ch
Feedback
𝙽𝚘𝚟𝚊

𝙽𝚘𝚟𝚊

前往频道在 Telegram

No time to waste. https://t.me/harfmanrobot?start=7203424738

显示更多
未指定国家未指定类别
1 016
订阅者
+9724 小时
+1447 天
+56830 天
帖子存档
مثل این که کم کم دارید لف میدید

من عاشق این فیلم شدم 😂🍓
من عاشق این فیلم شدم 😂🍓

بهتره دیگه سمت گاز نرم 😂

باز دستمو سوزوندم

چند چیز دیگه که کاش قبل از شروع کنکور می‌دونستم... یه سری چیزها هست که شاید قبل از شروع سال کنکور خیلی مهم به نظر نرسن، ولی وسط مسیر تازه می‌فهمی چقدر تأثیر دارن. اول از همه، منبع زیاد داشتن به معنی بیشتر خوندن نیست. قرار نیست برای هر درس چندتا کتاب داشته باشی که آخر سال نصف هرکدوم مونده باشه. یه منبع خوب که واقعاً کاملش کنی، خیلی بهتر از چندتا منبعیه که فقط اسمشون رو شنیدی. هر بار هم که دیدی یه کتاب جدید اومده و همه دارن ازش تعریف می‌کنن، لازم نیست سریع بری بخریش. منبعی که باهاش نتیجه می‌گیری، لزوماً محبوب‌ترین منبع بقیه نیست. یه چیز دیگه، نقطه شروع همه یکی نیست ممکنه یکی تابستون با پایه خوب شروع کنه و یکی هنوز چندتا درس رو درست بلد نباشه. پس اگر برنامه‌ی یه نفر دیگه رو دیدی و گفتی: «من چرا نمی‌تونم اینقدر بخونم؟» اول ببین اصلاً شرایطتون شبیه همه؟ قرار نیست چون فلانی از شهریور فلان تعداد تست می‌زنه، تو هم دقیقاً همون کار رو بکنی. برنامه باید برای تو نوشته بشه، نه برای آدمی که توی کانال یا اینستاگرام می‌بینی. موضوع بعدی آزمونه. آزمون آزمایشی قرار نیست هر بار بهت ثابت کنه چقدر خوبی یا بدی. ممکنه یه آزمون رو عالی بدی و آزمون بعدی خراب بشه. مهم این نیست که بعد آزمون بگی: «چند شدم؟» مهم‌تر اینه که بفهمی: کجا وقت کم آوردم؟ کدوم درس رو بلد نبودم؟ کجا بی‌دقتی کردم؟ کدوم اشتباه رو دارم دوباره تکرار می‌کنم؟ آزمون وقتی ارزش داره که بعدش چیزی ازش یاد بگیری. یه مورد دیگه که شاید از الان باید باهاش کنار بیای: روزهای صفر وجود دارن. یه روز ممکنه مریض باشی. یه روز ذهنت اصلاً همکاری نکنه. یه روز برنامه‌ات به هم بریزه. حتی ممکنه یه روز کامل هیچ کاری نکنی. این به معنی خراب شدن سالت نیست. اشتباه اصلی اونجاست که بعدش با خودت بگی: «خب دیگه خراب شد، از شنبه شروع می‌کنم.» نه. فرداش برگرد. حتی اگر با نصف توانت. یک روز بد، مشکل نیست؛ تبدیل کردن یک روز بد به یک هفته بد مشکله. یه چیز دیگه هم هست که خیلی‌ها دوست ندارن باهاش روبه‌رو بشن: درس‌هایی که ازشون می‌ترسی رو عقب ننداز. اگر از یک درس خوشت نمیاد یا همیشه درصدت توش پایینه، قرار نیست خودش یه روز صبح از خواب بیدار بشه و درست بشه :)) اتفاقاً باید زودتر باهاش روبه‌رو بشی. نه اینکه از روز اول روزی 5 ساعت براش وقت بذاری؛ فقط نذار تبدیل بشه به درسی که همیشه میگی: «بعداً درستش می‌کنم.» چون اون «بعداً» آخر سال معمولاً خیلی شلوغ‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی. مرور رو هم از همون اول جدی بگیر. خیلی راحت می‌شه یه مبحث رو خوند، تست زد و رفت سراغ فصل بعد. ولی چند هفته بعد که برمی‌گردی، می‌بینی نصف چیزهایی که فکر می‌کردی بلدی یادت نیست. قرار نیست هر چیزی رو هر روز دوباره بخونی. ولی باید از اول برای مرور جای مشخصی توی برنامه داشته باشی. چون یادگیری فقط «یک بار خوندن» نیست. و شاید مهم‌تر از همه: از خودت انتظار نداشته باش از روز اول آدم کاملی باشی. ممکنه یه هفته عالی درس بخونی و هفته بعد افت کنی ممکنه برنامه‌ات چند بار عوض بشه. ممکنه یه روش مطالعه رو امتحان کنی و بفهمی به دردت نمی‌خوره. این‌ها شکست نیستن. تو داری یاد می‌گیری چطور برای یک مسیر طولانی درس بخونی. و یه خواهش دیگه: از شهریور، زندگی‌ات رو تا روز کنکور جلو نبر. لازم نیست هر روز به این فکر کنی که: «اگه تا عید فلان‌قدر نخونم چی؟» «اگه رتبه‌ام نشه چی؟» «اگه آخرش نتونم چی؟» تو فعلاً فقط باید کار امروزت رو انجام بدی. کنکور قراره ماه‌ها بعد اتفاق بیفته. اگر هر روز از الان تا اون روز رو توی ذهنت زندگی کنی، فقط خودت رو خسته می‌کنی. و در آخر... از الان فقط دنبال انگیزه نباش. انگیزه میاد و میره. یه روز خیلی ذوق داری و یه روز اصلاً حوصله نداری. چیزی که قراره تو رو تا آخر مسیر برسونه، اینه که کم‌کم یاد بگیری حتی روزهای معمولی هم کارت رو انجام بدی. قرار نیست هر روز شاهکار باشه. قرار نیست همیشه 100% باشی. فقط سعی کن بیشتر روزها، یه قدم واقعی جلو بری. چون آخر سال، نتیجه رو روزهای فوق‌العاده نمی‌سازن؛ مجموع همین روزهای معمولی، خسته‌کننده و تکراریه که نتیجه رو می‌سازه. 🌱🤍

پاکسازی گوشی و شبکه‌های اجتماعی قبل از شروع سال کنکور، یکی از کارهایی که واقعاً ارزش داره انجام بدی، تمیز کردن فضای دیجیتاله. نه به این معنی که گوشی رو بشکنی و تا کنکور غیب بشی؛ چون برای خیلی‌هامون گوشی ابزار آموزشه. کلاس، ویدیو، آزمون، فایل و ارتباطاتمون ممکنه توی همین گوشی باشه. مشکل خود گوشی نیست؛ رابطه‌ایه که باهاش داریم. قبل از شروع، یه بار بشین و از خودت بپرس: > این اپلیکیشن واقعاً قراره توی مسیر من چه نقشی داشته باشه؟ مثلاً اینستاگرام اگر فقط باعث می‌شه هر بار پنج دقیقه بری و یک ساعت بعد برگردی، شاید لازم نباشه امسال مثل قبل کنارت باشه. بعضی کانال‌های کنکوری هم به جای کمک، فقط اضطراب می‌دن؛ ساعت مطالعه می‌بینی، تراز می‌بینی، یکی می‌گه «من از شهریور روزی ۱۴ ساعت می‌خونم» و یهو احساس می‌کنی از همه عقب افتادی. همه‌ی محتواهای کنکوری مفید نیستن. بعضی‌ها فقط حس درس خواندن می‌دن، بدون اینکه واقعاً تو رو به درس خواندن برسونن. برای همین قبل از شروع سال: کانال‌ها و پیج‌هایی که فقط اضطراب و مقایسه ایجاد می‌کنن حذف یا بی‌صدا کن. نوتیفیکیشن‌های غیرضروری رو خاموش کن. اپلیکیشن‌هایی که بیشترین زمانت رو می‌بلعن از صفحه اصلی بردار یا برایشان محدودیت زمانی بذار. گروه‌ها و چت‌های بی‌فایده رو ترک کن. محتوای آموزشی موردنیازت رو مشخص کن و بقیه رو جمع کن. اما یه اشتباه هم نکن: پاکسازی گوشی رو تبدیل به پروژه‌ی چندروزه نکن. قرار نیست سه روز وقت بذاری که بهترین اپ مسدودکننده رو پیدا کنی، والپیپر انگیزشی بسازی و صدتا کانال آموزشی بررسی کنی. هدف ساده‌ست: گوشی باید ابزار زندگی و درس تو باشه، نه جایی که هر بار برای فرار از کار سخت بهش پناه می‌بری. و آخرش یادت باشه؛ لازم نیست ثابت کنی که اراده‌ات خیلی قویه و می‌تونی ساعت‌ها کنار گوشی مقاومت کنی. گاهی عاقلانه‌ترین کار اینه که اصلاً خودت رو در معرض وسوسه قرار ندی. قرار نیست با گوشی بجنگی؛ فقط باید جوری محیطت رو بچینی که کمتر مجبور به جنگیدن بشی.

قبل از شروع سال کنکور، محیطت رو برای درس خوندن آماده کن یه چیزی که شاید خیلی ساده به نظر بیاد ولی واقعاً مهمه: شروع کردن نباید سخت‌تر از خودِ درس خوندن باشه. تصور کن می‌خوای درس بخونی؛ کتابت معلوم نیست کجاست، جزوه‌ات یه طرفه، خودکارت نیست، میز شلوغه، گوشی هم کنارت گذاشتی... بعد می‌گی: «خب حالا از کجا شروع کنم؟» همین «از کجا شروع کنم؟» می‌تونه ده دقیقه، نیم ساعت یا حتی بیشتر ازت زمان بگیره. برای همین قبل از شروع سال، محیطت رو ساده کن. لازم نیست میزت شبیه عکس‌های پینترست باشه :)) یه میز معمولی که رویش فقط وسایل موردنیاز همون پارت باشه، کاملاً کافیه. کتاب. منبع تست. دفتر. خودکار. آب. همین. وسایل اضافه رو جمع کن. و مهم‌تر از همه، گوشی رو از دسترس خارج کن. نه اینکه برعکسش کنی و بگی «من به خودم اعتماد دارم» :)) اگه می‌دونی با یه نوتیفیکیشن میری سراغش و بعد نیم ساعت برمی‌گردی، چرا باید کنار دستت باشه؟ بذار یه جای دورتر. نوتیفیکیشن‌های اضافی رو خاموش کن. برای چک کردنش زمان مشخص داشته باش. یه کار دیگه هم بکن: شب قبل، اولین کار فردات رو مشخص کن. نه اینکه صبح بشینی فکر کنی: «امروز چی بخونم؟» مثلاً از شب قبل بدونی: «فردا ساعت ۸ می‌شینم و اول فلان مبحث رو می‌خونم.» صبح فقط باید اجرا کنی، نه تصمیم بگیری. و در نهایت، دنبال محیط بی‌نقص نباش. قرار نیست قبل از شروع کنکور همه‌چیز رو عوض کنی، میز جدید بخری، اتاق جدید درست کنی و ده مدل وسیله داشته باشی. محیط خوب یعنی محیطی که شروع کردن رو برات راحت‌تر کنه. همین.

ترس از شروع؛ چرا بعضی وقت‌ها حتی نمی‌تونیم کتاب رو باز کنیم؟ عجیب‌ترین بخش کنکور شاید این باشه که بعضی وقت‌ها خودمون می‌دونیم باید شروع کنیم، حتی دلمونم می‌خواد شروع کنیم، ولی شروع نمی‌کنیم. نه خوابیم، نه کار ضروری داریم، نه واقعاً نمی‌خوایم موفق بشیم. فقط کتاب رو نگاه می‌کنیم و می‌گیم: «از فردا.» و فردا می‌شه هفته بعد. اما چرا؟ چون شروع کردن فقط شروع یک درس نیست. گاهی مغزت درس خوندن رو اینطوری نمی‌بینه: «بیا یک ساعت زیست بخونیم.» مغزت می‌بینه: «اگه شروع کنم باید ماه‌ها ادامه بدم.» «اگه بخونم و آخرش نشه چی؟» «اگه بفهمم واقعاً از بقیه عقبم چی؟» «اگه تمام تلاشم رو بکنم و باز هم موفق نشم چی؟» و دقیقاً همین‌جا ترس وارد می‌شه. بعضی وقت‌ها شروع نکردن امن‌تر از تلاش کردنه. تا وقتی شروع نکردی، هنوز شکست نخوردی. هنوز می‌تونی با خودت بگی: «اگه می‌خوندم، حتماً می‌شد.» اما وقتی واقعاً شروع می‌کنی، باید با واقعیت روبه‌رو بشی؛ ممکنه تست‌ها غلط باشن، ممکنه بفهمی پایه‌ات ضعیفه، ممکنه ساعت مطالعه‌ات کمتر از چیزی باشه که فکر می‌کردی. و این برای بعضی‌ها ترسناکه. یک دلیل مهم دیگه: شروع رو زیادی بزرگ می‌کنیم. به جای اینکه بگیم: «امروز فقط ۴۵ دقیقه شروع می‌کنم.» می‌گیم: «از فردا دیگه آدم جدیدی می‌شم؛ روزی ۱۰ ساعت، بدون گوشی، بدون اشتباه، بدون استراحت.» خب معلومه مغزت فرار می‌کنه! چون تو ازش یک قدم نخواستی؛ یک زندگی جدید رو همون لحظه ازش طلب کردی. از نظر رفتاری، هرچقدر کاری مبهم‌تر، بزرگ‌تر و سنگین‌تر دیده بشه، احتمال اهمال‌کاری بیشتر می‌شه. مغز معمولاً پاداش فوری رو به پاداش دور ترجیح می‌ده. برای همین اسکرول کردن گوشی که همین الان حس خوبی می‌ده، گاهی از پزشکی که سال‌ها بعد بهش می‌رسی جذاب‌تر می‌شه. پس با ترس از شروع چه کنیم؟ اول از همه، منتظر نرو که ترست کاملاً از بین بره. قرار نیست یک روز بیدار شی و بگی: «دیگه هیچ ترسی ندارم، آماده‌ام.» خیلی وقت‌ها آدم با وجود ترس شروع می‌کنه، نه بعد از اینکه ترسش از بین رفت. دوم، شروع رو کوچک کن. نه «امروز ۱۰ ساعت درس می‌خونم.» فقط: کتاب رو باز می‌کنم. ۱۰ صفحه می‌خونم. ۵ تا تست می‌زنم. فقط یک پارت رو انجام می‌دم. هدف این نیست که روز اول دنیا رو فتح کنی. هدف اینه که به مغزت ثابت کنی: «شروع کردن اتفاق ترسناکی نیست.» و یه نکته خیلی مهم برای خودم و شاید برای خیلی از شما: بعضی وقت‌ها ما از درس نمی‌ترسیم. از این می‌ترسیم که واقعاً تمام تلاش‌مون رو بکنیم و نتیجه‌ای که می‌خوایم نگیریم. اما من به این نتیجه رسیدم که ترسناک‌تر از شکست خوردن، اینه که سال‌ها بعد به گذشته نگاه کنی و بگی: «کاش حداقل امتحانش کرده بودم.» پس اگر الان از شروع می‌ترسی، شاید لازم نیست اول ترست رو نابود کنی. شاید فقط لازمه کتاب رو باز کنی. ترس می‌تونه باهات بیاد، ولی نباید رانندگی کنه.

قبل از شروع کنکور، خوابت رو با برنامه‌ات هماهنگ کن. یه اشتباه رایج اینه که فکر می‌کنیم خواب یه موضوع جدا از درس خوندنه. یعنی می‌گیم: «فعلاً هر ساعتی خوابم برد اشکال نداره، وقتی درس خوندن رو شروع کردم درستش می‌کنم.» ولی بعد می‌بینی برنامه‌ات نوشته 8 صبح شروع، در حالی که ساعت 2 نصف شب هنوز بیداری و داری به این فکر می‌کنی که فردا چطور بیدار شی :)) اگر می‌خوای سال کنکور صبح‌ها شروع کنی، قبل از شروع جدی مطالعه، ساعت بدنت رو هم آماده کن. ولی قرار نیست یه شب تصمیم بگیری از فردا ساعت 6 بیدار شی و انتظار داشته باشی بدنت هم باهات همکاری کنه. اگر الان مثلاً 9:30 بیدار می‌شی، اول برسونش به 9، بعد 8:30، بعد 8... کم‌کم. و یه نکته مهم: هدف، زود بیدار شدن نیست؛ هدف، داشتن خواب کافی و بیدار شدن در ساعتیه که می‌تونی واقعاً کار کنی. ممکنه یکی با 5 صبح شروع کردن فوق‌العاده باشه، یکی هم ساعت 8 تازه مغزش راه بیفته. قرار نیست برنامه‌ی خواب بقیه رو کپی کنی. چیزی که مهمه اینه که وقتی پشت میز می‌شینی، حس نکنی مغزت هنوز دنبال بالش می‌گرده. پس از همین قبل شروع، یه ساعت نسبتاً ثابت برای بیدار شدن داشته باش. صبح که بیدار شدی، نور روز بگیر و سعی کن سریع وارد حالت خواب‌آلودگی دوباره نشی. شب هم قبل خواب، کارهای فردا رو جمع کن و کم‌کم از فضای گوشی و محتوای شلوغ فاصله بگیر. و اگر یک شب خراب شد، فکر نکن: «خب دیگه خوابم به هم ریخت، از شنبه درستش می‌کنم.» فردا دوباره برگرد به ساعت معمولت خواب هم مثل درس خوندن، با تکرار درست می‌شه. ما قرار نیست فقط برای هفته‌های اول انرژی داشته باشیم. قرارِ چند ماه ادامه بدیم. پس از همون اول، چیزی رو انتخاب کن که بدنت بتونه تا آخر سال باهاش کنار بیاد.

قبل از اینکه برای کنکور برنامه بریزی، اول خودت رو بشناس یه اشتباهی که خیلی‌هامون قبل از شروع سال می‌کنیم اینه که مستقیم می‌ریم سراغ برنامه. دفتر باز می‌کنیم و شروع می‌کنیم به نوشتن: شنبه: فلان فصل... یکشنبه: فلان فصل... دوشنبه: آزمون ... سه‌شنبه: مرور... همه‌چیز هم روی کاغذ خیلی مرتب و منطقیه. ولی یه سؤال مهم: این برنامه بر اساس زندگی واقعی تو نوشته شده یا فقط چیزی بوده که دوست داشتی انجامش بدی؟ مثلاً شاید برای یک فصل فکر کردی دو ساعت زمان لازمه، ولی وقتی واقعاً می‌خونی می‌بینی سه ساعت و نیم طول کشیده. یا فکر کردی یک روز می‌تونی دو مبحث رو کامل جمع کنی، ولی آخر شب می‌بینی هنوز مبحث اول تموم نشده اینجاست که خیلی‌ها شروع می‌کنن به مقصر کردن خودشون: «من کندم» «من تنبلم» «من نمی‌تونم به برنامه برسم» در صورتی که شاید فقط زمان واقعی کارهات رو نمی‌شناختی. برای همین قبل از اینکه برنامه اصلی سال رو بچینی، یه مدت کوتاه خودت رو زیر نظر بگیر. ببین مثلاً یک ساعت مطالعه واقعی برای تو چقدر خروجی داره. ببین یک فصل معمولی چقدر طول می‌کشه. ببین بعد از چند پارت افت تمرکز پیدا می‌کنی. ببین چه ساعتی بهتر تست می‌زنی و چه ساعتی بیشتر برای مطالعه تشریحی مناسبه. حتی ببین معمولاً چرا برنامه‌ات خراب می‌شه. چون ممکنه مشکل اصلاً کمبود وقت نباشه؛ مشکل این باشه که برای هر کاری کمتر از زمان واقعی‌اش در نظر می‌گیری. یه نکته دیگه هم: همه‌ی درس‌ها رو با یک مدل برنامه نچین. ممکنه یک درس رو سریع جلو ببری ولی یک درس دیگه نیاز به آموزش، تمرین، تست و مرور بیشتری داشته باشه. پس اینکه برای هر دو دقیقاً یک مقدار زمان بذاری، لزوماً عادلانه نیست. و لطفاً کل هفته رو پر نکن. اگر برنامه‌ات از ۸ صبح تا ۱۰ شب حتی یک جای خالی هم نداره، احتمالاً با اولین اتفاق غیرمنتظره فرو می‌ریزه. یک پارت عقب افتاد؟ اشکال نداره. یک روز کمتر خوندی؟ اشکال نداره. قرار نیست برای هر عقب‌افتادگی، کل برنامه رو از اول بنویسی. برنامه باید قابل تنظیم باشه، نه شکننده. در نهایت من فکر می‌کنم قبل از اینکه بخوای برای کنکور آدم خیلی منظم و فوق‌العاده‌ای بشی، باید بفهمی نسخه واقعی خودت چطوری کار می‌کنه. چند ساعت می‌تونی بخونی؟ چه چیزی حواست رو پرت می‌کنه؟ کجاها کم میاری؟ کدوم درس‌ها بیشتر وقت می‌گیرن؟ وقتی اینا رو فهمیدی، تازه می‌تونی برای خودت برنامه بنویسی. چون قرار نیست برنامه‌ای داشته باشی که روی کاغذ فوق‌العاده باشه. قرارِ یه برنامه داشته باشی که وقتی زندگی واقعی شروع شد، هنوز بشه اجراش کرد.

خب شروع کنیم

دارم بخار پز میشممم

برق رفته

گرمهههه

حالا چیکار کنیم

برنجمونم دم دادید

کل این یه هفته من کوزت بودم

یه هفته خواستیم استراحت کنیمااا

بهتره هر چه زود تر درس خوندن رو شروع کنم

فک کنم مامانم منو با آشپز اشتباه گرفته