهرمان تکواندو و آمادگی جسمانی بود که در جریان خیزش ۱۴۰۱ ایران در تاریخ ۳۱ شهریور به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد. حکومت مدعی است او در جریان تجمع حضور نداشته است و تیراندازی توسط افراد ناشناس با سلاح جنگی انجام شده است. وی مدالهای متعددی در تکواندو داشت و صاحب کمربند مشکی این رشته ورزشی بود. woman's ; with queen
Repost from N/a
تاریخ فمینیسم؛ آشنایی با موجهای فمینیستی.
فمینیسم نتیجهی قرنها تلاش زنان برای مقابله با نابرابری و به دست آوردن حقوقشون بود. در قرن نوزدهم، این تلاشها در بعضی کشورها به جنبشهایی سازمانیافتهتر تبدیل شد.
تاریخ فمینیسم معمولاً به چهار موج تقسیم میشه؛ هر موج روی مسائل و مطالبات خاصی تمرکز داشت.موج اول؛ مبارزه برای حقوق قانونی و سیاسی، از میانهی قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم.
موج اول بیشتر روی حق رأی، حق مالکیت، حق تحصیل و مشارکت سیاسی زنان تمرکز داشت. یکی از اتفاقهای مهم این دوره، کنوانسیون سنکا فالز در سال ۱۸۴۸ در آمریکا بود؛ نشستی که در اون، فعالان حقوق زنان خواستار پایان دادن به نابرابریهای قانونی و اجتماعی شدن. الیزابت کدی استنتون، سوزان بی. آنتونی و املی دیویسون از چهرههای شناختهشدهی این دوره بودن. زنان در کشورهای مختلف برای حق رأی مبارزه کردن و این حق رو در زمانهای متفاوت به دست آوردن. هدف اصلی موج اول، به رسمیت شناختن حقوقی مثل حق رأی، مالکیت، تحصیل و مشارکت سیاسی زنان بود.موج دوم؛ برابری در زندگی روزمره، تقریباً از دههی ۱۹۶۰ تا دههی ۱۹۸۰.
بعد از به دست آوردن بعضی حقوق قانونی، زنان متوجه شدن که برابری فقط به رأی دادن محدود نمیشه. تبعیض در محیط کار، دستمزد نابرابر، خشونت خانگی، نقشهای سنتی زنان و کنترل بدن و باروری، از مسائل مهم این دوره بودن. سیمون دو بووار و کتاب جنس دوم تأثیر زیادی بر تفکرات فمینیستی گذاشت. در این دوره، زنان بیشتر دربارهی این موضوع صحبت کردن که چرا جامعه نقشهایی مثل همسر، مادر و خانهدار بودن رو بهعنوان تنها جایگاه مناسب برای زنان معرفی میکنه. موج دوم تلاش کرد نابرابری رو از فضای قانون و سیاست، وارد بحثهای مربوط به خانواده، کار، بدن و زندگی روزمره کنه.موج سوم؛ توجه به تفاوت تجربهی زنان از دههی ۱۹۹۰.
در موج سوم، زنان تأکید کردن که تجربهی همهی زنان یکسان نیست. تجربهی یک زن ثروتمند با یک زن فقیر، یا یک زن سفیدپوست با یک زن سیاهپوست، میتونه تفاوت زیادی داشته باشه. عواملی مثل طبقه، نژاد، فرهنگ، ملیت و معلولیت هم میتونن روی تجربهی تبعیض و فرصتهای زندگی تأثیر بذارن. موضوعهایی مثل هویت، آزادی فردی، استانداردهای زیبایی، تصویر بدن و نقد کلیشههای جنسیتی بیشتر مورد توجه قرار گرفتن. موج سوم یادآوری کرد که فمینیسم باید تفاوت تجربههای زنان رو ببینه و صدای زنانی رو بشنوه که پیشتر کمتر دیده میشدن.موج چهارم؛ فمینیسم در عصر اینترنت، در روایت رایج از دههی ۲۰۱۰ به بعد.
موج چهارم با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی قدرت بیشتری گرفت. زنان تونستن تجربههاشون رو سریعتر به اشتراک بذارن، دربارهی تبعیض آگاهیرسانی کنن و جنبشهای گسترده شکل بدن. آزار جنسی، خشونت علیه زنان، امنیت زنان، تبعیض در محیط کار، زنستیزی آنلاین و فرهنگ سرزنش قربانی، از مسائل مهم این دورهان. جنبشهایی مثل #MeToo به زنان فرصت دادن تجربههای خودشون رو به شکل گسترده بیان کنن و توجه عمومی رو به ابعاد اجتماعی و ساختاری آزار و خشونت جنسی جلب کردن. اینترنت و شبکههای اجتماعی در این موج به ابزاری برای بیان تجربهها، آگاهیرسانی، سازماندهی و مبارزه با خشونت و تبعیض تبدیل شدن.خیلی از خواستههای موجهای قبلی هنوز هم در نقاط مختلف جهان ادامه دارن و جنبشهای فمینیستی همزمان روی مسائل مختلف کار میکنن. تاریخ فمینیسم، تاریخ تلاش مداوم زنان برای آزادی، برابری و حق انتخابه؛ تلاشی که با گذشت زمان گستردهتر شده و همچنان ادامه داره.
Repost from N/a
تاریخ فمینیسم؛ آشنایی با موجهای فمینیستی.
فمینیسم نتیجهی قرنها تلاش زنان برای مقابله با نابرابری و به دست آوردن حقوقشون بود. در قرن نوزدهم، این تلاشها در بعضی کشورها به جنبشهایی سازمانیافتهتر تبدیل شد.
تاریخ فمینیسم معمولاً به چهار موج تقسیم میشه؛ هر موج روی مسائل و مطالبات خاصی تمرکز داشت.موج اول؛ مبارزه برای حقوق قانونی و سیاسی، از میانهی قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم.
موج اول بیشتر روی حق رأی، حق مالکیت، حق تحصیل و مشارکت سیاسی زنان تمرکز داشت. یکی از اتفاقهای مهم این دوره، کنوانسیون سنکا فالز در سال ۱۸۴۸ در آمریکا بود؛ نشستی که در اون، فعالان حقوق زنان خواستار پایان دادن به نابرابریهای قانونی و اجتماعی شدن. الیزابت کدی استنتون، سوزان بی. آنتونی و املی دیویسون از چهرههای شناختهشدهی این دوره بودن. زنان در کشورهای مختلف برای حق رأی مبارزه کردن و این حق رو در زمانهای متفاوت به دست آوردن. هدف اصلی موج اول، به رسمیت شناختن حقوقی مثل حق رأی، مالکیت، تحصیل و مشارکت سیاسی زنان بود.موج دوم؛ برابری در زندگی روزمره، تقریباً از دههی ۱۹۶۰ تا دههی ۱۹۸۰.
بعد از به دست آوردن بعضی حقوق قانونی، زنان متوجه شدن که برابری فقط به رأی دادن محدود نمیشه. تبعیض در محیط کار، دستمزد نابرابر، خشونت خانگی، نقشهای سنتی زنان و کنترل بدن و باروری، از مسائل مهم این دوره بودن. سیمون دو بووار و کتاب جنس دوم تأثیر زیادی بر تفکرات فمینیستی گذاشت. در این دوره، زنان بیشتر دربارهی این موضوع صحبت کردن که چرا جامعه نقشهایی مثل همسر، مادر و خانهدار بودن رو بهعنوان تنها جایگاه مناسب برای زنان معرفی میکنه. موج دوم تلاش کرد نابرابری رو از فضای قانون و سیاست، وارد بحثهای مربوط به خانواده، کار، بدن و زندگی روزمره کنه.موج سوم؛ توجه به تفاوت تجربهی زنان از دههی ۱۹۹۰.
در موج سوم، زنان تأکید کردن که تجربهی همهی زنان یکسان نیست. تجربهی یک زن ثروتمند با یک زن فقیر، یا یک زن سفیدپوست با یک زن سیاهپوست، میتونه تفاوت زیادی داشته باشه. عواملی مثل طبقه، نژاد، فرهنگ، ملیت و معلولیت هم میتونن روی تجربهی تبعیض و فرصتهای زندگی تأثیر بذارن. موضوعهایی مثل هویت، آزادی فردی، استانداردهای زیبایی، تصویر بدن و نقد کلیشههای جنسیتی بیشتر مورد توجه قرار گرفتن. موج سوم یادآوری کرد که فمینیسم باید تفاوت تجربههای زنان رو ببینه و صدای زنانی رو بشنوه که پیشتر کمتر دیده میشدن.موج چهارم؛ فمینیسم در عصر اینترنت، در روایت رایج از دههی ۲۰۱۰ به بعد.
موج چهارم با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی قدرت بیشتری گرفت. زنان تونستن تجربههاشون رو سریعتر به اشتراک بذارن، دربارهی تبعیض آگاهیرسانی کنن و جنبشهای گسترده شکل بدن. آزار جنسی، خشونت علیه زنان، امنیت زنان، تبعیض در محیط کار، زنستیزی آنلاین و فرهنگ سرزنش قربانی، از مسائل مهم این دورهان. جنبشهایی مثل #MeToo به زنان فرصت دادن تجربههای خودشون رو به شکل گسترده بیان کنن و توجه عمومی رو به ابعاد اجتماعی و ساختاری آزار و خشونت جنسی جلب کردن. اینترنت و شبکههای اجتماعی در این موج به ابزاری برای بیان تجربهها، آگاهیرسانی، سازماندهی و مبارزه با خشونت و تبعیض تبدیل شدن.خیلی از خواستههای موجهای قبلی هنوز هم در نقاط مختلف جهان ادامه دارن و جنبشهای فمینیستی همزمان روی مسائل مختلف کار میکنن. تاریخ فمینیسم، تاریخ تلاش مداوم زنان برای آزادی، برابری و حق انتخابه؛ تلاشی که با گذشت زمان گستردهتر شده و همچنان ادامه داره.
پرنسس دایانا 🤎 . ملکه قلبها :
پرنسس دایانا، با نام کامل دایانا فرانسیس اسپنسر، در سال ۱۹۶۱ در انگلستان به دنیا آمد. او در سال ۱۹۸۱ با چارلز، شاهزاده ولز، ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نامهای ویلیام و هری شد. دایانا به دلیل شخصیت مهربان، صمیمی و توجه ویژهاش به مردم، محبوبیت زیادی در سراسر جهان پیدا کرد. او در فعالیتهای خیریه حضور فعالی داشت و از کودکان، بیماران و افراد نیازمند حمایت میکرد. رفتار متفاوت و ساده او باعث شد لقب «ملکه قلبها» را به دست آورد. زندگی شخصی او نیز با مشکلاتی همراه بود و سرانجام ازدواجش با چارلز به جدایی انجامید. دایانا در سال ۱۹۹۷ در پاریس بر اثر یک سانحه رانندگی درگذشت. مرگ او میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داد. با وجود گذشت سالها، نام او همچنان با مهربانی و انساندوستی پیوند خورده است. امروزه دایانا یکی از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ معاصر خاندان سلطنتی بریتانیا به شمار میرود.
پرنسس دایانا 🤎 . ملکه قلبها :
پرنسس دایانا، با نام کامل دایانا فرانسیس اسپنسر، در سال ۱۹۶۱ در انگلستان به دنیا آمد. او در سال ۱۹۸۱ با چارلز، شاهزاده ولز، ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نامهای ویلیام و هری شد. دایانا به دلیل شخصیت مهربان، صمیمی و توجه ویژهاش به مردم، محبوبیت زیادی در سراسر جهان پیدا کرد. او در فعالیتهای خیریه حضور فعالی داشت و از کودکان، بیماران و افراد نیازمند حمایت میکرد. رفتار متفاوت و ساده او باعث شد لقب «ملکه قلبها» را به دست آورد. زندگی شخصی او نیز با مشکلاتی همراه بود و سرانجام ازدواجش با چارلز به جدایی انجامید. دایانا در سال ۱۹۹۷ در پاریس بر اثر یک سانحه رانندگی درگذشت. مرگ او میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داد. با وجود گذشت سالها، نام او همچنان با مهربانی و انساندوستی پیوند خورده است. امروزه دایانا یکی از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ معاصر خاندان سلطنتی بریتانیا به شمار میرود.
میدونم شاید درست نباشه گفتنش ولی من تا ابد عاشق این سه مرد میمونم(پدرم و برادرام) ولی واقعا موجودیت مرد برای زمین یک چیز غیر ضروری هست و تا آخر درود بر بانوان
