ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

in my world

in my world

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
214
订阅者
-524 小时
-407 天
-5630 天
帖子存档
باورتون نمیشه که آدم‌ها چه تجربیات وحشتناکی میتونن داشته باشن و بازم ظاهر عادیشون رو حفظ کنن.

تو مرا آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت، تو خیالت راحت میروم از قلبت، می‌شوم دورترین خاطره در شب‌هایت تو به من میخندی و به خود میگویی: باز می‌آید و میسوزد از این عشق ولی برنمی‌گردم، نه میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد. عشق زیباست و حرمت دارد. -سهراب سپهری.

میدونم عجیبه ولی من یه برونگرای اجتماعیم:)😂💔

میزان ذخیزه تصویر آدما تو ذهنم از آدمایی که میشناسم بیشتر شده، یه عده بهم سلام میدن که چهرشون آشناس ولی نمیدونم کجا دیدمشون و متقابلا باهاشون احوالپرسی میکنم

من زحمت کشیدم هفته قبلی رو تموم کردم چخبره هی شنبه شنبه @

باورم نمیشه هیچکس پایه نیست تو این هوا بریم بستنی بخوریم...

عمیق نشدن خواب از شدت فکر کردن زیاد، یکی از زجرآورترین روتین‌های زندیگمه.

رژیم گرفتن تو جایی که تقریبا تنها تفریحی که داریم غذا خوردنه واقعا سخته...

مولانا: پس آدم دلش را به کی بسپارد؟ شمس: به کسی که سکوتت را هم بفهمد؛ نه فقط حرف هایت را.

بچه‌ها یه نفر داره با اسم و عکس من، از همه درخواست پول میکنه. لطفا براش واریز کنید، خودمم.😂

این درس خوندن تو ایران چه نفرینیه، هر رشته ای بری تهش پشیمونی، کلا دانشگاه نری باز پشیمونی، ارشد بخونی یا نخونی پشیمونی، هر گرایشی بخونی باز پشیمونی. هر دانشگاهی بری تهش پشیمونی دولتی آزاد غیردولتی پیام نور هرچی، چطور میشه سیستمی ساخت که همه اجزا و ارکانش داغون باشن:/

هنگام وزش طوفان، انسان بدبين از آن شكايت می‌كند، انسان خوش‌بين منتظر می‌ماند تا طوفان فرونشيند، و انسان واقع‌بين بادبان‌هايش را متناسب با آن تنظيم می‌كند.                   ✍ ويليام آرتور وارد

...

خداروشکر که هنوزم یه ته مونده امید هست:)

دیگه همه غروبا وایب غروب جمعه میدن💔

یک قدم تا فروپاشی روانی...

خداروشکر از در و دیوار داره میباره؛ به امید یه روز بهتر...

هردفعه از دانشگاه میرم سمت خونه، این حس و دارم دفعه آخریه که اینجارو میبینم...

به کسایی که دوره کارشناسی دانشگاه رو با آرامش و بدون استرس و نگرانی‌های جنگ ک مجازی شدن گذروندن، جدا حسودیم میشه...💔

Repost from N/a
گفتند که پایان شب سیه سپید است دروصل سخن آنچه سپید گشت سرم بود
مرتضی سعیدی
#ارسالی